قطعات — دیوان اشعار مجیرالدین بیلقانی
مجیرالدین بیلقانی / دیوان اشعار
فهرست شعرها
- شمارهٔ ۴ — دعاگوی دیرینه مداح مجرم
- شمارهٔ ۳ — زهی باد بر تو و عکس حلمت
- شمارهٔ ۲ — شاها جمال طبلکی این زن وفاست کو
- شمارهٔ ۱ — جمال طبلکی! سگ بهتر از توست
- شمارهٔ ۶ — ای فرشته صفتی کز سر تعظیم و جلال
- شمارهٔ ۷ — بزرگ جهان خواجه شاه قدر
- شمارهٔ ۵ — صدر عالی اوحدالدین دام انعامه که هست
- شمارهٔ ۱۳ — ای آنکه لطیفه های طبعت
- شمارهٔ ۸ — به خدایی که بر میان قلم
- شمارهٔ ۱۵ — شاها بدان خدای که در دست قدرتش
- شمارهٔ ۹ — به خدایی که او به قدرت خویش
- شمارهٔ ۱۰ — نیکویی کن شها که در عالم
- شمارهٔ ۱۴ — صدرا! بدان خدای که مرغ ثناش را
- شمارهٔ ۱۲ — سپهر قدرا در قبضه کفایت تست
- شمارهٔ ۱۱ — زهی شکسته رواق سپهر نیلی را
- شمارهٔ ۲۱ — به خدایی که کلک قدرت او
- شمارهٔ ۲۳ — به خدایی که نفس ناطقه را
- شمارهٔ ۲۲ — صاحبا صدرا! به ذات آنکه کلک قدرتش
- شمارهٔ ۱۶ — خسروا! یک روزه عزم خدمتت
- شمارهٔ ۲۰ — شاها تویی آنکه از بزرگی
- شمارهٔ ۱۹ — مرا دوای دل خسته ساخت خواجه رفیع
- شمارهٔ ۱۸ — شاها بدان خدای که آثار صنع او
- شمارهٔ ۱۷ — کرم پناه جهان عز دین تویی که ز تو
- شمارهٔ ۲۹ — ز روح القدس دوش کردم سؤالی
- شمارهٔ ۲۷ — مرا ز غیبت خاقانی و خریش چه باک؟
- شمارهٔ ۲۸ — هوا ز انسان خنک شد کز جنان حورا همی گوید
- شمارهٔ ۳۰ — نه میر و شه بود هر کو کله دارد قبا بندد
- شمارهٔ ۳۱ — به خدایی که ید قدرت او
- شمارهٔ ۲۴ — ز گردون آرمیده چون بود خلق؟
- شمارهٔ ۲۵ — زهی ملک بخشی که از روی قدرت
- شمارهٔ ۲۶ — ای صدر شاه رتبت قطب فلک جلالت
- شمارهٔ ۳۸ — عیسی وقت ما رئیس الدین
- شمارهٔ ۳۷ — دریا دلا! کسی که گهر چین لفظ تست
- شمارهٔ ۳۹ — به جان آفرینی که ابر بهاری
- شمارهٔ ۳۲ — از بستر غم که جای بدخواه تو باد
- شمارهٔ ۳۶ — اوحد دین چون ز حادثات زمانه
- شمارهٔ ۳۴ — تو آفتاب و سحابی شها به چشم کرم
- شمارهٔ ۳۵ — به خدایی که روی گردون را
- شمارهٔ ۳۳ — به خدایی که در ستایش عقل
- شمارهٔ ۴۴ — چه فتوی کند خواجه خواجه زاده
- شمارهٔ ۴۷ — شمس یکدست که از دست من و زخم بدم
- شمارهٔ ۴۱ — به خدایی که قدرت او را
- شمارهٔ ۴۲ — هر که بر مردمان ستم نکند
- شمارهٔ ۴۵ — ای جهان کرم سلام علیک
- شمارهٔ ۴۶ — خداوندم ظهیرالدین ادام الله ایامه
- شمارهٔ ۴۳ — گفت آن کس که در جهان او را
- شمارهٔ ۴۰ — ای یازده امهات و نه آب
- شمارهٔ ۵۰ — چو گیتی بگسترد فرض جلالت
- شمارهٔ ۴۹ — از بلندی نه بر او راه دعای مستجاب
- شمارهٔ ۵۲ — حکیما درین سبزه گاه ستوران
- شمارهٔ ۵۱ — به فر دولت تو صد هزار کس هستند
- شمارهٔ ۵۳ — صفاهان خرم و خوش می نماید
- شمارهٔ ۵۴ — کرم پناها! گشتم اسیر آرزویی
- شمارهٔ ۴۸ — اکنون که روزگار به انصاف می نهد
- شمارهٔ ۵۵ — قسم به واهب عقلی که پیش علم قدیم
- شمارهٔ ۵۸ — زهی سپهر جنابی که عکس خاطر تو
- شمارهٔ ۶۰ — غم آباد ایام را آزمودم
- شمارهٔ ۶۱ — گل باغ فضلم زلال میم ده
- شمارهٔ ۵۷ — مرا دل نه و دردهای دلی
- شمارهٔ ۵۹ — به جان آفرینی که نزد جلالش
- شمارهٔ ۶۲ — هر آن عمری که آن از کام دل بر گوشه ای افتد
- شمارهٔ ۶۳ — خسروا! بر بساط خدمت تست
- شمارهٔ ۵۶ — حبر جهان فرید دبیر آنکه در جهان
- شمارهٔ ۶۴ — به خدایی که در موجودات
- شمارهٔ ۷۰ — ای خواجه تویی معامل من
- شمارهٔ ۷۱ — ای صدر بکن هر چه توانی ز تغافل
- شمارهٔ ۶۶ — صاحبا! داننده اسرار می داند که من
- شمارهٔ ۶۵ — دین پناها! دم جانبخش ترا
- شمارهٔ ۶۷ — سعد دین اسعد آن یگانه دهر
- شمارهٔ ۶۸ — جنت دنیاست عرض این همایون بارگاه
- شمارهٔ ۶۹ — این قوم نگر که باز هستند
- شمارهٔ ۷۵ — پذرفته ای گلاب دعاگوی خویش را
- شمارهٔ ۷۹ — عیسی نفسا! تویی که هر دم
- شمارهٔ ۷۸ — خرد را دوش گفتم کز که نازند؟
- شمارهٔ ۷۳ — ای کلک تو بر عروس کاغذ
- شمارهٔ ۷۲ — خدایگانا! معلوم رای روشن تست
- شمارهٔ ۷۷ — ای سرافراز مهتری که به دهر
- شمارهٔ ۷۶ — ای رای رفعیت آسمان را
- شمارهٔ ۷۴ — شاها! تویی آنکه از دل تست
- شمارهٔ ۸۶ — جان بر تو پاشم از دل چون دلستان مایی
- شمارهٔ ۸۷ — شمس یکدست که از دست من و بیم هجا
- شمارهٔ ۸۰ — زهی ملک بخشی که خصمت ندارد
- شمارهٔ ۸۲ — یاد بادا از آنکه وجه معاش
- شمارهٔ ۸۵ — خداوندا ترا گفتم که این شش طاق پیروزه
- شمارهٔ ۸۳ — به خدا گر خدا روا دارد
- شمارهٔ ۸۱ — خداوند من صارم الدین که طبعت
- شمارهٔ ۸۴ — بلند بختا با بختیان همت تو
- شمارهٔ ۸۸ — جانا همه آیت نکویی