نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۳ مجیرالدین بیلقانی

مجیرالدین بیلقانی / قطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

گفت آن کس که در جهان او را

بجز از زحمت جهان ننهند

نام او پختگان آتش لطف

بجز از خام قلتبان ننهند

پیش او زمره سبک روحان

قله قاف را گران ننهند

که مجیر آنکس است کز طمعش

در کف کس خط امان ننهند

اژدها طبع گردد از سخنش

هم سر گنج شایگان ننهند

چون زبانی شود زبانش اگر

مهر احسانش بر زبان ننهند

این چنین تهمتی به بی خردی

بر بزرگان خرده دان ننهند

این دو کلپتره را جواب بسی است

لیکن او را محل آن ننهند

کاشکی داندی که پر هنران

هنر خویش در هوان ننهند

هر که او بر کران نشست از بد

با وی انصاف در میان ننهند

تا تنور آتشین زبان نشود

نانش البته در دهان ننهند

هر که در قدح کم ز مدح آید

لقبش کامل البیان ننهند

وانکه چون آستان فتد در پای

پیش او سر بر آستان ننهند

در دل سوسن ار نه حربه کشد

زر حل کرده رایگان ننهند

تخت خورشید اگر نه تیغ زند

بر سر چارم آسمان ننهند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به توصیف افرادی می‌پردازد که تنها با تلاش و زحمت خود به موفقیت و بزرگی می‌رسند و کسانی که در جستجوی مقام و اعتباری بدون کوشش هستند، به حق خود نمی‌رسند. او بیان می‌کند که افرادی که دارای استعداد و هنر واقعی هستند، شایسته احترام و توجه هستند، اما بسیاری از افراد نادان و ناآگاه بر بزرگان بی‌دلیل خرده می‌گیرند. همچنین اشاره می‌کند که خداوند و بزرگان در برابر طمع‌کاران به سرمایه و مقام، هیچ‌گونه رحم و امانتی نمی‌دهند. شاعر تأکید می‌کند که فقط کسانی که با جدیت و اراده در پی هدف‌هایشان هستند، در نهایت به موفقیت می‌رسند و همان‌گونه که زبانشان در بیان احسان و محبت است، در عمل نیز قابل تقدیر هستند.