شمارهٔ ۵۸ مجیرالدین بیلقانی
مجیرالدین بیلقانی / قطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
زهی سپهر جنابی که عکس خاطر تو
به دست فکر کند عقده ذنب لاحل
اگر ز خدمت خیرالمآب دور افتاد
کسی که هم ز جناب تو یافت قدر و محل
تو مشتری صفتی وین دو سال در تقویم
نمی رسند بهم جرم مشتری و زحل
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره زیبایی و بزرگی محبوبی است که در زندگی شاعر جایگاه ویژهای دارد. شاعر به ارادت و عشق خود به این محبوب اشاره میکند و از فاصلهای که بین خود و او وجود دارد، نگران است. او با استفاده از تمثیلهایی مانند مشتری و زحل، به تفاوتها و فاصلهها اشاره میکند و تاکید میکند که این فاصلهها نمیتوانند از ارزش و مقام محبوب بکاهند.