شمارهٔ ۶۳ مجیرالدین بیلقانی
مجیرالدین بیلقانی / قطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خسروا! بر بساط خدمت تست
قدم طبع آسمان سایم
چون وطن بر ستانه تو کنم
سر چرخ برین سزد جایم
شکر یزدان که عقد مدحت تست
گوهر نظم عالم آرایم
پهن بگشای چشم ونقد ببین
تا کیم من چه نقد را شایم؟
از تو در سایه همای آمد
طوطی خاطر شکر خایم
فلکم نی گزاف میرانم
عالمم نی به هرزه می لایم
تو بهاری و من چمن چه شود؟
گر مطرز کنی سر و پایم
چونکه شایسته خزانه تست
هر گهر کز ضمیر پیرایم
تو هم از جنس اصطناع و صداع
آنچه بنمودنی است بنمایم
باسخای تو دی همی گفتم
که به تقدیر می کند رایم
آنکه دفع خزان بارد را
در حریم لباچه آرایم
گفت سهل است من به نیمچه ای
زینت و جاه تو بیفزایم
گفتمش در مصاف دشمن و دوست
چون علم نیمه ای میارایم
نیمه را نیمگان فرو آیند
من تمامم تمام فرمایم
باغبان بهشت مدح تو باد
وهم چالاک سحر پیمایم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره ستایش و تقدیر از ویژگیهای یک شخصیت مهم (که به احتمال زیاد شاعر به آن احترام میگذارد) نوشته شده است. شاعر با بیان احساسات و افکار خود، ابراز میکند که چگونه با وجود شرایط مختلف، عشق و ارادتش به این شخصیت همواره پایدار است. او به زیبایی و شکوه این شخصیت اشاره کرده و آن را در مقایسه با سایر عناصر طبیعی و زیبا قرار میدهد. در نهایت، شاعر تأکید میکند که مدح و ستایش این شخصیت به مثابه باغبانی است که درختان بهشت را پرورش میدهد و نشاندهنده اهمیت فراتر از زیباییهای ظاهری آن شخصیت است.