نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۱ مجیرالدین بیلقانی

مجیرالدین بیلقانی / قطعات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ای صدر بکن هر چه توانی ز تغافل

تا روز خود از وعده تو می شمرم من

باشد که ادب گیرم و جایی ننشینم

چون سیلی مطل تو فراوان بخورم من

از شعر و تقاضا دل و مغزم به خلل شد

در وعده بی مغز تو تا کی نگرم من؟

در کیسه ندارم درم قلب و گر نی

خود را به خود از غصه تو باز خرم من

کو دادگری کز سر انصاف تو زند دم؟

تا پیرهن از جور تو در پای درم من

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان احساسات شاعر در مورد بی‌توجهی و نادیده گرفتن دیگران می‌پردازد. شاعر از طرفی از ناامیدی و غم ناشی از وعده‌های بی‌عمل سخن می‌گوید و از طرف دیگر به دنبال ادب و آرامش است. او به تکرار موانع و مشکلات در زندگی خود اشاره می‌کند و به نوعی انتظار دادگری و انصاف دارد. در نهایت، احساسات عمیق او درباره ناامیدی و غصه ناشی از روابط غیرمنصفانه را به تصویر می‌کشد.