شمارهٔ ۱۸ مجیرالدین بیلقانی
مجیرالدین بیلقانی / ملمعات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
الصبح علی الضلام مقبل
ان تسق لنا المدام عجل
بنشان ز من ای غم تو مشکل
زان آب حیات آتش دل
سقیا لک فاسقنی حراما
ان کان دمی و انت فی حل
می خوردن و دادن از تو نیکوست
جود از قزل ارسلان عادل
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به شوق و اشتیاق خود برای نوشیدن شراب و فرار از غم و اندوه اشاره میکند. او از معشوقش میخواهد که به او آب حیات دهد و با اشاره به لذتهای زندگی، میگوید که نوشیدن شراب و بخشش از طرف معشوق کار نیکویی است. در واقع، شعر بیانگر تمایل به عشق و نوشیدن است، با یادآوری برخی از مسائلی که ممکن است با آن همراه باشد.