نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۵ مجیرالدین بیلقانی

مجیرالدین بیلقانی / ملمعات / وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)

قم فاسقنی فی زمن المهر جان

واصرف بصر الخمر عن صرف الزمان

موسم گل رفت و درآمد خزان

باده گلرنگ در آرید هان

یا حبذا الراح و یا حبذا

حسن اوانیه بهذا الاوان

باده صافی خور و بگشای دل

چون کف شه زاده قزل ارسلان

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از معشوقی که در زمان مهر و محنت است، می‌خواهد که به او باده‌ای بنوشاند و چشمش را از زمانه به دور نگه‌دارد. اشاره به فصل گل و آمدن خزان دارد و زیبایی و لذت نوشیدن باده را ستایش می‌کند. او به شادی و زیبایی جام‌ها در این زمان اشاره می‌کند و از باده‌ای صاف می‌گوید که دل را می‌گشاید. در نهایت، مقایسه‌ای با قدرتمندی و زیبایی از شاهزاده قزل ارسلان می‌کند.