نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۱ مجیرالدین بیلقانی

مجیرالدین بیلقانی / ملمعات / وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)

قم هات با عز الملح

صرفا سلافا فی القدح

کز باده می زاید فرح

در سینه غمگین من

من رقدة السکر انتبه

فاطلب زجاجا واسق به

بستان ز من عقل و بده

داد دل مسکین من

یا بدر دام الخیر لک

ارحم کئیبا قد هلک

تا کی کند هجرت نمک

در چشم عالم بین من

لا تحترق منی الجنان

لا تبل نفسی بالهوان

کانصاف سلطان ارسلان

از تو بخواهد کین من

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان احساسات و اندوه شاعر می‌پردازد. شاعر از شادی و سرور ناشی از نوشیدن شراب صحبت می‌کند و به longing (یا شوق و آرزو) برای خوشبختی و رهایی از غم اشاره دارد. او از غم‌های عمیقی که در دل دارد گله‌مند است و اشاره‌ای به کمبود عشق و رحمت در زندگی‌اش می‌کند. همچنین به شخصیتی اشاره می‌کند که می‌تواند در اوج خوبی‌ها و احترام بماند و از او درخواست کمک و رحمتی دارد. در کل، این شعر تلاشی است برای بیان تنهایی، درد و آرزوی آرامش.