شمارهٔ ۳۷ مجیرالدین بیلقانی
مجیرالدین بیلقانی / ملمعات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
الا یا ساکن الدار رأیت الثلج فی الدار
فاوقد بیننا جمرین من خمر و من نار
جهان از برف پر کافور قیصوریست پنداری
بیاور باده روشن که شد روی هوا تاری
ادر کأسین من لحظ و من مکنون خمار
ققلبی صار مسلوبا باکراه و اجبار
نه به زین موسمی باشد ز بهر عیش و میخواری
نه سلطان ارسلان دارد نظیری در جهانداری
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در بیتهای معرفیشده، شاعر به زیباییهای زمستان و برف در دنیای اطراف اشاره میکند و در عین حال خواستار نوشیدن شراب برای شادابی و فراموشی غمهاست. او تصویرهایی از طبیعت برفی و سرد ارائه میدهد و به تضاد میان زیباییهای عالم و غمهای دل میپردازد. همچنین با بیان حالت دلbroken و اجبار به ناتوانی میگوید که در این فصل سرد و زمستانی، شادی و خوشگذرانی سخت پیدا میشود و هیچیک از پادشاهان جهان نمیتوانند به اندازه آنچه که در دلش میگذرد، نسبت به شادابی و خوشی ارزشمند باشند.