نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۹ مجیرالدین بیلقانی

مجیرالدین بیلقانی / ملمعات / وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)

یا ملک المغرب و المشرق

مثلک فی العالم لم یخلق

بار خدایا! تویی آن شهریار

کز همه شاهان جهان بر حقی

بسطت ظل العدل فی الخافقین

وجدت ما شئت فلم یحمق

حق به تو چون ملک پدر باز داد

زود دهد ملک جهان مابقی

لا زلت فی الدوله مستظهرا

معتصب التاج علی المفرق

تا می و جام است به عالم مباد

دست تو بی جام می راوقی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره‌ی بزرگی و عظمت یک پادشاه است که در دو سرزمین مغرب و مشرق فرمانروایی می‌کند. شاعر به ستایش خداوند و این پادشاه می‌پردازد و او را از دیگر شاهان برتر می‌داند. او به عدالت پادشاه و برکت‌هایی که از حکومت او به دنیا جاری شده اشاره می‌کند و بر دوام و قدرتش در حکومت تأکید می‌ورزد. در انتها، شاعر آرزو می‌کند که همچنان می و خوشی در زندگی و حکومت او وجود داشته باشد.