نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۰ مجیرالدین بیلقانی

مجیرالدین بیلقانی / ملمعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

الراح الراح یا سؤلی یا املی

فالنور غاب و خاض النوم فی المقل

تویی که در همه عالم به حسن بی بدلی

می چو گل ز تو خواهم که لعبت چگلی

و اوقد الشمع من خدیک حین بدا

کالبدر فی الثور او کالشمس فی الحمل

به دیدن تو مرادیده روشنست مگر

تو خاک درگه خورشید خسروان قزلی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی و جذابیت محبوبی اشاره دارد که در دل شاعر تأثیر عمیقی گذاشته است. شاعر عشق و زیبایی معشوق را با تصاویری همچون گل و شمع و ماه مقایسه کرده و او را نورانی و دلربا به تصویر می‌کشد. احساساتی چون شگفتی و آرزو در برابر زیبایی معشوق به وضوح در این ابیات دیده می‌شود و شاعر از جاودانگی عشق خود سخن می‌گوید.