شمارهٔ ۴۷ مجیرالدین بیلقانی
مجیرالدین بیلقانی / ملمعات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن (رمل مثمن سالم)
اقبلا هذا مکانی منعما لولا زمانی
اسمعی یا نور عقلی صوت قلبی من لسانی
مردم از بهر خدا را ای غلام از دوستکانی
بر کفم نه تا زمانی زین جهان بازم رهانی
بارک الله ملاء بدر انت فی برج نعیم
هل نعیم الود لکن لیس خبر کالعیان
من به جان و تن نگارا با تو کی کردم توقف؟
تو مرا خوشتر ز جسمی تو مرا خوشتر ز جانی
طلع النجم الیمانی فأرقها فی الاوانی
نوش بادت در جوانی جام آب زندگانی
بین انس و أنیس و أغان و غوانی
هم سماعت ارغنونی هم شرابت ارغوانی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این متن، شاعر به توصیف مکانی سرشار از نعمت و خوشبختی میپردازد و از عشق و محبت خود به معشوق صحبت میکند. او به شکلی شاعرانه از لذتهای زندگی، از جمله زیباییها و شادیها، سخن میگوید و به ارتباط نزدیکش با معشوق تأکید میکند. شاعر همچنین به اهمیت زمان و لحظههای شیرین زندگی اشاره میکند و از نعمت جوانی و شادابی استقبال میکند. در نهایت، او به آوای خوش و زیباییهای زندگی اشاره دارد که در کنار وجود معشوق، معنی و ارزش بیشتری پیدا میکند.