نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۶ مجیرالدین بیلقانی

مجیرالدین بیلقانی / شکوائیه / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

هر دوست که اختیار ما بود

واندر بد و نیک یار ما بود

از غایت لطف و مهربانی

غمخواره و حق گزار ما بود

از طبع لطیف و طلعت خوب

در فصل خزان بهار ما بود

ما خرم و خوش به صحبت او

او شاد به روزگار ما بود

در هر کاری که باز جستیم

دیدیم که دوستدار ما بود

وز صحبت هر یکی ازیشان

شادی همه شب شکار ما بود

وز همدمی و صفای هر یک

در عشرت کار کار ما بود

رفتند چنانکه هر یکی را

غم در دل بی قرار ما بود

کردیم شمار چون بدیدیم

این حال نه در شمار ما بود

چون غم نخوریم چون شد از دست؟

هر دوست که غمگسار ما بود

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به وصف دوستانی می‌پردازد که در زندگی‌اش نقش مهمی داشته‌اند. او توصیف می‌کند که هر یک از این دوستان با مهربانی و لطافت، در زمان‌های خوب و بد کنار او بوده‌اند و باعث شادی و خوشحالی‌اش شده‌اند. اما حالا که دوستانش رفته‌اند و از او دور شده‌اند، او در غم و اندوه فرو رفته است. در نهایت، شاعر به این نکته اشاره می‌کند که فقدان این دوستان و غم آنها برایش قابل شمارش نیست و نمی‌داند چگونه بدون وجود این دوستان غمگسار، زندگی کند.