شمارهٔ ۳۷ مجیرالدین بیلقانی
مجیرالدین بیلقانی / شکوائیه / وزن: فعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم)
گلی کو کزان رنج خاری نیابی؟
میی کو کزان می خماری نیابی؟
به دشت جهان هر نفس عاشقان را
غم آید ولی غمگساری نیابی
ازین رهروان گر کسی برشماری
وزان حاصل الا شماری نیابی
مگر کار اهل عدم دارد ار نه؟
ازین جمع نا اهل کاری نیابی
اگر سقف گردون فرود آید از پا
بجز بر سر سوگواری نیابی
نگر گر میان جهان به نگردد
ز دریای غم بر کناری نیابی
مجیر از تو کار جهان برنگردد
که از سبزهای نو بهاری نیابی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این اشعار به رنج و درد زندگی اشاره دارد و به ما یادآوری میکند که در این دنیا، غم و اندوه همواره وجود دارد و برای آرامش و تسلی وجود عشق و محبت ضروری است. شاعر به این نکته اشاره میکند که عشق و زیباییها گذرا هستند و در میان مشکلات زندگی، کمتر میتوان آنها را یافت. به همین دلیل، برخی از انسانها در این مسیر به دنبال معنای عمیقتری از زندگی هستند و در نهایت، همواره باید با غم و اندوه کنار بیایند.