شمارهٔ ۸ مجیرالدین بیلقانی
مجیرالدین بیلقانی / شکوائیه / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
فلک باز از نهان خارم نهادست
که پیری پای بر کارم نهادست
مرا خاری چنین ننهاد دیگر
اگر چه خار بسیارم نهادست
بدین موی سپید ار راست خواهی
بنای رنج و آزارم نهادست
مرا تا دهر سنبل یاسمین کرد
به دل بر بار تیمارم نهادست
تحکم بین که گردون برگ کافور
به جای مشک بر بارم نهادست
معاذالله که این موی سپیدست!
که دل بر جنگ و پیکارم نهادست
به راه عیش بر، دامی است ز انده
که این چرخ ستمکارم نهادست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر دربارهٔ دردی است که زندگی و زمان برای شاعر به همراه داشته است. شاعر به بیان احساساتش در مورد پیری و مشکلات ناشی از آن میپردازد و میگوید که رنجها و سختیها به او خاری همچون موی سپید دادهاند. او احساس میکند که زمان و سرنوشت بر او ظلم کرده و بر دوشش بار سنگینی از غم و اندوه نهادهاند. در کل، شعر نمایانگر نارضایتی از چرخش روزگار و تأثیر آن بر زندگی انسان است.