شمارهٔ ۶ مجیرالدین بیلقانی
مجیرالدین بیلقانی / ترکیبات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خسروا قهر تو گر بار بر ایام نهد
صبح را عقل سیه روی تر از شام نهد
در سر آید تو نپرسی که چه؟ تا من گویم
توسن چرخ چو بی حکم تو یک گام نهد
صدمه تیغ تو و قوت حلمت به اثر
در زمین جنبش و اندر فلک آرام نهد
چرخ نیلوفری آن لحظه زند خنده چو گل
که چو نرگس مثلا بر کف تو جام نهد
دهر کون سوخته در دام کشد شخص عدوت
تا چو شد سوخته از غم لقبش خام نهد
عرصه بارگهت راست که بیند خورشید
چرخ را بنگه لوری سزد ار نام نهد
لوح محفوظ که از دفتر قدرت ورقی است
سر نهد بر خط حکم تو و ناکام نهد
گوش می دار که شمشیر زحل کینه تو
باج بر گردن تاچخ زن بهرام نهد
کار خصم تو اگر راست نماید که مباد
آن کژی دان که به صد حیلتش ایام نهد
دور این گلشن نه دایره در دام تو باد
تا به جان خار بداندیش تو مادام نهد
کار انصاف به دوران تو پر آب بماند
فتنه با دولت بیدار تو در خواب بماند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به وضعیتی پرداخته که در آن قهر و ناملایمات باعث ایجاد مشکلاتی در زندگی بشر شده است. او با زبان تمثیلی به وصف تأثیر قهر میپردازد و به این نکته اشاره میکند که عقل انسان در برابر تلخیها و سختیها ناتوان است. شاعر به نیرومندی و تأثیر قهر و عفو اشاره دارد و نتیجهگیری میکند که با وجود مشکلات و خصومتها، آرامش و انصاف در دوران سختی باید حفظ شود. در نهایت، او به این امیدواری میرسد که فتنهها و مشکلات به خواب روند و بر دوش عدالت قرار گیرد.