نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷ مجیرالدین بیلقانی

مجیرالدین بیلقانی / ترکیبات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

خسروا! دور فلک سخره فرمان تو باد

طاق گردون گرهی از خم ایوان تو باد

آفتابی که جهان غرقه احسان وی است

جای آسایش او سایه احسان تو باد

جرم مه را که چو نعلی است در آتش هر مه

سرمه چشم ز گرد سم یکران تو باد

باد بد گوی تو حاشا چو گریبان بی سر

وز شرف هفت فلک گوی گریبان تو باد

قرص خورشید فراز فلک کاسه صفت

روز روزی خور و شب ریزه بر خوان تو باد

ای شده فتح سرافراز، ز پای علمت

دست بر سر عدو از تیغ سرافشان تو باد

قوت جان ملا اعلی چون مدحت تست

قوت فیض الهی مدد جان تو باد

تو محمد صفتی خاصه به احسان و کرم

هم مجیر از پی احسان تو حسان تو باد

چون نوای سخن اینجا به فرو داشت رسید

هر چه خواهی تو که آن تو بود آن تو باد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به ستایش و تمجید از شخصیت و قدرت خسروا (شاه) پرداخته است. شاعر خواستار این است که فرمانروایی و بزرگی خسروا همواره بر دنیا حاکم باشد و سایهٔ او بر همگان گسترده شود. او از آفتاب به عنوان نماد بخشش و احسان یاد می‌کند و آن را در کنار شاه می‌گذارد. همچنین به زیبایی و عظمت کلام و علم او اشاره می‌کند و بر قدرت و نفوذش در برابر دشمنان تأکید می‌ورزد. در نهایت، شاعر از ویژگی‌های نیکوی خسروا، همچون احسان و کرم، یاد می‌کند و می‌گوید هر چه بخواهد به او تعلق دارد. این شعر نشان‌دهنده‌ی احترام و ارادت شاعر به مقام و شخصیت شاه است.