نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۰۵ بیدل دهلوی

بیدل دهلوی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

خیال قرب غفلت دوری ازانس است محرم را

تبسم‌های‌گندم چین دامن گشث آدم را

حوادث‌کج سرشتان را نبخشد وضع همواری

بود مشکل‌کشاکش ازکمان بیرون برد خم را

ز جرأت قطع‌کن‌گر مرد میدانگاه تسلیمی

که تیغ اینجا برشها می‌شمارد ریزش دم را

سراغ از هرچه‌گیری بی‌نشانی جلوه‌ها دارد

غبار وحشتی از بال عنقاگیر عالم را

ز تحریک مژه بر پرده‌های دیده می‌لرزم

که‌نوک خامه ازهم می‌شکافد صفحهٔ نم را

اگر ازگرد راهت چشم آهو سرمه بردارد

تحیر همچوتار شمع سوزد جوهر رم را

درین محفل ندارد عافیت وضع ملایم هم

اگربستروگربالین همان زخم است مرهم را

به چشم شوخ تاکی عیب‌جوی یکدگربودن

مژه برهم زنید وبشکنید آیینهٔ هم را

درین‌گلشن نقابی نیست غیر از شرم پیدایی

به عریانی همان جوش عرق پوشید شبنم را

کج‌اندیشان ندارند آگهی از راستان بیدل

ز انگشت است یک‌سر میل کوری چشم خاتم را

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بررسی موضوعاتی چون غفلت، دوری از انسانیت و مشکلات زندگی می‌پردازد. شاعر به تمثیل‌های زیبا و طبیعت اشاره می‌کند و نشان می‌دهد که چگونه حوادث زندگی می‌توانند سختی‌هایی را به همراه داشته باشند. او به جرأت در برابر مشکلات دعوت می‌کند و از پذیرش تسلیم هشدار می‌دهد. همچنین به تردیدها و تحیرهایی که انسان‌ها در مواجهه با واقعیت‌ها دارند، اشاره می‌کند و به این نکته تأکید می‌کند که درک درست از خود و دیگران مهم است. در نهایت، شاعر به عمق افکار کج‌اندیشان می‌پردازد که از حقیقت‌ها غافل‌اند و به محدودیت‌های بینایی نمادین اشاره می‌کند.