غزلیات — بیدل دهلوی
فهرست شعرها
- غزل شمارهٔ ۸ — روزیکه زد به خواب شعورم ایاغ پا
- غزل شمارهٔ ۷ — خط جبین ماست هم آغوش نقش پا
- غزل شمارهٔ ۴ — او سپهر و منکف خاک اوکجا و منکجا
- غزل شمارهٔ ۳ — ای خیالِ قامتت آهِ ضعیفان را عصا
- غزل شمارهٔ ۲ — اگر به گلشن ز ناز گردد قدِ بلندِ تو جلوهفرما
- غزل شمارهٔ ۶ — جولان ما فسرد به زنجیر خواب پا
- غزل شمارهٔ ۱ — آیینه بر خاک زد صُنعِ یکتا
- غزل شمارهٔ ۵ — کردهام باز به آن گریهٔ سودا، سودا
- غزل شمارهٔ ۱۶ — جوش اشکیم وشکست آیینهدار است اینجا
- غزل شمارهٔ ۱۳ — آبیار چمن رنگ، سراب است اینجا
- غزل شمارهٔ ۱۴ — صبح پیری اثر قطع امید است اینجا
- غزل شمارهٔ ۹ — آخر ز فقر بر سر دنیا زدیم پا
- غزل شمارهٔ ۱۵ — جام امید نظرگاه خمار است اینجا
- غزل شمارهٔ ۱۱ — به دعوت همکسی راکس نمیگوید بیا اینجا
- غزل شمارهٔ ۱۲ — پل و زورق نمیخواهد محیطکبریا اینجا
- غزل شمارهٔ ۱۰ — به اوج کبریا کز پهلوی عجز است راه آنجا
- غزل شمارهٔ ۲۰ — به مهر مادر گیتی مکش رنج امید اینجا
- غزل شمارهٔ ۲۱ — دریای خیالیم و نمی نیست در اینجا
- غزل شمارهٔ ۱۹ — کسی در بندغفلتماندهای چون من ندید اینجا
- غزل شمارهٔ ۱۸ — نه طرح باغ و نه گلشن فکندهاند اینجا
- غزل شمارهٔ ۲۳ — شب وصل است و نبود آرزو را دسترس اینجا
- غزل شمارهٔ ۲۲ — چون غنچه همان به که بدزدی نفس اینجا
- غزل شمارهٔ ۱۷ — در خموشی همه صلح است، نه جنگ است اینجا
- غزل شمارهٔ ۲۴ — در محفل ما و منم، محو صفیر هر صدا
- غزل شمارهٔ ۲۵ — درین نه آشیان غیر از پر عنقا نشد پیدا
- غزل شمارهٔ ۳۰ — نشد در این درسگاه عبرت به فهم چندین رساله پیدا
- غزل شمارهٔ ۲۸ — کو بقا گر نفست گشت مکرر پیدا
- غزل شمارهٔ ۲۷ — کجا الوان نعمت زین بساط آسان شود پیدا
- غزل شمارهٔ ۲۹ — چه ظلمت است اینکه گشت غفلت به چشم یاران ز نور پیدا
- غزل شمارهٔ ۳۱ — بر آن سرم که ز دامن برون کشم پا را
- غزل شمارهٔ ۲۶ — چه امکان است گرد غیر ازین محفل شود پیدا
- غزل شمارهٔ ۳۲ — به رنگ غنچه سودای خطت پیچیده دلها را
- غزل شمارهٔ ۳۸ — موج پوشید روی دریا را
- غزل شمارهٔ ۴۰ — نسیم شانه کند زلفِ موجِ دریا را
- غزل شمارهٔ ۳۵ — خط آوردی و ننوشتی برات مطلب ما را
- غزل شمارهٔ ۳۹ — نزیبد پردهٔ فانوس دیگر شمع سودا را
- غزل شمارهٔ ۳۳ — پریشان نسخه کرد اجزای مژگان تر ما را
- غزل شمارهٔ ۳۴ — جز پیش ما مخوانید افسانهٔ فنا را
- غزل شمارهٔ ۳۶ — گذشت از چرخ و بگرفت آبله چشم ثریا را
- غزل شمارهٔ ۳۷ — کسی چه شکر کند دولت تمنا را
- غزل شمارهٔ ۴۸ — حسابی نیست با وحشت جنون کامل ما را
- غزل شمارهٔ ۴۷ — در عالمی که با خود رنگی نبود ما را
- غزل شمارهٔ ۴۲ — نگاه وحشی لیلی چه افسون کرد صحرا را
- غزل شمارهٔ ۴۶ — جنون کی قدردان کوه و هامون میکند ما را
- غزل شمارهٔ ۴۴ — به خاک تیره آخر خودسریها میبرد ما را
- غزل شمارهٔ ۴۱ — نفس آشفته میدارد چو گل جمعیت ما را
- غزل شمارهٔ ۴۵ — ز بزم وصل خواهشهای بیجا میبرد ما را
- غزل شمارهٔ ۴۳ — دو روزی فرصت آموزد درود مصطفا ما را
- غزل شمارهٔ ۵۴ — نقاب عارض گلجوش کردهای ما را
- غزل شمارهٔ ۵۶ — شرر تمهید سازد مطلب ما داستانها را
- غزل شمارهٔ ۵۰ — محبت بس که پر کرد از وفا جان و تن ما را
- غزل شمارهٔ ۵۲ — نشاند بر مژه اشک ز هم گسستهٔ ما را
- غزل شمارهٔ ۵۵ — درین وادی چسان آرام باشد کاروانها را
- غزل شمارهٔ ۵۱ — مکن سراغ غبارِ ز پا نشستهٔ ما را
- غزل شمارهٔ ۵۳ — خدا چو شمع دهد جرأت آب دیدهٔ ما را
- غزل شمارهٔ ۴۹ — سری نبود به وحشت ز بزم جستن ما را
- غزل شمارهٔ ۶۴ — شور جنون در قفسی با همه بیگانه برآ
- غزل شمارهٔ ۵۷ — گذشتگان که هوس دیدهاند دنیا را
- غزل شمارهٔ ۶۲ — فرصتی داری زگرد اضطراب دل برآ
- غزل شمارهٔ ۵۸ — حسنی است بر رخش رقم مشک ناب را
- غزل شمارهٔ ۶۰ — یک آه سرد نیمشبی از جگر برآ
- غزل شمارهٔ ۶۱ — نیستی پیشهکن از عالم پندار برآ
- غزل شمارهٔ ۶۳ — با دلِ آسوده از تشویشِ آب و نان برآ
- غزل شمارهٔ ۵۹ — فال حباب زن، بشمر موج آب را
- غزل شمارهٔ ۷۲ — فشاند محمل نازت گل چه رنگ به صحرا
- غزل شمارهٔ ۶۶ — هرزه برگردون رساندی وهم بود و هست را
- غزل شمارهٔ ۷۰ — به خیال آن عرق جبین ز فغان علم نزدی چرا
- غزل شمارهٔ ۷۱ — ای غافل از رنج هوس آیینهپردازی چرا
- غزل شمارهٔ ۶۷ — خاکسار تو تپیدن کند آغاز چرا
- غزل شمارهٔ ۶۵ — بیا تا دیکنیم امروز فردای قیامت را
- غزل شمارهٔ ۶۹ — خار غفلت مینشانی در ریاض دل چرا
- غزل شمارهٔ ۶۸ — پرتو آهی ز جیبتگل نکرد ای دل چرا
- غزل شمارهٔ ۷۳ — حیفکز افلاس نومیدی فواید مرد را
- غزل شمارهٔ ۷۷ — آنجا که فشارد مژهام دیدهٔ تر را
- غزل شمارهٔ ۷۴ — ستم است اگر هوست کشد که بهسیر سرو و سمن درآ
- غزل شمارهٔ ۷۶ — نمیدزدد کس از لذات کاهشآفرین خود را
- غزل شمارهٔ ۷۹ — شوق اگر بیپرده سازد حسرت مستور را
- غزل شمارهٔ ۷۸ — ای آب رخ از خاک درت دیدهٔ تر را
- غزل شمارهٔ ۸۰ — عشق اگر در جلوه آرد پرتو مقدور را
- غزل شمارهٔ ۷۵ — به شبنم صبح، اینگلستان، نشاند جوش غبار خود را
- غزل شمارهٔ ۸۵ — گرکنی با موج خونم همزبان شمشیررا
- غزل شمارهٔ ۸۶ — هرکجا تسلیم بندد بر میان شمشیر را
- غزل شمارهٔ ۸۷ — هستی بهتپش رفت واثرنیست نفس را
- غزل شمارهٔ ۸۱ — پاس کار خود نباشد صاحب تدبیر را
- غزل شمارهٔ ۸۸ — کی جزا میرسد از اهل حیا سرکش را
- غزل شمارهٔ ۸۲ — تا بهکی در پرده دارم آه بیتأثیر را
- غزل شمارهٔ ۸۴ — گر کماندار خیالت در زه آرد تیر را
- غزل شمارهٔ ۸۳ — ز آهم مجویید تأثیر را
- غزل شمارهٔ ۹۴ — جوش زخمم داد سر در صبح محشر تیغ را
- غزل شمارهٔ ۹۳ — چهامکان است فردا عرض شوخی ناتوانش را
- غزل شمارهٔ ۹۵ — گر، دمی، بوس کفتگردد میسر تیغ را
- غزل شمارهٔ ۹۱ — مکش ای آفتاب از فکر زربرپشت آتش را
- غزل شمارهٔ ۹۶ — سادگی باغیست طبع عافیتآهنگ را
- غزل شمارهٔ ۸۹ — لب جویی که از عکس تو پردازیست آبش را
- غزل شمارهٔ ۹۰ — نباشدگرکمند موج تردستی حجابش را
- غزل شمارهٔ ۹۲ — به یاد آرد دل بیتاب اگر نقش میانش را
- غزل شمارهٔ ۹۷ — عشق هرجا شوید از دلها غبار رنگ را
- غزل شمارهٔ ۱۰۰ — به تردستی بزن ساقی غنیمتدار قلقل را
- غزل شمارهٔ ۱۰۲ — بهار اندیشهٔ صدرنگ عشرتکرد بسمل را
- غزل شمارهٔ ۱۰۳ — بر طاق نه تبخیر جاه و جلال را
- غزل شمارهٔ ۱۰۱ — به گلشن گر برافشاند ز روی ناز کاکل را
- غزل شمارهٔ ۱۰۴ — ای چشم تو مهمیز جنون وحشیِ رم را
- غزل شمارهٔ ۹۸ — گر کنم با این سر پرشور بالین سنگ را
- غزل شمارهٔ ۹۹ — اگرحیرت بهاین رنگست دست وتیغ قاتل را
- غزل شمارهٔ ۱۱۱ — غم، طرب جوشکرده است مرا
- غزل شمارهٔ ۱۰۷ — نباشد بیعصا امداد طاقت پیکر خم را
- غزل شمارهٔ ۱۰۸ — بوی وصلتگر ببالاند دل ناکام را
- غزل شمارهٔ ۱۰۹ — در طلب تا چند ریزی آبرویکام را
- غزل شمارهٔ ۱۱۲ — شکوهٔ جور تو نگشاید دهان زخم را
- غزل شمارهٔ ۱۰۵ — خیال قرب غفلت دوری ازانس است محرم را
- غزل شمارهٔ ۱۱۰ — کی بود سیری ز ناز آن نرگس خودکام را
- غزل شمارهٔ ۱۰۶ — گریک نفس آیینهکنی نقش قدم را
- غزل شمارهٔ ۱۱۴ — زین وجودیکز عدم شرمنده میگیرد مرا
- غزل شمارهٔ ۱۱۵ — عبرتیکوتا لب از هذیان به هم دوزد مرا
- غزل شمارهٔ ۱۱۶ — چو تخم اشک بهکلفت سرشتهاند مرا
- غزل شمارهٔ ۱۲۰ — بس که دارد ناتوانی نبض احوال مرا
- غزل شمارهٔ ۱۱۳ — کیستکز راه تو چون خاشاک بردارد مرا
- غزل شمارهٔ ۱۱۹ — بهتازگی نکشد عافیت دماغ مرا
- غزل شمارهٔ ۱۱۷ — کافرمگر مخمل و سنجاب میباید مرا
- غزل شمارهٔ ۱۱۸ — تبسم ریز لعلشگر نشان پرسد غبارم را
- غزل شمارهٔ ۱۲۱ — بیسخن باید شنیدن چون نگین نام مرا
- غزل شمارهٔ ۱۲۶ — گدازگوهر دل باده ناب است شبنم را
- غزل شمارهٔ ۱۲۳ — بسکه چونگل پردهها بر پرده شد سامان مرا
- غزل شمارهٔ ۱۲۲ — قاصد به حیرتکن ادا تمهید پیغام مرا
- غزل شمارهٔ ۱۲۵ — سوار برق عمرم، نیست برگشتن عنانم را
- غزل شمارهٔ ۱۲۴ — رخصت نظارهایگر میدهد جانان مرا
- غزل شمارهٔ ۱۲۸ — بسکه وحشت کرده است آزاد مجنون مرا
- غزل شمارهٔ ۱۲۷ — وهم راحت صید الفتکرد مجنون مرا
- غزل شمارهٔ ۱۲۹ — دام یک عالم تعلق گشت حیرانی مرا
- غزل شمارهٔ ۱۳۱ — به عجزیکه داری قویکن میان را
- غزل شمارهٔ ۱۳۳ — شدی پیر و همان در بند غفلت میکنی جان را
- غزل شمارهٔ ۱۳۰ — داغ عشقم، نیست الفت با تنآسانی مرا
- غزل شمارهٔ ۱۳۴ — عبث تعلیم آگاهی مکن افسرده طبعان را
- غزل شمارهٔ ۱۳۲ — حیف استکشد سعی دگر بادهکشان را
- غزل شمارهٔ ۱۳۵ — هرچند گرانی بوَد اسباب جهان را
- غزل شمارهٔ ۱۳۶ — هوس مشتاق رسوایی مکن سودای پنهان را
- غزل شمارهٔ ۱۳۷ — الهی پارهای تمکین رم وحشی نگاهان را
- غزل شمارهٔ ۱۳۹ — نظر بر کجروان از راستان بیش است گردون را
- غزل شمارهٔ ۱۳۸ — چنان پیچیده توفان سرشکم کوه و هامون را
- غزل شمارهٔ ۱۴۲ — به گلشنی که دهم عرض شوخی او را
- غزل شمارهٔ ۱۴۳ — سرمه سنگین نکند شوخی چشم اورا
- غزل شمارهٔ ۱۴۴ — مکن ز شانه پریشان دماغگیسو را
- غزل شمارهٔ ۱۴۱ — اگر اندیشه کند طرز نگاه او را
- غزل شمارهٔ ۱۴۰ — نمیدانم چه تنگی درهم افشرد آه مجنون را
- غزل شمارهٔ ۱۴۷ — کردهام سرمشق حیرت سرو موزون تورا
- غزل شمارهٔ ۱۵۱ — بدزدگردن بیمغز برفراخته را
- غزل شمارهٔ ۱۴۵ — کیست بردارد ز اهل معرفت ناز تو را
- غزل شمارهٔ ۱۵۰ — مغتنمگیرید دامان دل آگاه را
- غزل شمارهٔ ۱۴۶ — حسن شرم آیینه داند روی تابان ترا
- غزل شمارهٔ ۱۴۹ — گداز سعی دلیل است جستجوی تو را
- غزل شمارهٔ ۱۴۸ — به حیرت آینه پرداختند روی تو را
- غزل شمارهٔ ۱۵۲ — عقبهای دیگر نباشد روح از تن رسته را
- غزل شمارهٔ ۱۵۴ — قید هستی نیست مانع خاطرِ آزاده را
- غزل شمارهٔ ۱۵۸ — بیاکه جام مروت دهیم حوصله را
- غزل شمارهٔ ۱۵۶ — گل بر رختگشود نقابکشیده را
- غزل شمارهٔ ۱۵۹ — از سپند ما که مییابد سراغ ناله را ؟
- غزل شمارهٔ ۱۵۵ — کو دماغ جهد، تن در خاکساری داده را
- غزل شمارهٔ ۱۵۳ — نیست باک از برقِ آفت، دل به آفت بسته را
- غزل شمارهٔ ۱۵۷ — نیست با مژگانْ تعلق اشکِ وحشتپیشه را
- غزل شمارهٔ ۱۶۰ — کردم رقم بهکلک نفس مد ناله را
- غزل شمارهٔ ۱۶۵ — گه ازموی میان شهرت دهد نازک خیالی را
- غزل شمارهٔ ۱۶۸ — بههستی انقطاعی نیست از سر سرگرانی را
- غزل شمارهٔ ۱۶۲ — با بد ونیک است یک رنگ هوس آیینه را
- غزل شمارهٔ ۱۶۶ — مآلکار نقصانهاست هر صاحبکمالی را
- غزل شمارهٔ ۱۶۳ — نیست با حسنت مجالگفتگو آیینه را
- غزل شمارهٔ ۱۶۱ — ساختم قانعْ دلِ از عافیت بیگانه را
- غزل شمارهٔ ۱۶۷ — ندیدم مهربان دلهای از انصاف خالی را
- غزل شمارهٔ ۱۶۴ — جلوهٔ او داد فرمان نگاه آیینه را
- غزل شمارهٔ ۱۷۵ — کو ذوق نگاهیکه به هنگام تماشا
- غزل شمارهٔ ۱۷۶ — درین محفل که دارد شام بربند و سحر بگشا
- غزل شمارهٔ ۱۷۲ — نباشد یاد اسباب طرف وحشتگزینی را
- غزل شمارهٔ ۱۷۳ — ربود از بس خیال ساعد او هوش ماهی را
- غزل شمارهٔ ۱۶۹ — عیشْ داندْ دلِ سرگشتهْ پریشانی را
- غزل شمارهٔ ۱۷۱ — هر کجا نسخه کنند آن خط ریحانی را
- غزل شمارهٔ ۱۷۰ — فسون جاه عذر لنگ سازد پرفشانی را
- غزل شمارهٔ ۱۷۴ — اثر دور است ازین یاران حقوق آشنایی را
- غزل شمارهٔ ۱۸۲ — ما رشتهٔ سازیم، مپرس از ادب ما
- غزل شمارهٔ ۱۸۴ — سطر یقین به حک داد تکرار بیحد ما
- غزل شمارهٔ ۱۷۸ — اگر مردی در تسلیم زن، راه طلب مگشا
- غزل شمارهٔ ۱۷۷ — نرسیدی به فهم خود، ره عزم دگر گشا
- غزل شمارهٔ ۱۸۱ — تجدید سِحرکاریست در جلوهزار عنقا
- غزل شمارهٔ ۱۸۰ — در بیزری ز جبههٔ اخلاق چین گشا
- غزل شمارهٔ ۱۷۹ — پیش توانگرمنشان، پهلوی لاغر مگشا
- غزل شمارهٔ ۱۸۳ — پرکرده جرو لایتجزاکتاب ما
- غزل شمارهٔ ۱۸۵ — آن پری گویند شب خندید بر فریاد ما
- غزل شمارهٔ ۱۹۰ — لغزشی خورده ز پا تا سر ما
- غزل شمارهٔ ۱۸۶ — بحر میپیچد به موج، از اشک غمپرورد ما
- غزل شمارهٔ ۱۸۷ — حیرت حسنی است در طبع نگه پرورد ما
- غزل شمارهٔ ۱۸۸ — ز گفتوگو نیامد صیدِ جمعیت به بند ما
- غزل شمارهٔ ۱۹۲ — آخر به لوح آینهٔ اعتبار ما
- غزل شمارهٔ ۱۸۹ — بیثمری حصار شد در چمن امید ما
- غزل شمارهٔ ۱۹۱ — نیست خاکسترِ ما شعلهصفت بستر ما
- غزل شمارهٔ ۱۹۴ — سخت موهوم است نقش پردهٔ اظهار ما
- غزل شمارهٔ ۲۰۰ — هرجا روی ای ناله سلامی ببر ازما
- غزل شمارهٔ ۱۹۹ — چه ممکن است که راحت سری برآورد از ما
- غزل شمارهٔ ۱۹۳ — خارج آهنگی ندارد سبحه و زنار ما
- غزل شمارهٔ ۱۹۵ — همه عمر با تو قدح زدیم و نرفت رنج خمار ما
- غزل شمارهٔ ۱۹۶ — چون سروکلفتی چند پیچیدهاند بر ما
- غزل شمارهٔ ۱۹۷ — رنگ شوخی نیست درطبع ادب تخمیر ما
- غزل شمارهٔ ۱۹۸ — نغمه رنگ افتاده نقش بینشان تأثیر ما
- غزل شمارهٔ ۲۰۴ — اینقدر نقشی که گل کرد از نهان و فاش ما
- غزل شمارهٔ ۲۰۱ — چون صبح مجو طاقت آزارکس از ما
- غزل شمارهٔ ۲۰۳ — تا بویگل به رنگ ندوزد لباس ما
- غزل شمارهٔ ۲۰۸ — ز فسانهٔ لب خامش که رسید مژده بهگوش ما
- غزل شمارهٔ ۲۰۲ — دل میرود و نیست کسی دادرس ما
- غزل شمارهٔ ۲۰۵ — ای جگرها داغدار شوق پیکان شما
- غزل شمارهٔ ۲۰۶ — شور صد صحرا جنونگرد نمکدان شما
- غزل شمارهٔ ۲۰۷ — ای همه آیات قدرت ظاهر از شان شما
- غزل شمارهٔ ۲۱۴ — نشود جاه و حَشَم شهرتِ خامِ دلِ ما
- غزل شمارهٔ ۲۱۱ — سلسلهٔ شوقکیست سر خط آهنگ ما
- غزل شمارهٔ ۲۱۳ — هم آبله هم چشم پر آب است دل ما
- غزل شمارهٔ ۲۱۲ — آیینهٔ چندین تب وتاب است دل ما
- غزل شمارهٔ ۲۱۶ — مپسند جزبه رهن تغافل پیام ما
- غزل شمارهٔ ۲۱۵ — با سحر ربطی ندارد شام ما
- غزل شمارهٔ ۲۱۰ — به خیال چشمکه میزند قدح جنون دل تنگ ما
- غزل شمارهٔ ۲۰۹ — افتاده زندگی به کمین هلاکِ ما
- غزل شمارهٔ ۲۱۹ — آنچه نذر درگه آوردیم ما
- غزل شمارهٔ ۲۲۰ — عمریستگردگردش رنگ خودیم ما
- غزل شمارهٔ ۲۲۲ — تا دربنگلزار چون شبنمگذر داریم ما
- غزل شمارهٔ ۲۲۴ — نام خود را تا به رسوایی علم داریم ما
- غزل شمارهٔ ۲۱۸ — همچو عنقا بینیاز عرض ایجادیم ما
- غزل شمارهٔ ۲۱۷ — از حادث آفرینی طبع سقیم ما
- غزل شمارهٔ ۲۲۳ — حیرت دیدار سامان سفر داریم ما
- غزل شمارهٔ ۲۲۱ — بسکه از ساز ضعیفیها خبر داریم ما
- غزل شمارهٔ ۲۲۶ — با کمال اتحاد از وصل مهجوریم ما
- غزل شمارهٔ ۲۲۸ — عمریست ناز دیدهٔ تر میکشیم ما
- غزل شمارهٔ ۲۲۵ — صورت وهم به هستی متهم داریم ما
- غزل شمارهٔ ۲۲۹ — چون نگاه از بس به ذوق جلوه همدوشیم ما
- غزل شمارهٔ ۲۳۰ — حیرتیم اما به وحشتها هماغوشیم ما
- غزل شمارهٔ ۲۲۷ — طرح قیامتی ز جگر میکشیم ما
- غزل شمارهٔ ۲۳۲ — با همه افسردگی مفت تماشاییم ما
- غزل شمارهٔ ۲۳۱ — زین گلستان درس دیدارکه میخوانیم ما
- غزل شمارهٔ ۲۳۴ — بیتو چون شمع ز ضعف تن ما
- غزل شمارهٔ ۲۳۸ — غیر وحدت برنتابد همت عرفان ما
- غزل شمارهٔ ۲۳۹ — گر بهاین وحشتدهدگرد جنونسامان ما
- غزل شمارهٔ ۲۴۰ — نبوَد به غیرِ نامِ تو وردِ زبانِ ما
- غزل شمارهٔ ۲۳۶ — از بسگرفته است تحیر عنان ما
- غزل شمارهٔ ۲۳۵ — چون شمع زآتشیکه وفا زد به جان ما
- غزل شمارهٔ ۲۳۷ — داغیم چون سپند مپرس از بیان ما
- غزل شمارهٔ ۲۳۳ — به طوق فاخته نازد محبت از فن ما
- غزل شمارهٔ ۲۴۱ — خداوندا به آن نور نظر در دیده جا بنما
- غزل شمارهٔ ۲۴۵ — کوتاه نیست سلسلهٔ دود آه ما
- غزل شمارهٔ ۲۴۳ — بیربشه سوخت مزرع آه حزین ما
- غزل شمارهٔ ۲۴۸ — داغگلکرد بهار از اثر لالهٔ ما
- غزل شمارهٔ ۲۴۲ — پر تشنه است حرص فضولیکمین ما
- غزل شمارهٔ ۲۴۶ — نخل شمعیمکه در شعله دود ریشهٔ ما
- غزل شمارهٔ ۲۴۷ — میخورد خون نفس اندر دل غم پیشهٔ ما
- غزل شمارهٔ ۲۴۴ — پا به نومیدی شکست آزادی دلخواه ما
- غزل شمارهٔ ۲۵۱ — به پیری الفت حرص و هوس شد آینهٔ ما
- غزل شمارهٔ ۲۵۲ — از ما پیام وصل تهیکرد جای ما
- غزل شمارهٔ ۲۵۴ — گر چنین بالد ز طوف دامنت اجزای ما
- غزل شمارهٔ ۲۵۶ — جهانگرفت غبار جنون تلاشی ما
- غزل شمارهٔ ۲۵۵ — ز بادهایست به بزم شهود، مستی ما
- غزل شمارهٔ ۲۴۹ — غنچهسان بیدر است خانهٔ ما
- غزل شمارهٔ ۲۵۳ — فقر نخواست شکوهٔ مفلسی ازگدای ما
- غزل شمارهٔ ۲۵۰ — سعی دیر و حرم بهانهٔ ما
- غزل شمارهٔ ۲۵۸ — کلک مصوراز چه ننگ،کرد نظربهسوی ما
- غزل شمارهٔ ۲۶۰ — شوق تو دامنی زد بر نارسایی ما
- غزل شمارهٔ ۲۶۴ — از نام اگر نگذری، از ننگ برونآ
- غزل شمارهٔ ۲۶۱ — بر سنگ زد زمانه ز بس ساز آشنا
- غزل شمارهٔ ۲۶۲ — چو شمع یک مژه وا کن ز پرده مست برون آ
- غزل شمارهٔ ۲۵۹ — وصف لب توگر دمد ازگفتگوی ما
- غزل شمارهٔ ۲۶۳ — چهکدخداییست ای ستمکش جنونکن از دردسر برونآ
- غزل شمارهٔ ۲۵۷ — چون نقش پا ز عجز نگردید روی ما
- غزل شمارهٔ ۲۶۵ — ازین هوسکده با آرزوبه جنگ برون آ
- غزل شمارهٔ ۲۶۶ — ای مردهٔ تکلف از کیف و کم برون آ
- غزل شمارهٔ ۲۶۷ — بود بیمغزسرتند خروش مینا
- غزل شمارهٔ ۲۶۹ — بیا خورشید معنی را ببین ازروزن مینا
- غزل شمارهٔ ۲۷۱ — شفق در خون حسرت میتپد از دیدن مینا
- غزل شمارهٔ ۲۷۰ — ز بخت نارسا نگرفت دستمگردن مینا
- غزل شمارهٔ ۲۷۲ — چندین دماغ دارد اقبال و جاه مینا
- غزل شمارهٔ ۲۶۸ — ازین محفل چه امکان است بیرون رفتن مینا
- غزل شمارهٔ ۲۷۴ — مآلکار چه بیندکسی نظر به هوا
- غزل شمارهٔ ۲۷۵ — تاراجگرگل بود بدمستی اجزاها
- غزل شمارهٔ ۲۷۹ — ای به زلفت جوهر آیینهٔ دل تابها
- غزل شمارهٔ ۲۸۰ — ای ز شوخیهای حُسنات محوِ پیچ و تابها
- غزل شمارهٔ ۲۷۶ — گر لعل خموشتکند آهنگ نواها
- غزل شمارهٔ ۲۷۳ — کدامین نشئه بیرون داد راز سینهٔ مینا
- غزل شمارهٔ ۲۷۷ — ز بس جوش اثر زد از تب شوق تو یاربها
- غزل شمارهٔ ۲۷۸ — زهی سودایی شوق تو مذهبها و مشربها
- غزل شمارهٔ ۲۸۱ — ز چشم بینگه بودم خرابآباد غارتها
- غزل شمارهٔ ۲۸۲ — غباریم زحمتکش بادها
- غزل شمارهٔ ۲۸۴ — سجود خاک راحتگرهوا جوشاند ازسرها
- غزل شمارهٔ ۲۸۳ — زهی نظّاره را ازجلوهٔ حسن تو زیورها
- غزل شمارهٔ ۲۸۶ — ای بهار جلوه بسکن کز خجالت یارها
- غزل شمارهٔ ۲۸۵ — نگردد همت موجم قفسفرسودِ گوهرها
- غزل شمارهٔ ۲۸۷ — بسکه شد حیرتپرستِ جلوهات گلزارها
- غزل شمارهٔ ۲۸۸ — حیرت دل گر نپردازد به ضبطکارها
- غزل شمارهٔ ۲۸۹ — از پا نشیند ای کاش محملکش هوسها
- غزل شمارهٔ ۲۹۱ — شرم از خط پیشانی ما ریخته شقها
- غزل شمارهٔ ۲۹۲ — بیدماغی با نشاط از بس که دارد جنگها
- غزل شمارهٔ ۲۹۶ — ای ز چشم میْپرستت مست حیرت جامها
- غزل شمارهٔ ۲۹۵ — خواجه ممکن نیست ضبط عمر و حفظ مالها
- غزل شمارهٔ ۲۹۳ — جنون آنجا که میگردد دلیل وحشت دلها
- غزل شمارهٔ ۲۹۰ — بر قماش پوچ هستی تا بهکی وسواسها
- غزل شمارهٔ ۲۹۴ — ز برق این تحیر آب شد آیینهٔ دلها
- غزل شمارهٔ ۲۹۸ — گفتگو صد رنگ ناکامی دماند از کامها
- غزل شمارهٔ ۲۹۹ — چیست این باغ و این شکفتنها
- غزل شمارهٔ ۲۹۷ — پیش آن چشم سخنگو موج می در جامها
- غزل شمارهٔ ۳۰۲ — ای داغ کمال تو عیانها و نهانها
- غزل شمارهٔ ۳۰۳ — ای گرد تکاپوی سراغ نو نشانها
- غزل شمارهٔ ۳۰۱ — ای آینهٔ حسن تمنای تو جانها
- غزل شمارهٔ ۳۰۴ — این انجمن عشق است توفانگر سامانها
- غزل شمارهٔ ۳۰۰ — در باغ دل نهان بود از رفتگان نشانها
- غزل شمارهٔ ۳۱۱ — وفاق تخم ثباتی نکاشت در دل و دینها
- غزل شمارهٔ ۳۱۰ — در فکر حق و باطل خوردیم عبث خونها
- غزل شمارهٔ ۳۱۲ — ای رسته ز گلزارت آن نرگس جادوها
- غزل شمارهٔ ۳۰۸ — چو شمعم از خجالت رهنمود نارسیدنها
- غزل شمارهٔ ۳۰۹ — فلک این سرکشی چند از غبار آرمیدنها
- غزل شمارهٔ ۳۰۶ — چو سایه چند به هر خاک جبهه سودنها
- غزل شمارهٔ ۳۰۷ — چو اشک، آن کس که میچیند گلِ عیش از تپیدنها
- غزل شمارهٔ ۳۰۵ — زهی چون گل به یاد چیدن از شوق تو دامانها
- غزل شمارهٔ ۳۱۸ — باز آب شمشیرت از بهارجوشیها
- غزل شمارهٔ ۳۱۹ — به ذوق داغ کسی در کنار سوختگیها
- غزل شمارهٔ ۳۲۰ — تا چند به هر عیب و هنر طعنهزنیها
- غزل شمارهٔ ۳۱۴ — چیده است لاف خلق به چیدن ترانهها
- غزل شمارهٔ ۳۱۷ — تعلق بود سیر آهنگ چندین نوحهسازیها
- غزل شمارهٔ ۳۱۵ — ای موجزن بهار خیالت ز سینهها
- غزل شمارهٔ ۳۱۶ — ای آرزوی مهر تو سیلاب کینهها
- غزل شمارهٔ ۳۱۳ — ای فدای جلوهٔ مستانهات میخانهها
- غزل شمارهٔ ۳۲۶ — ایگداز دل نفسی اشک شو به دیده بیا
- غزل شمارهٔ ۳۲۸ — به نمود هستی بیاثر چه نقاب شقکنم از حیا
- غزل شمارهٔ ۳۲۷ — به هر جبینکه بود سطری ازکتاب حیا
- غزل شمارهٔ ۳۲۳ — به داغ غربتم واسوخت آخر خودنماییها
- غزل شمارهٔ ۳۲۴ — ای بهارستانِ اقبال ای چمن سیما بیا
- غزل شمارهٔ ۳۲۵ — چه فسردگی بلد تو شد که به محفل من و ما بیا
- غزل شمارهٔ ۳۲۱ — سخن شد داغ دل چون شمع از آتشبیانیها
- غزل شمارهٔ ۳۲۲ — بود سرمشق درس خامشی باریکبینیها
- غزل شمارهٔ ۳۳۳ — چیست آدم مفردکلک دبیرستان رب
- غزل شمارهٔ ۳۳۶ — بهروینسخهٔهستیکه نیست جز تب وتاب
- غزل شمارهٔ ۳۳۱ — در شهد راحتند فقیران بوریا
- غزل شمارهٔ ۳۳۲ — حرص فرصت انتظار و دوررنگ است آسیا
- غزل شمارهٔ ۳۲۹ — ما را ز گرد این دشت عزمی است رو به دریا
- غزل شمارهٔ ۳۳۰ — آسودگان گوشهٔ دامان بوریا
- غزل شمارهٔ ۳۳۵ — اگر برافکنی از روی ناز طرف نقاب
- غزل شمارهٔ ۳۳۴ — همیشه سنگدلاناند نامدار طرب
- غزل شمارهٔ ۳۳۷ — بسکه دارد برق تیغت درگذشتنها شتاب
- غزل شمارهٔ ۳۳۸ — تا از آن پای نگارین بوسهایکرد انتخاب
- غزل شمارهٔ ۳۳۹ — تا نمیدزدد غبار غفلت هستی خطاب
- غزل شمارهٔ ۳۴۰ — چو شمع تا سحر افسانه میشود تب وتاب
- غزل شمارهٔ ۳۴۳ — میدهد دل را نفس آخر به سیل اضطراب
- غزل شمارهٔ ۳۴۲ — ممسک اگر به عرض سخا جوشد از شراب
- غزل شمارهٔ ۳۴۱ — ز درد تشنهلبیها در این محیط سراب
- غزل شمارهٔ ۳۴۴ — میکنمگاهی به یاد مستی چشمت شتاب
- غزل شمارهٔ ۳۴۵ — وقت پیری شرم دارید از خضاب
- غزل شمارهٔ ۳۴۸ — کیفیت هوای که دارد سر حباب
- غزل شمارهٔ ۳۴۹ — گذشتهام به تنک ظرفی از مقام حباب
- غزل شمارهٔ ۳۵۰ — پیام داشت به عنقا خط جبین حباب
- غزل شمارهٔ ۳۵۱ — بیلطافت نیست از بس وحشت آهنگ است آب
- غزل شمارهٔ ۳۴۷ — چو من زکسوت هستی ترآمدهست حباب
- غزل شمارهٔ ۳۵۲ — تا زند فالگهر بیتابی آهنگ است آب
- غزل شمارهٔ ۳۴۶ — بسکه شد از تشنهکامیهای ما نایاب آب
- غزل شمارهٔ ۳۵۷ — به خاک راهکهگردید قطرهزن مهتاب
- غزل شمارهٔ ۳۵۸ — علمیکه خلق یافته بیچونش انتخاب
- غزل شمارهٔ ۳۵۹ — بیکمالینیست دل از شرم چون میگردد آب
- غزل شمارهٔ ۳۵۶ — ای چیده نقش پای تو دکان آفتاب
- غزل شمارهٔ ۳۵۵ — ای جلوهٔ تو سرشکن شان آفتاب
- غزل شمارهٔ ۳۵۴ — تاب زلفت سایه آویزد به طرف آفتاب
- غزل شمارهٔ ۳۶۰ — هرکجا بیرویت از چشمم برون میگردد آب
- غزل شمارهٔ ۳۵۳ — ای منت عرق زجبینت برآفتاب
- غزل شمارهٔ ۳۶۵ — پرتو حسن تو هرجا شد نقاب افکن در آب
- غزل شمارهٔ ۳۶۱ — گر در این بحر اعتباری از هنر میدارد آب
- غزل شمارهٔ ۳۶۳ — هرگه به باغ بیتو فکندم نظر در آب
- غزل شمارهٔ ۳۶۷ — از سر مستی نبود امشب خطابم با شراب
- غزل شمارهٔ ۳۶۴ — نشستهایم به یادت زگریه تنگ در آب
- غزل شمارهٔ ۳۶۶ — سایه اندازد اگر بخت سیاه من در آب
- غزل شمارهٔ ۳۶۸ — بزم ما را نیست غیر از شهرت عنقا شراب
- غزل شمارهٔ ۳۶۲ — از روانی در تحیر هم اثر میدارد آب
- غزل شمارهٔ ۳۷۳ — باز درگلشن ز خویشم میبرد افسون آب
- غزل شمارهٔ ۳۷۴ — ببند چشم و خط هرکتاب را دریاب
- غزل شمارهٔ ۳۷۱ — پیوسته است از مژه بر دیدهها نقاب
- غزل شمارهٔ ۳۷۲ — یا حسنگیر صورت آفاق یا نقاب
- غزل شمارهٔ ۳۷۰ — به نیمگردش آن چشم فتنه رنگ شراب
- غزل شمارهٔ ۳۷۵ — فال تسلیم زن و شوکت شاهی دریاب
- غزل شمارهٔ ۳۷۶ — نیام آنکه به جرأت وصف لبت رسدم خم و پیچ عنان ادب
- غزل شمارهٔ ۳۶۹ — گرشود آن نرگس میگون مقابل با شراب
- غزل شمارهٔ ۳۸۱ — بود داغ من مردم دیدهٔ شب
- غزل شمارهٔ ۳۷۷ — امشب ز ساز مینا گرم است جای مطرب
- غزل شمارهٔ ۳۷۹ — صبحدم سیاره بال افشاند از دامان شب
- غزل شمارهٔ ۳۸۳ — به وصول مقصد عافیت نه دلیل جو نه عصا طلب
- غزل شمارهٔ ۳۸۰ — هرکه راکردند راحت محرم احسان شب
- غزل شمارهٔ ۳۸۴ — دل از خمار طلب خون کن و شراب طلب
- غزل شمارهٔ ۳۷۸ — ندانم بازم آغوش که خواهد شد دچار امشب
- غزل شمارهٔ ۳۸۲ — طرب در این باغ میخرامد ز ساز فرصت پیام بر لب
- غزل شمارهٔ ۳۹۱ — چه دارد این صفات حاجت آیات
- غزل شمارهٔ ۳۸۶ — فیض حلاوت از دل بیکبر و کین طلب
- غزل شمارهٔ ۳۸۵ — نگویمت به خطا سازیا صواب طلب
- غزل شمارهٔ ۳۸۷ — خون بسته است ازغم آن لعل پان به لب
- غزل شمارهٔ ۳۸۹ — شبکه شد جوش فغانم همنوای عندلیب
- غزل شمارهٔ ۳۸۸ — از خامشی مپرس و زگفتار عندلیب
- غزل شمارهٔ ۳۹۲ — ای خم مژگان شکوه نرگس مستانهات
- غزل شمارهٔ ۳۹۰ — گر به اینگرمی است آه شعلهزای عندلیب
- غزل شمارهٔ ۳۹۹ — چولاله بیتو ز بس رنگ اعتبارم سوخت
- غزل شمارهٔ ۳۹۷ — آیینهٔ دل داغ جلا ماند و نفس سوخت
- غزل شمارهٔ ۳۹۸ — بسکه برق یأس بنیاد من ناکام سوخت
- غزل شمارهٔ ۳۹۳ — ای هستی از قصر غنا افکنده در ویرانهات
- غزل شمارهٔ ۳۹۴ — سرکیست تا برد آرزو به غبار سجدهکمینیات
- غزل شمارهٔ ۳۹۵ — شبگریهام به آن همه سامان شکست و ریخت
- غزل شمارهٔ ۳۹۶ — عشق از خاک من آن روز که وحشت میبیخت
- غزل شمارهٔ ۴۰۰ — هوس نماند ز بس عشق آن نگارم سوخت
- غزل شمارهٔ ۴۰۴ — یاد وصلی کردم آغوش من دیوانه سوخت
- غزل شمارهٔ ۴۰۵ — آن شعلهکه در دل شرر عشق وهوس ریخت
- غزل شمارهٔ ۴۰۶ — بیتابی عشق این همه نیرنگ هوس ریخت
- غزل شمارهٔ ۴۰۸ — زان اشککه چون شمع زچشمتر من ریخت
- غزل شمارهٔ ۴۰۷ — شب که حیرت با خیالت طرح قیل و قال ریخت
- غزل شمارهٔ ۴۰۲ — رنگت به چشم لاله بساط نظاره سوخت
- غزل شمارهٔ ۴۰۱ — گر همه در سنگ بود آتش جدایی دید و سوخت
- غزل شمارهٔ ۴۰۳ — هرکجا گل کرد داغی بر دل دیوانه سوخت
- غزل شمارهٔ ۴۰۹ — اشک از مژگان در این ویرانه نشکست و نریخت
- غزل شمارهٔ ۴۱۲ — بس که از طرز خرامت جلوهٔ مستانه ریخت
- غزل شمارهٔ ۴۱۱ — دی ترنگی از شکست ساغرم کل کرد و ریخت
- غزل شمارهٔ ۴۱۰ — زاهد،کهبادش، آفت ایمان شکست و ریخت
- غزل شمارهٔ ۴۱۳ — شوخ بیباکیکه رنگ عیش هر کاشانه ریخت
- غزل شمارهٔ ۴۱۵ — توخودشخص نفسخویی که بادلنیست پیوندت
- غزل شمارهٔ ۴۱۶ — چه خوش است اگر بود آنقدر هوس بلندی منظرت
- غزل شمارهٔ ۴۱۴ — هرکجا لعل تو رنگ خنده مستانه ریخت
- غزل شمارهٔ ۴۱۸ — ای ذوق فضولی ز خود انداخته دورت
- غزل شمارهٔ ۴۱۹ — زهی خمخانهٔ حیرت،کلام هوش تسخیرت
- غزل شمارهٔ ۴۲۰ — چوگوید آینهام شکر خوش معاشی حیرت
- غزل شمارهٔ ۴۲۴ — تهمتافسردگی بر طینت عاشق خطاست
- غزل شمارهٔ ۴۱۷ — ما و من گم گشت هرگه خواب شد همبسترت
- غزل شمارهٔ ۴۲۲ — اضطراب نبض دل تمهید آهنگ فناست
- غزل شمارهٔ ۴۲۱ — آمد ورفت نفس نیرنگ توفان بلاست
- غزل شمارهٔ ۴۲۳ — ای عدمپرورده لاف هستیات جای حیاست
- غزل شمارهٔ ۴۳۲ — شوق تا گرم عنان نیست فسردن برجاست
- غزل شمارهٔ ۴۲۶ — خیالی سد راه عبرت ماست
- غزل شمارهٔ ۴۲۵ — خط لعلت غبار حیرتافزاست
- غزل شمارهٔ ۴۲۹ — زندگی سد ره جولان ماست
- غزل شمارهٔ ۴۲۸ — ز آهم نخل حسرت شعله بالاست
- غزل شمارهٔ ۴۳۰ — سایهٔ دستی اگر ضامن احوال ماست
- غزل شمارهٔ ۴۳۱ — شوخیانداز جرأتها ضعیفان را بلاست
- غزل شمارهٔ ۴۲۷ — رفتن عمر ز رفتار نفسها پیداست
- غزل شمارهٔ ۴۳۸ — گرد اندوه دلم دام تماشای صفاست
- غزل شمارهٔ ۴۴۰ — ما و من شور گرفتاری هاست
- غزل شمارهٔ ۴۳۹ — گردی ز خویش رفتن ما هیچ برنخاست
- غزل شمارهٔ ۴۳۴ — عشرتفروز انجمن هستیام حیاست
- غزل شمارهٔ ۴۳۵ — غفلت از عاقبت عقوبتزاست
- غزل شمارهٔ ۴۳۳ — صد هنر در پرده دل فرش اقبال صفاست
- غزل شمارهٔ ۴۳۷ — کام همت اگر انباشتهٔ ذوق خفاست
- غزل شمارهٔ ۴۳۶ — فضای وادی امکان پر از غبارِ فناست
- غزل شمارهٔ ۴۴۳ — نفس محرک جسم به غم فسرده ماست
- غزل شمارهٔ ۴۴۱ — نسبت اشراف با دونان خطاست
- غزل شمارهٔ ۴۴۴ — نقش دیبای هنر فرش ره اهل صفاست
- غزل شمارهٔ ۴۴۵ — نه جاه مایهٔ عصیان نه مال غفلتزاست
- غزل شمارهٔ ۴۴۶ — یاد آن جلوه ز چشمم گره اشک گشاست
- غزل شمارهٔ ۴۴۸ — تیرهبختی چون هجوم آرد سخن مهر لب است
- غزل شمارهٔ ۴۴۷ — باز گردون در عبیرافشانی زلف شب است
- غزل شمارهٔ ۴۴۲ — نشئهٔ هستی به دور جام پیری نارساست
- غزل شمارهٔ ۴۵۴ — سیرابی ازین باغ هوس، یاسپرست است
- غزل شمارهٔ ۴۵۳ — زبان چو کج روش افتد جنون بد مست است
- غزل شمارهٔ ۴۵۵ — از چمن تا انجمن جوش بهار رحمت است
- غزل شمارهٔ ۴۵۱ — چون حبابم الفت وهم بقا زنجیرپاست
- غزل شمارهٔ ۴۵۲ — گلکردن هوس ز دل صاف تهمت است
- غزل شمارهٔ ۴۵۶ — در خموشی یک قلم آوازهٔ جمعیت است
- غزل شمارهٔ ۴۵۰ — بسکه سودای توام سرتا به پا زنجیر پاست
- غزل شمارهٔ ۴۴۹ — چشم خرد آیینهٔ جام می ناب است
- غزل شمارهٔ ۴۵۹ — غلغل صبح ازل از دل عالم برخاست
- غزل شمارهٔ ۴۶۰ — سوخت دل در محفل تسلیم و از جا برنخاست
- غزل شمارهٔ ۴۶۱ — بیشکست از پردهٔ سازم نوایی برنخاست
- غزل شمارهٔ ۴۶۲ — زیر گردون طبع آزادینوایی برنخاست
- غزل شمارهٔ ۴۶۳ — تنم ز بند لباس تکلف آزاد است
- غزل شمارهٔ ۴۶۴ — درآن مقامکه عرض جلال معبود است
- غزل شمارهٔ ۴۵۸ — فنا مثالم و آیینهٔ بقا اینجاست
- غزل شمارهٔ ۴۵۷ — یارب امشب آن جنونآشوبِ جان و دل کجاست
- غزل شمارهٔ ۴۶۶ — کاهش طبع من از فطرت بیباک خود است
- غزل شمارهٔ ۴۶۷ — نیک و بدم از بخت بدانجام سفید است
- غزل شمارهٔ ۴۶۵ — هرچه از مدت هست و بود است
- غزل شمارهٔ ۴۶۸ — تا نفس باقی است دردل رنگکلفت مضمراست
- غزل شمارهٔ ۴۷۰ — خاموشیام جنونکدهٔ شور محشر است
- غزل شمارهٔ ۴۶۹ — خاک غربتکیمیای مردم نیک اختر است
- غزل شمارهٔ ۴۷۱ — در تپشآباد دهر حیرت دل لنگر است
- غزل شمارهٔ ۴۷۲ — دوری منزلم از بسکه ندامت اثر است
- غزل شمارهٔ ۴۸۰ — ز گریه، سیریِ چشمِ پر آب دشوار است
- غزل شمارهٔ ۴۷۳ — شعلهٔ بیبال وپر سجده گر اخگر است
- غزل شمارهٔ ۴۷۶ — اشک یک لحظه به مژگان بار است
- غزل شمارهٔ ۴۷۵ — به خوان لذت دنیا گزند بسیار است
- غزل شمارهٔ ۴۷۹ — ز دهر نقد تو جز پیچ وتاب دشوار است
- غزل شمارهٔ ۴۷۷ — خواب در چشم و نفس بر دل محزون بار است
- غزل شمارهٔ ۴۷۴ — وحشت مدعا جنون ثمر است
- غزل شمارهٔ ۴۷۸ — رزق، خلوتگه اندیشهٔ روزیخوار است
- غزل شمارهٔ ۴۸۱ — اوگفتن ما وتو به هر رنگ ضرور است
- غزل شمارهٔ ۴۸۵ — ز خود رمیدن دل بسکه شوخیانگیز است
- غزل شمارهٔ ۴۸۳ — ز شور حیرت من گوش عالمی باز است
- غزل شمارهٔ ۴۸۴ — بیا که آتشِ کیفیت هوا تیز است
- غزل شمارهٔ ۴۸۸ — بندگی هنگامهٔ عشرت پرستیها بس است
- غزل شمارهٔ ۴۸۶ — از حباب اینقدرم عبرت احوال بس است
- غزل شمارهٔ ۴۸۷ — سفله با جاه نیزهیچکس است
- غزل شمارهٔ ۴۸۲ — نسیمگل به خموشی ترانهپرداز است
- غزل شمارهٔ ۴۹۳ — سر خط درسکمالت منتخب دانی بس است
- غزل شمارهٔ ۴۹۴ — بروت تافتنتگربه شانی هوس است
- غزل شمارهٔ ۴۹۵ — ز دستگاه جنون راز همتم فاش است
- غزل شمارهٔ ۴۸۹ — عشرت موهوم هستیکلفت دنیا بس است
- غزل شمارهٔ ۴۹۱ — هستی به رنگ صبح دلیل فنا بس است
- غزل شمارهٔ ۴۹۲ — بیدماغی مژدهٔ پیغاممحبوبم بس است
- غزل شمارهٔ ۴۹۰ — ما را به راه عشق طلب رهنما بس است
- غزل شمارهٔ ۴۹۶ — بسکه امشب بیتوام سامان اعضا آتش است
- غزل شمارهٔ ۴۹۷ — آنچهدر بالطلب رقص است، در دل آتش است
- غزل شمارهٔ ۴۹۸ — همت زگیر و دار جهان رم کمین خوش است
- غزل شمارهٔ ۴۹۹ — سرمایهٔ عذر طلبم از همه بیش است
- غزل شمارهٔ ۵۰۴ — مییکه شوخی رنگش جنون افلاک است
- غزل شمارهٔ ۵۰۰ — خنده تنها نه همین برگل و سوسن تیغ است
- غزل شمارهٔ ۵۰۱ — نفس بوالهوسان بر دل روشن تیغ است
- غزل شمارهٔ ۵۰۲ — دل از غبارِ نفس زخمِ خفته در نمک است
- غزل شمارهٔ ۵۰۳ — حذر ز راه محبت که پر خطرناک است
- غزل شمارهٔ ۵۰۵ — از بس قماش دامن دلدار نازک است
- غزل شمارهٔ ۵۰۶ — در ندامتگل مقصود به بر نزدیک است
- غزل شمارهٔ ۵۰۷ — یار دور است ز ما تا به نظر نزدیک است
- غزل شمارهٔ ۵۰۸ — بسکه اینگلشن افسردهکدورت رنگ است
- غزل شمارهٔ ۵۱۰ — دل مضطرب یأس و نفس ناله به چنگ است
- غزل شمارهٔ ۵۱۱ — نه منزل بینشان، نی جاده تنگ است
- غزل شمارهٔ ۵۱۲ — بس که ساز این بساط آشفتگیهای دل است
- غزل شمارهٔ ۵۰۹ — دلم چو غنچه در آغوش عافیت تنگ است
- غزل شمارهٔ ۵۱۸ — در وصلم و سیرم بهگریبان خیال است
- غزل شمارهٔ ۵۱۵ — بس که دشت از نقش پای لیلی ما پرگل است
- غزل شمارهٔ ۵۱۶ — عالم ایجاد عشرتخانهٔ جزو و کل است
- غزل شمارهٔ ۵۱۹ — داغ اگر حلقه زند ساغر صهبای دل است
- غزل شمارهٔ ۵۲۰ — صبح این بادیه آشوب تپشهای دل است
- غزل شمارهٔ ۵۱۳ — احتیاجی با مزاج سبزه وگل شامل است
- غزل شمارهٔ ۵۱۷ — آگاهی و افسردگی دل چه خیال است
- غزل شمارهٔ ۵۱۴ — الفت تن باعث فکر پریشان دل است
- غزل شمارهٔ ۵۲۱ — چشم بیدار طرب مایهٔ سامانگل است
- غزل شمارهٔ ۵۲۵ — در سیرگاه امر تحیر مقدم است
- غزل شمارهٔ ۵۲۸ — اگر می نیست جمعیتکدام است
- غزل شمارهٔ ۵۲۳ — بسکه بیقدری دلیل دستگاه عالم است
- غزل شمارهٔ ۵۲۲ — خندهصبحیستکه در بندگریبانگل است
- غزل شمارهٔ ۵۲۴ — در خیالآباد راحت آگهی نامحرم است
- غزل شمارهٔ ۵۲۷ — عمریست به حیرت نفسِ سوخته رام است
- غزل شمارهٔ ۵۲۶ — شوکت شاهیام از فیض جنون در قدم است
- غزل شمارهٔ ۵۳۵ — امروزکه امید بهکوی تو مقیم است
- غزل شمارهٔ ۵۳۴ — ای غرهٔ اقبال سرانجام تو شوم است
- غزل شمارهٔ ۵۳۲ — شعله ها در گرم جوشی، داغ آه سرد ماست
- غزل شمارهٔ ۵۳۳ — طوق چون فاخته، شیرازهٔ مشت پر ماست
- غزل شمارهٔ ۵۳۱ — چون سایه بسکهکلفت غفلت سرشت ماست
- غزل شمارهٔ ۵۳۰ — ستم شریک من یاس خوشدن ستم است
- غزل شمارهٔ ۵۳۶ — طبعیکه امیدش اثر آمادهٔ بیم است
- غزل شمارهٔ ۵۲۹ — چشمی که ندارد نظری حلقهٔ دام است
- غزل شمارهٔ ۵۴۳ — دری از اسباب ما و من به حق پیوستن است
- غزل شمارهٔ ۵۴۴ — راحت جاوید عشاق از فضولی رستن است
- غزل شمارهٔ ۵۴۱ — چون حباب آیینهٔ مااز خموشی روشناست
- غزل شمارهٔ ۵۳۷ — این انجمن چو شمع مپندار جای ماست
- غزل شمارهٔ ۵۳۹ — میروم از خویش و حسرت گرم اشک افشاندن است
- غزل شمارهٔ ۵۴۲ — کینه را در دامن دلهای سنگین مسکن است
- غزل شمارهٔ ۵۳۸ — زندگی را شغل پرواز فنا جزوتن است
- غزل شمارهٔ ۵۴۰ — بسکه آفت ما ضعیفان را حصار آهن است
- غزل شمارهٔ ۵۴۵ — ایکعبه جو یقینی اگرکار بستن است
- غزل شمارهٔ ۵۴۶ — زندگانی در جگرخار است و در پا سوزن است
- غزل شمارهٔ ۵۵۱ — بحر رازم پیچ و تاب فکرگرداب من است
- غزل شمارهٔ ۵۵۲ — بزمگردون صبحخیز ازگرد بیتاب من است
- غزل شمارهٔ ۵۴۹ — زندگی تمهید اسباب فناست
- غزل شمارهٔ ۵۴۷ — خندهام صبحی به صد چاکِ گریبان آشناست
- غزل شمارهٔ ۵۵۰ — خودگدازی نمِکیفیت صهبای من است
- غزل شمارهٔ ۵۴۸ — عجز بینش با تعلقهای امکان آشناست
- غزل شمارهٔ ۵۵۹ — ز غصه چاره ندارد دلی که آگاه است
- غزل شمارهٔ ۵۵۳ — شوقدیدارم و در چشمکسان راه من است
- غزل شمارهٔ ۵۵۸ — زین سال و ماه فرصت کارت منزه است
- غزل شمارهٔ ۵۵۷ — خامش نفسم شوخی آهنگ من این است
- غزل شمارهٔ ۵۶۰ — تپیدن دل عشاق محوکسوت آه است
- غزل شمارهٔ ۵۵۶ — دارم ز نفس نالهکه جلاد من این است
- غزل شمارهٔ ۵۵۴ — زلف آشفتهٔ سری موجهٔ دربای من است
- غزل شمارهٔ ۵۵۵ — نیک و بد این مرحله خاکش به کمین است
- غزل شمارهٔ ۵۶۲ — خاک نمیم، ما را،کی فکر عجز و جاه است
- غزل شمارهٔ ۵۶۵ — عرقفشانی شبنم در این حدیقه گواه است
- غزل شمارهٔ ۵۶۶ — گوهر دل ز سخن رنگ صفا باخته است
- غزل شمارهٔ ۵۶۸ — هرکجا وحشتی از آتشم افروخته است
- غزل شمارهٔ ۵۶۷ — نه عشق سوخته و نه هوسگداخته است
- غزل شمارهٔ ۵۶۱ — آفت سر و برگ هوس آرایی جاه است
- غزل شمارهٔ ۵۶۳ — دل را ز نگه دام هوس بر سر راه است
- غزل شمارهٔ ۵۶۴ — سیر بهار این باغ از ما تمیزخواه است
- غزل شمارهٔ ۵۷۳ — پیر عقل از ما به درد نان مقدم رفته است
- غزل شمارهٔ ۵۷۴ — دوستان ظلمی به حال نامرادم رفته است
- غزل شمارهٔ ۵۷۵ — گر به سیر انجمن یا گشت گلشن رفته است
- غزل شمارهٔ ۵۷۱ — گلدستهٔ نزاکت حسنت که بسته است
- غزل شمارهٔ ۵۶۹ — آتش وحشتم آنجاکه برافروخته است
- غزل شمارهٔ ۵۷۰ — برروی ما چوصبح نهرنگی شکسته است
- غزل شمارهٔ ۵۷۲ — الفت دل عمرها شد دست وپایم بسته است
- غزل شمارهٔ ۵۷۶ — دل عمرهاست آینه ترتیب داده است
- غزل شمارهٔ ۵۷۹ — بسکه حرف مدعا نازک رقم افتاده است
- غزل شمارهٔ ۵۸۲ — زندگانی از نفس آفت بنا افتاده است
- غزل شمارهٔ ۵۸۴ — آرزوی دل، چو اشک از چشم ما افتاده است
- غزل شمارهٔ ۵۸۳ — در گلستانیکهگرد عجز ما افتاده است
- غزل شمارهٔ ۵۸۰ — در بهار گریه عیش بیدلان آماده است
- غزل شمارهٔ ۵۷۸ — برگ عیش من به ساز بیخودی آماده است
- غزل شمارهٔ ۵۸۱ — دل به یاد جلوهای طاقت به غارت داده است
- غزل شمارهٔ ۵۷۷ — آن جنگجو به ظاهر گرپشت داده است
- غزل شمارهٔ ۵۸۸ — بعد مرگم شامنومیدی سحرآورده است
- غزل شمارهٔ ۵۹۰ — هم در ایجاد شکستی به دلم پا زده است
- غزل شمارهٔ ۵۸۹ — نالهٔ ما شیوهها امشب به بر آورده است
- غزل شمارهٔ ۵۸۵ — چشمواکن حسن نیرنگ قدم بیپرده است
- غزل شمارهٔ ۵۸۶ — خامشی در پرده سامان تکلمکرده است
- غزل شمارهٔ ۵۸۷ — پیریام پیغامی از رمز سجود آورده است
- غزل شمارهٔ ۵۹۱ — موج هرجا، در جمعیتگوهر زده است
- غزل شمارهٔ ۵۹۲ — سر هرکس زگلی پر زده است
- غزل شمارهٔ ۵۹۷ — سرنوشت روی جانان خط مشکین بوده است
- غزل شمارهٔ ۵۹۳ — باز سرگرمی نظاره به سامان شده است
- غزل شمارهٔ ۵۹۴ — جایی که نه فلک ز حیا سر فکنده است
- غزل شمارهٔ ۵۹۶ — رنگ خون گلجوش زخم تیغ گلچین بوده است
- غزل شمارهٔ ۶۰۰ — جنس موهومم دکان آبرویی چیده است
- غزل شمارهٔ ۵۹۸ — تا حیرت خرام تو سامان دیده است
- غزل شمارهٔ ۵۹۹ — تا ز آغوشوداعت داغ حیرتچیده است
- غزل شمارهٔ ۵۹۵ — شور استغنای عشق از حسرت دل بوده است
- غزل شمارهٔ ۶۰۵ — واژگونی بسکه با وضعم قرینکردیده است
- غزل شمارهٔ ۶۰۸ — ای که دنیا و جلالش دیدهای خمیازه است
- غزل شمارهٔ ۶۰۷ — صبح هستی نیست نیرنک هوس بالیده است
- غزل شمارهٔ ۶۰۶ — هرکجا دستت برون از آستینگردیده است
- غزل شمارهٔ ۶۰۴ — عالمی را بیزبانیهای من پوشیده است
- غزل شمارهٔ ۶۰۲ — بازم به دل نوید صفایی رسیده است
- غزل شمارهٔ ۶۰۳ — جنس ما با اینکسادی قیمتی فهمیده است
- غزل شمارهٔ ۶۰۱ — در جنونم موی سر سامان راحت چیده است
- غزل شمارهٔ ۶۱۰ — چون سپند آرام جسم دردناکم ناله است
- غزل شمارهٔ ۶۱۳ — در آن بساطکه حسنت دچار آینه است
- غزل شمارهٔ ۶۱۶ — قید الفت هستی وحشتآشیانیهاست
- غزل شمارهٔ ۶۱۴ — زبس به خلوت حسن توبارآینه است
- غزل شمارهٔ ۶۰۹ — تا فلک درگردش است آفت بههرسوهاله است
- غزل شمارهٔ ۶۱۵ — ز نقش پای تو کابینه دار آینه است
- غزل شمارهٔ ۶۱۲ — دل بهسعی آبگردیدن طرب پیمانه است
- غزل شمارهٔ ۶۱۱ — بسکه در بزم توام حسرت جنون پیمانه است
- غزل شمارهٔ ۶۲۱ — صفای آب به یاد غبار راه کسی است
- غزل شمارهٔ ۶۱۸ — لاف ما و من یکسر دعوی خداییهاست
- غزل شمارهٔ ۶۱۹ — بیقراریهای چرخ از دست کجرفتاری است
- غزل شمارهٔ ۶۲۲ — بهگلزاریکه حسنت بینقابست
- غزل شمارهٔ ۶۲۰ — لوحهستی یک قلم از نقش قدرت عاری است
- غزل شمارهٔ ۶۲۴ — مشاطهٔ شوخیکه به دستت دل ما بست
- غزل شمارهٔ ۶۱۷ — باز درس خاشاکم سطر شعلهخوانیهاست
- غزل شمارهٔ ۶۲۳ — در سایهایابرو نگهت مست و خرابست
- غزل شمارهٔ ۶۲۸ — برکمرتا بهله آنترک نزاکت مست بست
- غزل شمارهٔ ۶۲۹ — نقاش ازل تا کمر مو کمران بست
- غزل شمارهٔ ۶۲۵ — نفس را الفت دل پیچ و تابست
- غزل شمارهٔ ۶۲۶ — هرسو نگرم دیده به دیدار حجابست
- غزل شمارهٔ ۶۲۷ — هستی چو سحر عهد به پرواز فنا بست
- غزل شمارهٔ ۶۳۰ — همت چه برفرازد از شرم فقر ما دست
- غزل شمارهٔ ۶۳۲ — نه دیر مانع و نیکعبه حایل افتادست
- غزل شمارهٔ ۶۳۱ — کنون که مژدهٔ دیدار شوق بنیادست
- غزل شمارهٔ ۶۳۵ — فسون وهم چه مقدار رهزن افتادست
- غزل شمارهٔ ۶۳۴ — گذاز امن درین انجمن کم افتادست
- غزل شمارهٔ ۶۳۷ — خم مکن در عرض حاجت تا توانی پشت دست
- غزل شمارهٔ ۶۳۸ — دل ز اوهام غبارآلودست
- غزل شمارهٔ ۶۳۶ — بیمحابا بر من مجنون میفشان پشت دست
- غزل شمارهٔ ۶۳۹ — اجابتی ندمید از دعایکس به دو دست
- غزل شمارهٔ ۶۳۳ — مرا به آبلهٔ پا چه مشکل افتادست
- غزل شمارهٔ ۶۴۰ — دل راگشاد کار ز صد عقده برترست
- غزل شمارهٔ ۶۴۸ — دل از بهار خیال توگلشن رازست
- غزل شمارهٔ ۶۴۷ — قابل نخل ما بر دگرست
- غزل شمارهٔ ۶۴۶ — توان به صبر نمودن دل شکسته درست
- غزل شمارهٔ ۶۴۱ — سرکشیها به مرگ راهبرست
- غزل شمارهٔ ۶۴۲ — عمرها شد عجزطاقت سویجیبم رهبرست
- غزل شمارهٔ ۶۴۵ — هوس دل را شکست اعتبارست
- غزل شمارهٔ ۶۴۴ — زندگی نقد هزار آزارست
- غزل شمارهٔ ۶۴۳ — نسخهٔ آرام دل در عرض آهی ابترست
- غزل شمارهٔ ۶۵۱ — تا بهکی خواهی زلاف بخت بر سرها نشست
- غزل شمارهٔ ۶۵۵ — تازمستی غنچه برفرق چمن میناشکست
- غزل شمارهٔ ۶۵۶ — در تماشاییکه باید صد مژه بالا شکست
- غزل شمارهٔ ۶۵۴ — جوش حرص از یأس من آخر ز تابوتب نشست
- غزل شمارهٔ ۶۴۹ — تو محو خواب و در سیرکنفکان بازست
- غزل شمارهٔ ۶۵۰ — دل به یاد پرتو حسنت سراپا آتشست
- غزل شمارهٔ ۶۵۲ — تا غبارخط برآن حسن صفا پیرا نشست
- غزل شمارهٔ ۶۵۳ — عاقبت چون شعله خاکستر به فرق ما نشست
- غزل شمارهٔ ۶۶۴ — دل انجمن صد طرب ازیاد وصالست
- غزل شمارهٔ ۶۶۱ — شیخ تا عزم بر نماز شکست
- غزل شمارهٔ ۶۶۲ — هوس به فتنهٔ صد انجمن نگاه شکست
- غزل شمارهٔ ۶۶۳ — صفحهٔ دل بیخط زخم تو فرد باطلست
- غزل شمارهٔ ۶۵۹ — در چمنگر طرف دامانت صبا خواهد شکست
- غزل شمارهٔ ۶۵۷ — بیتو در هرجا دل صبر آزما خواهد شکست
- غزل شمارهٔ ۶۵۸ — چون حبابم، شیشهٔ دل هر کجا خواهد شکست
- غزل شمارهٔ ۶۶۰ — ناتوانی گر چنین اعضای ما خواهد شکست
- غزل شمارهٔ ۶۷۱ — نی نقش چین نه حسن فرنگ آفریدنست
- غزل شمارهٔ ۶۶۶ — با کمال بینقابی پردهدارم شیونست
- غزل شمارهٔ ۶۷۰ — فردوس دل، اسیر خیال تو بودنست
- غزل شمارهٔ ۶۶۵ — صورت راحت نفور از مردمان عالمست
- غزل شمارهٔ ۶۷۲ — پیوستگی به حق، ز دو عالم بریدنست
- غزل شمارهٔ ۶۶۹ — فکر تدبیر سلامت خون راحت خوردنست
- غزل شمارهٔ ۶۶۸ — درخور غفلت نگاهی رونق ما و منست
- غزل شمارهٔ ۶۶۷ — در جهان عجز طاقت پیشگیگردن زنست
- غزل شمارهٔ ۶۷۹ — شهید خنده زخمم که تیغ همدم اوست
- غزل شمارهٔ ۶۷۷ — بزم پیری کز قد خمگشتهٔ ما چنگ اوست
- غزل شمارهٔ ۶۷۸ — بسکه اجزایم چمنپروردهٔ نیرنگ اوست
- غزل شمارهٔ ۶۸۰ — غزال امن که الفت خیال مبهم است
- غزل شمارهٔ ۶۷۴ — بسکه مستان را به قدر میکشیها آبروست
- غزل شمارهٔ ۶۷۳ — از میانش مو به موی ناتوانان جستجوست
- غزل شمارهٔ ۶۷۵ — نیست ایمن از بلا هر کس به فکر جستجوست
- غزل شمارهٔ ۶۷۶ — شوخی که جهان گرد جنون نظر اوست
- غزل شمارهٔ ۶۸۸ — بهدست و تیغکسی خون من حنابستهست
- غزل شمارهٔ ۶۸۴ — بسکه دارم غنچهٔ شوق توپنهان زیرپوست
- غزل شمارهٔ ۶۸۲ — عالم طلسم وحشت چشم سیاه اوست
- غزل شمارهٔ ۶۸۳ — کو خلوت و چه انجمن آثار جاه اوست
- غزل شمارهٔ ۶۸۵ — بسکه راز عجز ما بالید پنهان زیر پوست
- غزل شمارهٔ ۶۸۶ — سعی ناپیدا و حسرتها دویدن آرزوست
- غزل شمارهٔ ۶۸۷ — اوج جاه، آثارش از اجزای مهمل ریختهست
- غزل شمارهٔ ۶۸۱ — قصر غناکه عالم تحقیق نام اوست
- غزل شمارهٔ ۶۹۳ — تنها نه ذره دقت اظهار داشتهست
- غزل شمارهٔ ۶۹۲ — سخت جانی از من محزون که باور داشتهست
- غزل شمارهٔ ۶۹۵ — جاییکه مرگ شهرت انجام داشتهست
- غزل شمارهٔ ۶۹۴ — عجز ما چندین غبار از هرکمین برداشتهست
- غزل شمارهٔ ۶۹۰ — دل در قدم آبله پایانکه شکستهست
- غزل شمارهٔ ۶۹۶ — صاحب خلق حسن، گلها به دامن داشتهست
- غزل شمارهٔ ۶۹۱ — گردباد امروز در صحرا قیامت کاشتهست
- غزل شمارهٔ ۶۸۹ — چنینکه نیک وبد ما به عجزوابستهست
- غزل شمارهٔ ۷۰۲ — بیتوام جای نگه جنبش مژگانی هست
- غزل شمارهٔ ۷۰۳ — گر آینهات محرم زشتی و نکوییست
- غزل شمارهٔ ۶۹۸ — دل از ندامت هستی، مکدر افتادهست
- غزل شمارهٔ ۶۹۷ — چون شمع اگر خلق پس و پیش گذشتهست
- غزل شمارهٔ ۷۰۴ — نالهها داریم و کس زین انجمن آگاه نیست
- غزل شمارهٔ ۷۰۱ — تا ز جنس تب وتاب نفس آثاری هست
- غزل شمارهٔ ۷۰۰ — ادب اظهارم و با وصل توامکاری هست
- غزل شمارهٔ ۶۹۹ — همچو شبنم ادب آیینه زدودن بودهست
- غزل شمارهٔ ۷۱۲ — غم فراق چه و حسرت وصال تو چیست
- غزل شمارهٔ ۷۰۸ — ادب نهکسب عبادت نه سعی حقطلبیست
- غزل شمارهٔ ۷۰۶ — حیرت دمیدهام گل داغم بهانهایست
- غزل شمارهٔ ۷۰۵ — غنچه در فکر دهانت گوشهگیر خستهایست
- غزل شمارهٔ ۷۰۷ — نه ما را صراحی نه پیمانه ایست
- غزل شمارهٔ ۷۱۰ — زین دو شرر داغ دل هستی ما عبرتیست
- غزل شمارهٔ ۷۰۹ — به محفلیکه دل آیینهٔ رضاطلبیست
- غزل شمارهٔ ۷۱۱ — ساز تو کمین نغمهٔ بیداد شکستیست
- غزل شمارهٔ ۷۲۰ — در پیچوتابِ گیسو تا شانه را عروسیست
- غزل شمارهٔ ۷۱۴ — حضورکلبهٔ فقر از تکلفات بریست
- غزل شمارهٔ ۷۱۹ — به زخم هستی اگر شرم بخیه پردازیست
- غزل شمارهٔ ۷۱۵ — خودنماییها کثافت جوهریست
- غزل شمارهٔ ۷۱۳ — فکر آزادی به این عاجز سرشتیها تریست
- غزل شمارهٔ ۷۱۸ — درینگلشن دو روزت خندهکاریست
- غزل شمارهٔ ۷۱۷ — تا به مطلوب رسیدنکاریست
- غزل شمارهٔ ۷۱۶ — درگلستانیکه دل را با اشاراتش سریست
- غزل شمارهٔ ۷۲۴ — سرو بهار جلوه قد دلستان کیست
- غزل شمارهٔ ۷۲۷ — دل گرم من آتشخانهٔکیست
- غزل شمارهٔ ۷۲۸ — سرشکم نسخهٔ دیوانهٔ کیست
- غزل شمارهٔ ۷۲۲ — چمن امروز فرش منزل کیست
- غزل شمارهٔ ۷۲۱ — امروز دور صحبت وقف ستم ایاغیست
- غزل شمارهٔ ۷۲۳ — ای صبح گرد ناز تو از کاروان کیست
- غزل شمارهٔ ۷۲۵ — موج جنون میزند، اشک پریشان کیست
- غزل شمارهٔ ۷۲۶ — وحشی صحرای حسن نرگس فتان کیست
- غزل شمارهٔ ۷۳۱ — بیکدورت نیست هرجا محرمی یا غافلیست
- غزل شمارهٔ ۷۳۶ — زندگی شوخی کمین رمیست
- غزل شمارهٔ ۷۳۲ — چارهٔ دردسر دیر محبت جلیست
- غزل شمارهٔ ۷۲۹ — دل را به خیال خط او سیر فرنگیست
- غزل شمارهٔ ۷۳۵ — بندگی با معرفت، خاصِ حضورِ آدمیست
- غزل شمارهٔ ۷۳۳ — بجاستشکوهٔ ما تا ره فغان خالیست
- غزل شمارهٔ ۷۳۰ — صفای حال ما مغشوش رنگیست
- غزل شمارهٔ ۷۳۴ — جهان ز جنسِ اثرهای این و آن خالیست
- غزل شمارهٔ ۷۳۷ — وضع خطوط جبین از قلم مبهمیست
- غزل شمارهٔ ۷۳۸ — بیا که هیچ بهاری به حسرتِ ما نیست
- غزل شمارهٔ ۷۴۲ — برچهرهٔ آثارجهان رنگ سبب نیست
- غزل شمارهٔ ۷۴۴ — بیرخت در چشمهٔ آیینه خاک است آب نیست
- غزل شمارهٔ ۷۳۹ — تو مستِ وهم و درین بزم بوی صهبا نیست
- غزل شمارهٔ ۷۴۰ — قانون ادب پرده در صورت و صدا نیست
- غزل شمارهٔ ۷۴۳ — برگ و سازم جز هجومگریهٔ بیتاب نیست
- غزل شمارهٔ ۷۴۱ — نیاز نامهٔ ما عرض سجده عنوانیست
- غزل شمارهٔ ۷۴۷ — بر تپیدنهای دل هم دیدهای واکردنیست
- غزل شمارهٔ ۷۴۹ — عمریست بهچشمم ز نم اشک اثر نیست
- غزل شمارهٔ ۷۴۵ — جزخوندل ز نقد سلامت به دست نیست
- غزل شمارهٔ ۷۵۲ — دیدهٔ حیرت نگاهان را به مژگان کار نیست
- غزل شمارهٔ ۷۵۱ — خواب رادر دیدهٔ حیران عاشق بار نیست
- غزل شمارهٔ ۷۴۶ — هیچکس چون من درین حرمانسرا ناشاد نیست
- غزل شمارهٔ ۷۴۸ — چون سحر طومارچاک سینهام واکردنیست
- غزل شمارهٔ ۷۵۰ — بیادب بنیاد هستی عافیت دربار نیست
- غزل شمارهٔ ۷۵۴ — در طریق رفتن از خود رهبری درکار نیست
- غزل شمارهٔ ۷۵۳ — رنگعجزم لیک با وضع خموشم کار نیست
- غزل شمارهٔ ۷۵۹ — عاشقی مقدور هر عیاش نیست
- غزل شمارهٔ ۷۵۶ — سرمنزل ثبات قدم جادهساز نیست
- غزل شمارهٔ ۷۵۷ — زین عبارات جنون تحقیق بیناموس نیست
- غزل شمارهٔ ۷۶۰ — برق با شوقم شراری بیش نیست
- غزل شمارهٔ ۷۵۸ — صنعت نیرنگ دل بر فطرت کس فاش نیست
- غزل شمارهٔ ۷۵۵ — مستعرفان را شراب دیگری درکار نیست
- غزل شمارهٔ ۷۶۵ — خلق را بر سرهر لقمه ز بس سرشکنیست
- غزل شمارهٔ ۷۶۸ — دیدهای راکه به نظاره دل محرم نیست
- غزل شمارهٔ ۷۶۲ — بزم تصور توکدورت ایاغ نیست
- غزل شمارهٔ ۷۶۱ — درگلشن هوسکه سراغگلیش نیست
- غزل شمارهٔ ۷۶۳ — وضع ترتیب ادب در عرصهگاه لاف نیست
- غزل شمارهٔ ۷۶۴ — آستان عشق جولانگاه هر بیباک نیست
- غزل شمارهٔ ۷۶۷ — جای آرام به وحشتکدهٔ عالم نیست
- غزل شمارهٔ ۷۶۶ — حایل عزم نفسگرد ره و فرسنگ نیست
- غزل شمارهٔ ۷۷۵ — مقیدان وفا را ز دل رمیدن نیست
- غزل شمارهٔ ۷۷۳ — هما سراغم و زیر فلک مگس هم نیست
- غزل شمارهٔ ۷۷۶ — کتاب عافیتی قیل و قال باب تو نیست
- غزل شمارهٔ ۷۷۱ — چو صبحم دماغ میآشام نیست
- غزل شمارهٔ ۷۷۲ — پر بیکسم امروزکسی را خبرم نیست
- غزل شمارهٔ ۷۶۹ — عزت و خواری دهر آن همه دور از هم نیست
- غزل شمارهٔ ۷۷۰ — تعین جز افسون اوهام نیست
- غزل شمارهٔ ۷۷۴ — پیش چشمیکه نورعرفان نیست
- غزل شمارهٔ ۷۸۱ — نور دل در کشور آیینه نیست
- غزل شمارهٔ ۷۸۰ — تو آفتاب و جهان جزبه جستجوی تو نیست
- غزل شمارهٔ ۷۸۳ — رنگم درین چمن به هوس پر زننده نیست
- غزل شمارهٔ ۷۸۲ — راحت کجاست گر دلت از خویش رسته نیست
- غزل شمارهٔ ۷۷۹ — توییکه غیر دلم هیچجا مقام تو نیست
- غزل شمارهٔ ۷۷۷ — جهان قلمرو توفان اعتبار تو نیست
- غزل شمارهٔ ۷۷۸ — در خیال مزن فهم خویش سازتو نیست
- غزل شمارهٔ ۷۸۴ — مبتذل صبح و شام تازگی آرنده نیست
- غزل شمارهٔ ۷۹۲ — اینزمان یک طالبمستی درین میخانه نیست
- غزل شمارهٔ ۷۹۱ — آزادگی، غبار در و بام خانه نیست
- غزل شمارهٔ ۷۸۵ — در تکلم از ندامت هیچکس آسوده نیست
- غزل شمارهٔ ۷۸۹ — ز انقلاب جسم، دل بر ساز وحشت هاله نیست
- غزل شمارهٔ ۷۸۶ — با دل تنگ استکار اینجا ز حرمان چاره نیست
- غزل شمارهٔ ۷۸۸ — خواجه تا کی باید این بنیاد رسوایی که نیست
- غزل شمارهٔ ۷۸۷ — خطخوبان هم،حریف طبع وحشتپیشه نیست
- غزل شمارهٔ ۷۹۰ — هیچکس جز یأس، غمخوار من دیوانه نیست
- غزل شمارهٔ ۷۹۷ — فریاد که در عالم تحقیق کسی نیست
- غزل شمارهٔ ۷۹۹ — عنقا سراغم از اثرم وهم و ظن تهیست
- غزل شمارهٔ ۷۹۸ — سرو چمن دل الف شعلهٔ آهیست
- غزل شمارهٔ ۷۹۵ — طاس این نرد اختیاری نیست
- غزل شمارهٔ ۸۰۰ — بیساز انفعال سراپای من تهیست
- غزل شمارهٔ ۷۹۳ — محرم حسن ازل اندیشهٔ بیگانه نیست
- غزل شمارهٔ ۷۹۶ — از ره و منزل تحقیق اگر دوری نیست
- غزل شمارهٔ ۷۹۴ — صافطبعان را غمی از خار خارکینه نیست
- غزل شمارهٔ ۸۰۴ — هرچند درین گلشن هرسو گل خودروییست
- غزل شمارهٔ ۸۰۷ — یک شبم در دل نسیم یاد آن گیسو گذشت
- غزل شمارهٔ ۸۰۶ — نیشی تا علم همت عنقا برداشت
- غزل شمارهٔ ۸۰۵ — گرمرفتاری که سر در راه آن یکتا گذاشت
- غزل شمارهٔ ۸۰۲ — در ربط خلق یکسر ناموسکبریاییست
- غزل شمارهٔ ۸۰۸ — زان خوشهکه میناگری باغ عنب داشت
- غزل شمارهٔ ۸۰۱ — برگ طربم عشرت بیبرگ و نواییست
- غزل شمارهٔ ۸۰۳ — ز خویش مگذر اگر جوهرت شناسایی ست
- غزل شمارهٔ ۸۱۵ — ز بس که معنی مکتوب عشق پیچش داشت
- غزل شمارهٔ ۸۱۲ — سعیجاه آرزوی خاک شدن در سر داشت
- غزل شمارهٔ ۸۱۰ — جز خموشی هرکه دل بر ناله و فریاد داشت
- غزل شمارهٔ ۸۱۳ — برق آفت لمعه در بیضبطی اسرار داشت
- غزل شمارهٔ ۸۱۶ — تا جنون نقد بهار عشرتم در چنگ داشت
- غزل شمارهٔ ۸۱۱ — حیرتم عمری به امید ندامت شاد داشت
- غزل شمارهٔ ۸۱۴ — شبکه شور بلبل ما ریشه درگلزار داشت
- غزل شمارهٔ ۸۰۹ — جرأت سؤال شرم ترا گر جواب داشت
- غزل شمارهٔ ۸۲۴ — شب که جوش حسرتی زان نرگس خودکام داشت
- غزل شمارهٔ ۸۱۸ — دوش در راه خیالت عجز شوق آهنگ داشت
- غزل شمارهٔ ۸۲۲ — تا نظر بر شوخی من نرگس خودکام داشت
- غزل شمارهٔ ۸۲۳ — سادگی دل را اسیر فکرهای خام داشت
- غزل شمارهٔ ۸۱۹ — اندیشه در نزاکت معنی کمال داشت
- غزل شمارهٔ ۸۱۷ — تا ز حسن وگلستان تماشا رنگ داشت
- غزل شمارهٔ ۸۲۱ — هرجا دلی تپیدن شوق خیال داشت
- غزل شمارهٔ ۸۲۰ — در وادیی که قدرت عجزم کمال داشت
- غزل شمارهٔ ۸۲۶ — وهم هستی هیچکس را ازتپیدن وانداشت
- غزل شمارهٔ ۸۳۲ — گر جنونم هوس قطع منازل میداشت
- غزل شمارهٔ ۸۲۷ — هرکه را دستی ز همت بود جز بر دل نداشت
- غزل شمارهٔ ۸۲۵ — شبکه طاووس مرا شوق تو بالافشان داشت
- غزل شمارهٔ ۸۲۸ — زندگانیست که جز مرگ سرانجام نداشت
- غزل شمارهٔ ۸۲۹ — امشب که به دل حسرت دیدارکمین داشت
- غزل شمارهٔ ۸۳۰ — چه سحر بود که دوشم دل آرزوی تو داشت
- غزل شمارهٔ ۸۳۱ — آغاز نگاهم به قیامت نظری داشت
- غزل شمارهٔ ۸۳۳ — تو ازآن خلوت یکتا چه خبر خواهی داشت
- غزل شمارهٔ ۸۳۴ — گل در چمن رسید و قدم بر هوا گذاشت
- غزل شمارهٔ ۸۳۵ — همت من از نشان جاه چون ناوک گذشت
- غزل شمارهٔ ۸۳۷ — در طلبت شب چه جنونها گذشت
- غزل شمارهٔ ۸۴۰ — فرصت نظاره تا مژگان گشودن درگذشت
- غزل شمارهٔ ۸۳۹ — چنین که عمر تأملگر شتاب گذشت
- غزل شمارهٔ ۸۳۶ — تا عرقناک از چمن آن شوخ بیپروا گذشت
- غزل شمارهٔ ۸۳۸ — یأس مجنون آخر از پیچ و خم سودا گذشت
- غزل شمارهٔ ۸۴۲ — به فکر دل لبم از ربط قیل و قالگذشت
- غزل شمارهٔ ۸۴۶ — ز فقر تا به شهادت شد آشنا انگشت
- غزل شمارهٔ ۸۴۴ — همت از هر دو جهان جست و ز دل در نگذشت
- غزل شمارهٔ ۸۴۷ — بیروی تو مژگان چه نگارد به سرانگشت
- غزل شمارهٔ ۸۴۱ — شب به یاد آن لب خموش گذشت
- غزل شمارهٔ ۸۴۳ — دوش از نظر خیال تو دامنکشان گذشت
- غزل شمارهٔ ۸۴۵ — نه همین سبزه از خطش ترگشت
- غزل شمارهٔ ۸۴۸ — شب هجوم جلوه او در خیالم جا گرفت
- غزل شمارهٔ ۸۵۶ — ازین بساطکسی داغ آرمیدن رفت
- غزل شمارهٔ ۸۵۵ — صبح از دل چاککه دراین باغ سخن رفت
- غزل شمارهٔ ۸۵۴ — دل ماند بیحس و غمت افشانده بال رفت
- غزل شمارهٔ ۸۵۰ — سعی روزی داشتم آخر ندامت پیش رفت
- غزل شمارهٔ ۸۵۲ — ز آتش رخسار که ساغر گرفت
- غزل شمارهٔ ۸۵۳ — بعد از این باید سراغ من ز خاموشی گرفت
- غزل شمارهٔ ۸۴۹ — دی حرف خرامش به لبم بالگشا رفت
- غزل شمارهٔ ۸۵۱ — قامتش سامان شوخی از نگاه ما گرفت
- غزل شمارهٔ ۸۵۷ — فغان که فرصت دام تلاش چیدن رفت
- غزل شمارهٔ ۸۵۹ — عمرگذشته بر مژهام اشک بست و رفت
- غزل شمارهٔ ۸۵۸ — آخر سیاهی از سر داغم بهدر نرفت
- غزل شمارهٔ ۸۶۴ — رنگ گلش بهار خط از دور دید و رفت
- غزل شمارهٔ ۸۶۳ — زین من و ما زندگی سیر فنایی کرد و رفت
- غزل شمارهٔ ۸۶۰ — دی به شبنم گریهٔ ما نوگلی خندید و رفت
- غزل شمارهٔ ۸۶۱ — باز وحشیجلوهای در دیده جولان کرد و رفت
- غزل شمارهٔ ۸۶۲ — هرکه آمد سیر یأسی زین گلستان کرد و رفت
- غزل شمارهٔ ۸۶۶ — به حیرتم چه فسون داشت بزم نیرنگت
- غزل شمارهٔ ۸۶۹ — زهی مخموری عالم گلی از حسرت جامت
- غزل شمارهٔ ۸۷۱ — باز با طرزتکلف آشنا میبینمت
- غزل شمارهٔ ۸۷۲ — ای پر فشان چون بویگل بیرنگی از پیراهنت
- غزل شمارهٔ ۸۶۷ — که شود به وادی مدعا بلد تسلی منزلت
- غزل شمارهٔ ۸۶۸ — ای ظفر شیفتهٔ همت نصرت فالت
- غزل شمارهٔ ۸۷۰ — آمدم تا صد چمن بر جلوهنازان بینمت
- غزل شمارهٔ ۸۶۵ — هر کس اینجا یک دو دم دکان بسمل چید و رفت
- غزل شمارهٔ ۸۷۶ — بهار آیینهٔ رنگیکه باشد صرف آیینت
- غزل شمارهٔ ۸۷۴ — زهی هنگامهٔ امکان، جنونساز غریبانت
- غزل شمارهٔ ۸۷۷ — بیا ای جام و مینای طرب نقشکف پایت
- غزل شمارهٔ ۸۸۰ — کار به نقش پا رساند جهد سر هواییت
- غزل شمارهٔ ۸۷۸ — همهکس کشیده محمل به جناب کبریایت
- غزل شمارهٔ ۸۷۵ — نسزد به وضع فسردگی ز بهار دل مژه بستنت
- غزل شمارهٔ ۸۷۳ — جهان در سرمه خوابید از خیال چشم فتانت
- غزل شمارهٔ ۸۷۹ — زهی چمنسازِ صبحِ فطرت، تبسم لعل مهرجویت
- غزل شمارهٔ ۸۸۴ — تأمل عارفان چه دارد به کارگاه جهان حادث
- غزل شمارهٔ ۸۸۷ — در لاف حلقه ربا مزن به ترانههای بیانکج
- غزل شمارهٔ ۸۸۶ — تا ز پیدایی بهگوشم خواند افسون احتیاج
- غزل شمارهٔ ۸۸۸ — عمریست سرشکی نزد از دیدهٔ تر موج
- غزل شمارهٔ ۸۸۱ — ره مقصدی که گم است و بس به خیال می سپری عبث
- غزل شمارهٔ ۸۸۲ — بیمغزی و داری به من سوخته جان بحث
- غزل شمارهٔ ۸۸۳ — خواریست بهر کج منش از راستروان بحث
- غزل شمارهٔ ۸۸۵ — نتوان برد زآینهٔ ما رنگ حدوث
- غزل شمارهٔ ۸۹۰ — به عبرت آب شو ای غافل از خمیدن موج
- غزل شمارهٔ ۸۹۳ — جان هیچ و جسد هیچ و نفس هیچ و بقا هیچ
- غزل شمارهٔ ۸۸۹ — عمریستکه در حسرت آن لعلگهر موج
- غزل شمارهٔ ۸۹۲ — از بسکه خوردهام به خم زلف یار پیچ
- غزل شمارهٔ ۸۹۶ — انجم چو تکمه ریخت ز بند نقاب صبح
- غزل شمارهٔ ۸۹۱ — مباد چشمهٔ شوق مرا فسردن موج
- غزل شمارهٔ ۸۹۵ — ماییم و خاک و وعده گه انتظار و هیچ
- غزل شمارهٔ ۸۹۴ — عنقا سر و برگیم مپرس از فقرا هیچ
- غزل شمارهٔ ۹۰۰ — نداشت دیده من بیتو تاب خندهٔ صبح
- غزل شمارهٔ ۹۰۱ — دل فتح و دست فتح و نظر فتح و کار فتح
- غزل شمارهٔ ۸۹۸ — از کواکب گل فشاند چرخ در دامان صبح
- غزل شمارهٔ ۹۰۴ — خلقی از پهلوی قدرت قصر و ایوان کرد طرح
- غزل شمارهٔ ۹۰۳ — شبکه حسنش برعرق پیچید سامان قدح
- غزل شمارهٔ ۸۹۷ — بیپرده است جلوه ز طرف نقاب صبح
- غزل شمارهٔ ۸۹۹ — بازم از فیض جنون آماد شد سامان صبح
- غزل شمارهٔ ۹۰۲ — خجلم ز حسرت پیریی که ز چشم تر نکشد قدح
- غزل شمارهٔ ۹۰۹ — شد لب شیرین ادایش با من از ابرام تلخ
- غزل شمارهٔ ۹۰۵ — مگو طاق و سرایی کردهام طرح
- غزل شمارهٔ ۹۰۶ — موی پیری بست بر طبع حسد تخمیر صلح
- غزل شمارهٔ ۹۰۷ — دم سرد بسته به پیش خود چقدر دماغ فسرده یخ
- غزل شمارهٔ ۹۱۱ — ز درد یأس ندانم کجا کنم فریاد
- غزل شمارهٔ ۹۰۸ — باز از پانگشت لعل نو خط دلدار سرخ
- غزل شمارهٔ ۹۱۲ — گر شور مستیام کند اندیشه گردباد
- غزل شمارهٔ ۹۱۰ — تنگی آورده خانهٔ صیاد
- غزل شمارهٔ ۹۱۶ — حسنی که یادش آینهٔ حیرت آب داد
- غزل شمارهٔ ۹۱۷ — سیل غمی که داد جهان خراب داد
- غزل شمارهٔ ۹۱۹ — شوق تو به مشت پرم آتش زد و سر داد
- غزل شمارهٔ ۹۱۴ — گر بیتو نگه را به تماشا هوس افتاد
- غزل شمارهٔ ۹۱۵ — تا عرق،گلبرگ حسنت یک دوشبنم آب داد
- غزل شمارهٔ ۹۱۸ — شب که باد جلوهات چشم خیالم آب داد
- غزل شمارهٔ ۹۲۰ — داد عشق از بینیازی درس طفلانم به یاد
- غزل شمارهٔ ۹۱۳ — یأسفرسای تغافل دل ناشاد مباد
- غزل شمارهٔ ۹۲۶ — کسی که چون مژه عبرت دلیل روشنش افتد
- غزل شمارهٔ ۹۲۷ — ادب چه چاره کند چون فضول افتد
- غزل شمارهٔ ۹۲۳ — گذشت عمر و دل از حرص سر نمیتابد
- غزل شمارهٔ ۹۲۲ — چو ناله گرد نمودم اثر نمیتابد
- غزل شمارهٔ ۹۲۱ — شب که توفانجوشی چشم ترم آمد به یاد
- غزل شمارهٔ ۹۲۴ — چنین کز تاب می گلبرگ حسنت شعلهرنگ افتد
- غزل شمارهٔ ۹۲۸ — ز ننگ منت راحت به مرگم کار میافتد
- غزل شمارهٔ ۹۲۵ — به روی آن جهان جلوه، یک عالم نقاب افتد
- غزل شمارهٔ ۹۳۰ — نفس درازی کس تا به چون و چند نیفتد
- غزل شمارهٔ ۹۲۹ — دل از نیرنگ آگاهی به چندین پیشه میافتد
- غزل شمارهٔ ۹۳۱ — تو کار خویش کن اینجا تویی در من نمیگنجد
- غزل شمارهٔ ۹۳۵ — حسرتی در دل از آن لاله قبا میپیچد
- غزل شمارهٔ ۹۳۲ — جنون اندیشهای بگذار تا دل بر هنر پیچد
- غزل شمارهٔ ۹۳۶ — به سرم شور تمنای تو تا میپیچد
- غزل شمارهٔ ۹۳۳ — به روی عالمآرا گر نقاب زلف درپیچد
- غزل شمارهٔ ۹۳۴ — نه با سازهوس جوشد نه برکسب هنرپیچد
- غزل شمارهٔ ۹۳۷ — فریب جاه مخور تا دل تو تنگ نگردد
- غزل شمارهٔ ۹۳۹ — دل اگر محو مدعا گردد
- غزل شمارهٔ ۹۴۳ — بر دستگاه اقبال کس خیرهسر نگردد
- غزل شمارهٔ ۹۴۱ — هرچه آنجاست چو آنجا رویاینجاگردد
- غزل شمارهٔ ۹۴۰ — جنون بینوایان هرکجا بختآزما گردد
- غزل شمارهٔ ۹۳۸ — جنون جولانیام هرجا بهوحشت رهنماگردد
- غزل شمارهٔ ۹۴۲ — همین دنیاست کانجامش قیامت پردهدر گردد
- غزل شمارهٔ ۹۴۴ — دل تا بهکیام جز پی آزار نگردد
- غزل شمارهٔ ۹۵۱ — ساغرم بی تو داغ می گردد
- غزل شمارهٔ ۹۵۲ — به هرجا ساز غیرت انفعال آهنگ میگردد
- غزل شمارهٔ ۹۴۶ — به حرف و صوت مگو کار دل تباه نگردد
- غزل شمارهٔ ۹۴۹ — نگه ز روی تو تا کامیاب میگردد
- غزل شمارهٔ ۹۵۰ — چو شمع از عضو عضوم آگهی سرشار میگردد
- غزل شمارهٔ ۹۴۵ — به عبرت سرکشان را موی پیری رهنمونگردد
- غزل شمارهٔ ۹۴۷ — در این گلشن کدامین شعله با این تاب میگردد
- غزل شمارهٔ ۹۴۸ — سیه مستی به دور ساغرت بیتاب میگردد
- غزل شمارهٔ ۹۵۴ — به اندک شوخیی بنیاد تمکینکنده میگردد
- غزل شمارهٔ ۹۵۳ — ز انداز نگاهت فتنه برق آهنگ می گردد
- غزل شمارهٔ ۹۵۵ — ادب سازیم بر ما کیست تمهید صدا بندد
- غزل شمارهٔ ۹۵۹ — باز بیتابیام احرام چه در میبندد
- غزل شمارهٔ ۹۵۶ — تا کاتب ایجادم نقش من و ما بندد
- غزل شمارهٔ ۹۵۸ — گره به رشتهٔ نفس خوش آنکه نبندد
- غزل شمارهٔ ۹۶۰ — به یادتگردش رنگم به هرجا بار میبندد
- غزل شمارهٔ ۹۵۷ — هوس تا چند بر دل تهمت هر خشک و تر بندد
- غزل شمارهٔ ۹۶۷ — رنگم نقاب غیرت آن جلوه میدرد
- غزل شمارهٔ ۹۶۱ — قضا تا نقش بنیاد من بیکار میبندد
- غزل شمارهٔ ۹۶۴ — صبریکه صبح این باغ از ما جدا نخندد
- غزل شمارهٔ ۹۶۲ — چشم تو به حال من گر نیم نظر خندد
- غزل شمارهٔ ۹۶۵ — ستمکشی که به جز گریهاش نشاید و خندد
- غزل شمارهٔ ۹۶۶ — جهانکجاست،گلی زان نقاب میخندد
- غزل شمارهٔ ۹۶۸ — هوس در مزرع آمال گو صد خرمن انبارد
- غزل شمارهٔ ۹۶۳ — لعل لب او یکدم بر حالم اگر خندد
- غزل شمارهٔ ۹۷۱ — ادبسنج بیان حرفی از آن لب هرکجا دارد
- غزل شمارهٔ ۹۷۳ — تصور جوهر اکاهی قدرتکجا دارد
- غزل شمارهٔ ۹۶۹ — بر این ستمکده یارب چه سنگ میبارد
- غزل شمارهٔ ۹۷۴ — حرصت آن نیست که مرگش ز هوس وادارد
- غزل شمارهٔ ۹۷۰ — نه فخر میدمد اینجا نه ننگ میبارد
- غزل شمارهٔ ۹۷۶ — زمینگیری ز جولانم چه امکانست وادارد
- غزل شمارهٔ ۹۷۲ — اگر معشوق بیمهر است وگر عاشق وفا دارد
- غزل شمارهٔ ۹۷۵ — رگ گل آستین شوخی کمین صید ما دارد
- غزل شمارهٔ ۹۸۱ — بر طمع، طبع خسیسی که تفاخر دارد
- غزل شمارهٔ ۹۸۰ — بت هندی کی از دردسر ترکان خبر دارد
- غزل شمارهٔ ۹۸۲ — بیا ای شعله تا دل فال وصلی از تو بردارد
- غزل شمارهٔ ۹۷۸ — نوبهار است و جهان سیر چمنها دارد
- غزل شمارهٔ ۹۸۴ — ز جرگهٔ سخنم خامشی به در دارد
- غزل شمارهٔ ۹۷۹ — دماغ بلبل ما کی هوای بال و پر دارد
- غزل شمارهٔ ۹۸۳ — در این وادی کف یایی ز آسایش خبر دارد
- غزل شمارهٔ ۹۷۷ — گهی بر سر، گهی در دل، گهی در دیده جا دارد
- غزل شمارهٔ ۹۸۸ — کسی از التفات چشم خوبان کام بردارد
- غزل شمارهٔ ۹۹۰ — هوسپیمای فرصت گرد کلفت در قفس دارد
- غزل شمارهٔ ۹۹۱ — جهان، جنون بهار غفلت، ز نرگس سرمهساش دارد
- غزل شمارهٔ ۹۸۹ — دل از دم محبت، چندین فتور دارد
- غزل شمارهٔ ۹۸۷ — درین ره تا کسی از وصل مقصد کام بردارد
- غزل شمارهٔ ۹۸۶ — مگو دل از غم و صبر از جفا خبر دارد
- غزل شمارهٔ ۹۹۲ — حیا عمریست با صد گردش رنگم طرف دارد
- غزل شمارهٔ ۹۸۵ — شمع بزمت چه قدم بردارد
- غزل شمارهٔ ۹۹۸ — مگو این نسخه طور معنیی یک دستکم دارد
- غزل شمارهٔ ۱۰۰۰ — جایی که جام در دست آن مه خرام دارد
- غزل شمارهٔ ۹۹۷ — گرفتار رسوم اندیشهٔ آرام کم دارد
- غزل شمارهٔ ۹۹۴ — بینمک از نمک غیر توهم دارد
- غزل شمارهٔ ۹۹۶ — شکوه مفلسی ما را به خاموشی علم دارد
- غزل شمارهٔ ۹۹۳ — هر سو نظرگشودیم زان جلوه رنگ دارد
- غزل شمارهٔ ۹۹۹ — هوسپیمایی جاهت خمارآلود غم دارد
- غزل شمارهٔ ۹۹۵ — جنون از بس شکست آبله در هر قدم دارد
- غزل شمارهٔ ۱۰۰۱ — ادب چون ماه نو امشب پی تکلیف من دارد
- غزل شمارهٔ ۱۰۰۸ — کام دل از لب خاموش گرفتن دارد
- غزل شمارهٔ ۱۰۰۲ — ز شرم سرنوشتیکز ازل بنیاد من دارد
- غزل شمارهٔ ۱۰۰۴ — اگر خضر خطت از چشمهٔ حیوان نشان دارد
- غزل شمارهٔ ۱۰۰۵ — به پستی وانماند هر که از دردی نشان دارد
- غزل شمارهٔ ۱۰۰۶ — به خیال زنده بودن هوس بقا ندارد
- غزل شمارهٔ ۱۰۰۷ — فنا کی شغل سودای محبت را زیان دارد
- غزل شمارهٔ ۱۰۰۳ — سحر آه و گلستان نکهت و بلبل فغان دارد
- غزل شمارهٔ ۱۰۱۲ — رنگ حنا در کفم بهار ندارد
- غزل شمارهٔ ۱۰۱۱ — دل با غبار هستی ربط آنقدر ندارد
- غزل شمارهٔ ۱۰۱۵ — اسرار در طبایع ضبط نفس ندارد
- غزل شمارهٔ ۱۰۱۳ — کس طاقت آن لمعهٔ رخسار ندارد
- غزل شمارهٔ ۱۰۱۶ — گلهای آن تبسم باغ فلک ندارد
- غزل شمارهٔ ۱۰۱۴ — نشئهٔ یأسم غم خمار ندارد
- غزل شمارهٔ ۱۰۱۰ — چه بلاست اینکه پیری ز فنا خبر ندارد
- غزل شمارهٔ ۱۰۰۹ — اسیر آن پنجهٔ نگارین رهایی ازهیچ در ندارد
- غزل شمارهٔ ۱۰۲۲ — نفس به غیر تک و پوی باطلی که ندارد
- غزل شمارهٔ ۱۰۲۳ — غبار ما به جز این پر شکستنیکه ندارد
- غزل شمارهٔ ۱۰۲۰ — خامشنفسی خفت گوینده ندارد
- غزل شمارهٔ ۱۰۱۸ — نامم هوس نگین ندارد
- غزل شمارهٔ ۱۰۱۷ — سعی نفس جز شمار گام ندارد
- غزل شمارهٔ ۱۰۲۱ — بهار صبح نفس زین دو دم بقا که ندارد
- غزل شمارهٔ ۱۰۲۴ — به هرجا نعمتی هست انفعالی درکمین دارد
- غزل شمارهٔ ۱۰۱۹ — چرا کسی چو حباب از ادب نگاه ندارد
- غزل شمارهٔ ۱۰۲۸ — عدم زین بیش برهانی ندارد
- غزل شمارهٔ ۱۰۲۵ — قدح، می بر کف است و شمع، گل در آستین دارد
- غزل شمارهٔ ۱۰۳۱ — مگو رند از می و زاهد زتقوا گفتگو دارد
- غزل شمارهٔ ۱۰۲۷ — دل از وسعت اگر شانی ندارد
- غزل شمارهٔ ۱۰۲۹ — حرص اگر بر عطش غلو دارد
- غزل شمارهٔ ۱۰۲۶ — نهال زندگی بالیدنی وحشتکمین دارد
- غزل شمارهٔ ۱۰۳۰ — پر افشاندهام با اوج عنقا گفتگو دارد
- غزل شمارهٔ ۱۰۳۲ — این دور، دور حیز است، وضع متین که دارد
- غزل شمارهٔ ۱۰۳۴ — بییأس دل از هرچه ندارد گله دارد
- غزل شمارهٔ ۱۰۳۵ — هرجا نفسی هست ز هستی گله دارد
- غزل شمارهٔ ۱۰۳۶ — از پنبه اگر آتش سوزان گله دارد
- غزل شمارهٔ ۱۰۳۹ — نفس را شور دل از عافیت بیگانهای دارد
- غزل شمارهٔ ۱۰۴۰ — نفس زینسان که بر عزم پرافشانی کدی دارد
- غزل شمارهٔ ۱۰۳۸ — بهار عیش امکان رنگ وحشت دیدهای دارد
- غزل شمارهٔ ۱۰۳۷ — از چرخ نه هر ابله و نادانگله دارد
- غزل شمارهٔ ۱۰۳۳ — آنجاکه خیالت ز تمناگله دارد
- غزل شمارهٔ ۱۰۴۳ — نه مفصل نه مجملی دارد
- غزل شمارهٔ ۱۰۴۲ — عالم گرفتاری، خوش تسلسلی دارد
- غزل شمارهٔ ۱۰۴۵ — ضعیفیها بیان عجز طاقت برنمیدارد
- غزل شمارهٔ ۱۰۴۶ — تک و پوی نفس از عالم عبرت فنی دارد
- غزل شمارهٔ ۱۰۴۷ — مگر با نقش پایت مژدهٔ جوشیدنی دارد
- غزل شمارهٔ ۱۰۴۴ — غرور قدرت اگر بازوی خمی دارد
- غزل شمارهٔ ۱۰۴۱ — خیال خوشنگاهان باز با شوخی سری دارد
- غزل شمارهٔ ۱۰۴۸ — اینقدر ریش چه معنی دارد
- غزل شمارهٔ ۱۰۵۰ — نقشمکسی از سعی چه فرهنگ برآرد
- غزل شمارهٔ ۱۰۵۱ — گرشوق به راهت قدمی پیش برآرد
- غزل شمارهٔ ۱۰۵۳ — حاشاکه مرا طعنکسان بر سقط آرد
- غزل شمارهٔ ۱۰۴۹ — خیالت در غبار دل صفاپردازیی دارد
- غزل شمارهٔ ۱۰۵۴ — فسردن از مزاج شعله خاکستر برون آرد
- غزل شمارهٔ ۱۰۵۵ — من و حسنیکه هرجا یادش از دل سر برون آرد
- غزل شمارهٔ ۱۰۵۲ — گر آن خروش جهان یکتا سری به این انجمن برآرد
- غزل شمارهٔ ۱۰۵۶ — نگاهت جوش صد میخانه از ساغر برون آرد
- غزل شمارهٔ ۱۰۶۱ — هیهات دم بازپسین عرض ادب برد
- غزل شمارهٔ ۱۰۶۲ — احتیاجم خجلت از احباب برد
- غزل شمارهٔ ۱۰۶۳ — حسرت، پیام بیکسی آخر به یار برد
- غزل شمارهٔ ۱۰۶۴ — شرمقصورم از سخن، شکوهاعتبار برد
- غزل شمارهٔ ۱۰۵۷ — احتیاجی که سر مرد به خم میآرد
- غزل شمارهٔ ۱۰۵۹ — خاکستری نماند ز ما تا هوا برد
- غزل شمارهٔ ۱۰۶۰ — ناموس عالم عین اندیشهٔ سوا برد
- غزل شمارهٔ ۱۰۵۸ — در احتیاج نتوان بر سفله التجا برد
- غزل شمارهٔ ۱۰۶۵ — رنگ در دل داشتم روشنگر ادراک برد
- غزل شمارهٔ ۱۰۶۶ — پیریام آخر می و پیمانه برد
- غزل شمارهٔ ۱۰۶۷ — ما را به در دل ادب هیچکسی برد
- غزل شمارهٔ ۱۰۶۸ — مکتوب من به هرکه برد باد میبرد
- غزل شمارهٔ ۱۰۷۰ — آه به دوستان دگر عرض دعا که میبرد
- غزل شمارهٔ ۱۰۷۱ — یک سر مو گر هوس از فکر جاهی بگذرد
- غزل شمارهٔ ۱۰۶۹ — فکر خویشم آخر از صحرای امکان میبرد
- غزل شمارهٔ ۱۰۷۲ — عرقآلوده جمالی ز نظر میگذرد
- غزل شمارهٔ ۱۰۷۳ — زین گلستان که گلش رنگ ندامت دارد
- غزل شمارهٔ ۱۰۷۴ — بهار میرود و گل ز باغ میگذرد
- غزل شمارهٔ ۱۰۷۵ — ز سختجانی من عمر تنگ میگذرد
- غزل شمارهٔ ۱۰۷۶ — ز ساز جسم هزار انفعال میگذرد
- غزل شمارهٔ ۱۰۷۹ — دل مباد افسرده تا برکس نگرددکار سرد
- غزل شمارهٔ ۱۰۷۷ — باکهگویم چه قیامت به سرم میگذرد
- غزل شمارهٔ ۱۰۷۸ — تا لبش در نظرم میگذرد
- غزل شمارهٔ ۱۰۸۰ — داغ بودمکه چه خواهم به غمت انشا کرد
- غزل شمارهٔ ۱۰۸۳ — دل به زلف یار هم آرام نتوانستکرد
- غزل شمارهٔ ۱۰۸۵ — خودسر به مرک گردن دعوی فرود کرد
- غزل شمارهٔ ۱۰۸۱ — دلگداخته بر شش جهت بغل واکرد
- غزل شمارهٔ ۱۰۸۷ — از تغافلزدنی ترک سبب باید کرد
- غزل شمارهٔ ۱۰۸۶ — اول دل ستمزده قطع امید کرد
- غزل شمارهٔ ۱۰۸۸ — پیش ارباب حسب ترک نسب باید کرد
- غزل شمارهٔ ۱۰۸۲ — امروز بعد عمری دلدار یاد ما کرد
- غزل شمارهٔ ۱۰۸۴ — وحشتِ ما را تعلق رام نتوانست کرد
- غزل شمارهٔ ۱۰۹۲ — گرد مرا تحیّر، صبح جنون سبق کرد
- غزل شمارهٔ ۱۰۹۰ — عشق مطربزادهای بر ساز و تقوا زور کرد
- غزل شمارهٔ ۱۰۸۹ — دل سحرگاهی بهگلشن یاد آن رخسار کرد
- غزل شمارهٔ ۱۰۹۵ — اینقدر اشک به دیدارکه حیران گل کرد
- غزل شمارهٔ ۱۰۹۱ — آگاهی از خیال خودم بینیاز کرد
- غزل شمارهٔ ۱۰۹۳ — بیستون یادی ز فرهاد ندامت فال کرد
- غزل شمارهٔ ۱۰۹۴ — روزیکه نقشگردش چشمت خیالکرد
- غزل شمارهٔ ۱۰۹۶ — شب که دل از یأس مطلب بادهای در جام کرد
- غزل شمارهٔ ۱۰۹۹ — گر کمال اختیار خواهم کرد
- غزل شمارهٔ ۱۰۹۸ — وداع عمر چمنساز اعتبارم کرد
- غزل شمارهٔ ۱۱۰۲ — ناتوانی در تلاش حرص بهتانم نکرد
- غزل شمارهٔ ۱۱۰۳ — دورگردون تا دماغ جام عیشم تازهکرد
- غزل شمارهٔ ۱۱۰۴ — حرف پیری داشتم لغزیدنم دیوانه کرد
- غزل شمارهٔ ۱۱۰۱ — اگر نظّاره گل میتوان کرد
- غزل شمارهٔ ۱۱۰۰ — طبع سرکش خاکگشت و چشم شرمی وانکرد
- غزل شمارهٔ ۱۰۹۷ — عجز طاقت به گرفتاری غم شادم کرد
- غزل شمارهٔ ۱۱۰۸ — پای طلب دمیکه سر از دل برآورد
- غزل شمارهٔ ۱۱۰۹ — زین شیشهٔ ساعت که مه و سال برآورد
- غزل شمارهٔ ۱۱۱۱ — ز دنیا چهگیرد اگر مردگیرد
- غزل شمارهٔ ۱۱۱۰ — عملی که سر به هوا خم از همه پیکرت بهدر آورد
- غزل شمارهٔ ۱۱۱۲ — اگر به افواج عزم شاهان سواد روم و فرنگ گیرد
- غزل شمارهٔ ۱۱۰۵ — بی فقر آشکار نگردد عیار مرد
- غزل شمارهٔ ۱۱۰۷ — پیکرم چون تیشه تا از جان کنی یاد آورد
- غزل شمارهٔ ۱۱۰۶ — عمر ارذل ای خدا مگمار بر نیروی مرد
- غزل شمارهٔ ۱۱۱۹ — اگر دماغم درین خمستان خمار شرم عدم نگیرد
- غزل شمارهٔ ۱۱۱۶ — به محفلیکه فضولی قدح به دست نگیرد
- غزل شمارهٔ ۱۱۱۵ — گر شوق پی مطلب نایاب نگیرد
- غزل شمارهٔ ۱۱۱۸ — تدبیر عنان من پر شور نگیرد
- غزل شمارهٔ ۱۱۱۷ — من آن غبارم که حکم نقشم به هیچ آیینه درنگیرد
- غزل شمارهٔ ۱۱۱۴ — تا ساز نفسها کم مضراب نگیرد
- غزل شمارهٔ ۱۱۱۳ — دمی که تیغ تو خون مرا بحل گیرد
- غزل شمارهٔ ۱۱۲۰ — فسردگیهای ساز امکان ترانهام را عنان نگیرد
- غزل شمارهٔ ۱۱۲۸ — تا جلوهٔ بیرنگ تو بر قلب صور زد
- غزل شمارهٔ ۱۱۲۲ — غنا مفت هوسگر نام آسودن نمیگیرد
- غزل شمارهٔ ۱۱۲۴ — راه فضولی ما هم در ازل حیا زد
- غزل شمارهٔ ۱۱۲۱ — دل به خرسندی اگر ترک هوس میگیرد
- غزل شمارهٔ ۱۱۲۶ — نفس با یک جهان وحشت به خاک و آب میسازد
- غزل شمارهٔ ۱۱۲۷ — چو دندان ریخت نعمت حرص را مأیوس میسازد
- غزل شمارهٔ ۱۱۲۵ — چنینگر طیعبیدرتبهخورد و خوابمیسازد
- غزل شمارهٔ ۱۱۲۳ — نه هستی از نفسهایم شمار ناله میگیرد
- غزل شمارهٔ ۱۱۲۹ — حدیث عشق شودناله ترجمانش و لرزد
- غزل شمارهٔ ۱۱۳۰ — زبان بهکام خموشی کشد بیانش و لرزد
- غزل شمارهٔ ۱۱۳۳ — آنکه ما را به جفا سوخته یا میسوزد
- غزل شمارهٔ ۱۱۳۲ — جام غرور کدام رنگ توان زد
- غزل شمارهٔ ۱۱۳۴ — دل مپرسید چرا سوخته یا میسوزد
- غزل شمارهٔ ۱۱۳۵ — تو شمشیر حقی هر کس ز غفلت با تو بستیزد
- غزل شمارهٔ ۱۱۳۶ — به این عجزم چه ز خاک حیاپرورد برخیزد
- غزل شمارهٔ ۱۱۳۱ — روزی که قضا سر خط آفاق رقم زد
- غزل شمارهٔ ۱۱۳۸ — چوگوهر قطرهام تاکی به آب افتدکه برخیزد
- غزل شمارهٔ ۱۱۳۹ — چه غفلت یارب از تقریر یأس انجام میخیزد
- غزل شمارهٔ ۱۱۴۲ — نشئه دودی است که از آتش می میخیزد
- غزل شمارهٔ ۱۱۴۴ — وداع کلفتم تا گل کند چاک جگر ریزد
- غزل شمارهٔ ۱۱۳۷ — چو شمع از ساز من دیگرکدام آهنگ برخیزد
- غزل شمارهٔ ۱۱۴۳ — تبسم هرکجا رنگ سخن زان لعل تر ریزد
- غزل شمارهٔ ۱۱۴۱ — به این ضعفی که جسم زارم از بستر نمیخیزد
- غزل شمارهٔ ۱۱۴۰ — بهار حیرتست اینجا نهگل نی جام میخیزد
- غزل شمارهٔ ۱۱۴۷ — به گرمی نگه از شعله تاب میریزد
- غزل شمارهٔ ۱۱۴۸ — به هرکجا مژهام رنگ خواب میریزد
- غزل شمارهٔ ۱۱۵۲ — به طراز دامن ناز و چه ز خاکساری ما رسد
- غزل شمارهٔ ۱۱۵۰ — باز اشکم به خیالت چه فسون میریزد
- غزل شمارهٔ ۱۱۴۵ — خرد به عشق کند حیلهساز جنگ و گریزد
- غزل شمارهٔ ۱۱۴۹ — خطی که بر گل روی تو آب میریزد
- غزل شمارهٔ ۱۱۵۱ — چاک کسوت فقرم رنگ خنده میریزد
- غزل شمارهٔ ۱۱۴۶ — مباش غره به سامان این بنا که نریزد
- غزل شمارهٔ ۱۱۵۳ — بر رمز کارگاه ازل کیست وارسد
- غزل شمارهٔ ۱۱۵۴ — همّت از گردنکشی مشکل به استغنا رسد
- غزل شمارهٔ ۱۱۵۶ — سراغت از چمن کبریا که میپرسد
- غزل شمارهٔ ۱۱۵۵ — دگر تظلم ما عاجزانکجا برسد
- غزل شمارهٔ ۱۱۵۷ — کیست کز جهد به آن انجمن ناز رسد
- غزل شمارهٔ ۱۱۵۸ — جایی که شکوهها به صف زیر و بم رسد
- غزل شمارهٔ ۱۱۵۹ — سَحَرِ طلوعِ گلِ دعا که مرادِ اهلِ هِمَم رسد
- غزل شمارهٔ ۱۱۶۰ — تا ز عبرت سر مژگان به خمیدن نرسد
- غزل شمارهٔ ۱۱۶۲ — تا ز چمن دماغ را بوی بهار میرسد
- غزل شمارهٔ ۱۱۶۵ — تا گرد ما به اوج ثریا نمیرسد
- غزل شمارهٔ ۱۱۶۱ — همه راست زین چمن آرزو، که به کام دل ثمری رسد
- غزل شمارهٔ ۱۱۶۴ — آه به درد عجز هم کوشش ما نمیرسد
- غزل شمارهٔ ۱۱۶۸ — نشئهٔگوشهٔ دل از دیر و حرم نمیرسد
- غزل شمارهٔ ۱۱۶۷ — هرگز به دستگاه نظر پا نمیرسد
- غزل شمارهٔ ۱۱۶۳ — زبرگردون آنچه ازکشت تو و من میرسد
- غزل شمارهٔ ۱۱۶۶ — کار دلها باز از آن مژگان به سامان میرسد
- غزل شمارهٔ ۱۱۷۴ — کسی معنی بحر فهمیده باشد
- غزل شمارهٔ ۱۱۷۲ — ز تنگی منفعل گردید دل آفاق پیدا شد
- غزل شمارهٔ ۱۱۷۰ — هوس تعین خواجگی، به نیاز بنده نمیرسد
- غزل شمارهٔ ۱۱۷۱ — به امیدِ فنا تاب و تبِ هستی گوارا شد
- غزل شمارهٔ ۱۱۶۹ — صبح شو ایشبکه خورشید مناکنون میرسد
- غزل شمارهٔ ۱۱۷۶ — آن فتنه که آفاقش شور من و ما باشد
- غزل شمارهٔ ۱۱۷۳ — صفا داغ کدورت گشت سامان من و ما شد
- غزل شمارهٔ ۱۱۷۵ — پی اشک من ندانم بهکجا رسیده باشد
- غزل شمارهٔ ۱۱۷۸ — تا در آیینهٔ دل راه نفس واباشد
- غزل شمارهٔ ۱۱۸۰ — زشوخی چشم منتاکی به روی غیرواباشد
- غزل شمارهٔ ۱۱۷۹ — چراکس منکر بیطاقتیهای درا باشد
- غزل شمارهٔ ۱۱۸۱ — تسلی کو اگر منظورت اسباب هوس باشد
- غزل شمارهٔ ۱۱۸۳ — صبحی که گلت به باغ باشد
- غزل شمارهٔ ۱۱۷۷ — به که چندی دل ما خامشی انشا باشد
- غزل شمارهٔ ۱۱۸۲ — مرا این آبرو در عالم پرواز بس باشد
- غزل شمارهٔ ۱۱۸۴ — تا مشرب محبت ننگ وفا نباشد
- غزل شمارهٔ ۱۱۹۱ — هرچند دل از وصل قدحنوش نباشد
- غزل شمارهٔ ۱۱۹۲ — وضع فلک آنجا که به یک حال نباشد
- غزل شمارهٔ ۱۱۹۰ — راحت نصیب ایجاد زنگ و حبش نباشد
- غزل شمارهٔ ۱۱۸۵ — محبت ستمگر نباشد نباشد
- غزل شمارهٔ ۱۱۸۷ — رمز آشنای معنی هر خیرهسر نباشد
- غزل شمارهٔ ۱۱۸۶ — عشق هرجا ادبآموز تپیدن باشد
- غزل شمارهٔ ۱۱۸۹ — هرچند به حق قرب تو مقدور نباشد
- غزل شمارهٔ ۱۱۸۸ — مکتوب شوق هرگز بینامهبر نباشد
- غزل شمارهٔ ۱۱۹۵ — گر بوی وفا را نفس آیینه نباشد
- غزل شمارهٔ ۱۱۹۶ — دل انجمن محرم و بیگانه نباشد
- غزل شمارهٔ ۱۲۰۰ — جمعیت از آن دلکه پریشان تو باشد
- غزل شمارهٔ ۱۱۹۹ — وداع سرکشیکنگر دلت راحتکمین باشد
- غزل شمارهٔ ۱۱۹۴ — اگر تعین عنقا هوس پیام نباشد
- غزل شمارهٔ ۱۱۹۸ — بپرهیز از حسد تا فضل یزدانت قرین باشد
- غزل شمارهٔ ۱۱۹۳ — هرچند خودنمایی تخت و حشم نباشد
- غزل شمارهٔ ۱۱۹۷ — خیال نامد!ری تا کیت خاطرنشین باشد
- غزل شمارهٔ ۱۲۰۱ — ما راکه نفس آینه پرداخته باشد
- غزل شمارهٔ ۱۲۰۳ — محو طلبت گردی اگر داشته باشد
- غزل شمارهٔ ۱۲۰۲ — چشمی که بر آن جلوه نظر داشته باشد
- غزل شمارهٔ ۱۲۰۷ — آنجاکه طلب محوتوکل شده باشد
- غزل شمارهٔ ۱۲۰۸ — تغافلچهخجلتبهخود چیدهباشد
- غزل شمارهٔ ۱۲۰۴ — مشتاق تو گر نامهبری داشته باشد
- غزل شمارهٔ ۱۲۰۶ — از نامهام آن شوخ مکدر شده باشد
- غزل شمارهٔ ۱۲۰۵ — هر کس به رهت چشم تری داشته باشد
- غزل شمارهٔ ۱۲۱۳ — لب بیصرفه نوا جهل سبق میباشد
- غزل شمارهٔ ۱۲۱۶ — راحت دل ز نفس بالفشان میباشد
- غزل شمارهٔ ۱۲۱۲ — نگه در شبههٔ تحقیق من معذور میباشد
- غزل شمارهٔ ۱۲۰۹ — خلوتسرای تحقیق کاشانهٔ که باشد
- غزل شمارهٔ ۱۲۱۰ — نیام تیغ عالمگیر مستی موج می باشد
- غزل شمارهٔ ۱۲۱۱ — در این خرابه نه دشمن نه دوست میباشد
- غزل شمارهٔ ۱۲۱۴ — نقش نیرنگ جهان جوهر رم میباشد
- غزل شمارهٔ ۱۲۱۵ — پیر خمیازهکش وضع جوان میباشد
- غزل شمارهٔ ۱۲۱۹ — بی زنگ درین محفل آیینه نمیباشد
- غزل شمارهٔ ۱۲۲۲ — جگری آبله زد تخم غمی پیدا شد
- غزل شمارهٔ ۱۲۱۸ — بنای رنگ فطرت بر مزاج دون نمیباشد
- غزل شمارهٔ ۱۲۱۷ — دماغ وحشتآهنگان خیالآور نمیباشد
- غزل شمارهٔ ۱۲۲۳ — صیاد بینشانی پرواز رنگ ما شد
- غزل شمارهٔ ۱۲۲۴ — بازم از شرم سجود امشب عرق بیتاب شد
- غزل شمارهٔ ۱۲۲۰ — دل خاک سر کوی وفا شد چه بجا شد
- غزل شمارهٔ ۱۲۲۱ — دلدار مقیم دل ما شد چه بجا شد
- غزل شمارهٔ ۱۲۳۰ — هرکجا عشاق را درد طلب منظور شد
- غزل شمارهٔ ۱۲۲۶ — اینقدر نمیدانم صیدم از چه لاغر شد
- غزل شمارهٔ ۱۲۲۸ — نقطهٔ دلگرد خودگشت و خط پرگار شد
- غزل شمارهٔ ۱۲۳۲ — تا دل دیوانه واماند از تپیدن داغ شد
- غزل شمارهٔ ۱۲۲۷ — مژده ای ذوق وصال آیینه بیزنگار شد
- غزل شمارهٔ ۱۲۲۹ — شب که از شور شکست دل اثر پرزور شد
- غزل شمارهٔ ۱۲۲۵ — ای شمع تک وتاز نفس گرد سفر شد
- غزل شمارهٔ ۱۲۳۱ — فکر نازک عالمی را سرمهٔ تقریر شد
- غزل شمارهٔ ۱۲۳۵ — جبههٔحرص اگر چنینگرد ره هوسکشد
- غزل شمارهٔ ۱۲۳۹ — عریانی آنقدر به برم تنگ میکشد
- غزل شمارهٔ ۱۲۴۰ — مد بقا کجا به مه و سال میکشد
- غزل شمارهٔ ۱۲۳۶ — از غبارم هرچه بالا میکشد
- غزل شمارهٔ ۱۲۳۴ — به کدام فرصت ازین چمن هوس از فضولی اثر کشد
- غزل شمارهٔ ۱۲۳۷ — هرکه حرفی از لبت وامیکشد
- غزل شمارهٔ ۱۲۳۳ — آگاهی دل انجمن اختلاف شد
- غزل شمارهٔ ۱۲۳۸ — شوق دیداری که از دل بال حسرت میکشد
- غزل شمارهٔ ۱۲۴۸ — دل شهرهٔ تسلیم ز ضبط نفسم شد
- غزل شمارهٔ ۱۲۴۱ — حرص پیری شیأالله از خروشم میکشد
- غزل شمارهٔ ۱۲۴۵ — رفتهرفته این بزرگیها به بازی میکشد
- غزل شمارهٔ ۱۲۴۷ — کم و بیش وهم تعینت سر و برگ نقص و کمال شد
- غزل شمارهٔ ۱۲۴۳ — بار ما عمریست دوش چشم حیران میکشد
- غزل شمارهٔ ۱۲۴۶ — همچو مینا غنچهٔ رازم بهار آهنگ شد
- غزل شمارهٔ ۱۲۴۴ — چو شمع هیچکس به زیانم نمیکشد
- غزل شمارهٔ ۱۲۴۲ — باز دامان دل آهنگ چه گلشن میکشد
- غزل شمارهٔ ۱۲۵۰ — تا پری به عرض آمد موج شیشه عریان شد
- غزل شمارهٔ ۱۲۵۲ — رم وحشی نگاه من غبارانگیز جولان شد
- غزل شمارهٔ ۱۲۵۱ — ترکِ آرزو کردم رنجِ هستی آسان شد
- غزل شمارهٔ ۱۲۵۴ — مخمل و دیبا حجاب هستی رسوا نشد
- غزل شمارهٔ ۱۲۵۵ — مکتوب مقصد ما از بیکسی فغان شد
- غزل شمارهٔ ۱۲۵۶ — عید است غبار سر راه تو توان شد
- غزل شمارهٔ ۱۲۴۹ — روز سیهم سایه صفت جزو بدن شد
- غزل شمارهٔ ۱۲۵۳ — قیامت خندهریزی بر مزار من گل افشان شد
- غزل شمارهٔ ۱۲۶۲ — حیرتکفیل پر زدنگفتگو نشد
- غزل شمارهٔ ۱۲۶۴ — شب حسرت دیدار توام دام کمین شد
- غزل شمارهٔ ۱۲۵۷ — پیر گردیدم و هستی سبب ننگ نشد
- غزل شمارهٔ ۱۲۵۸ — گل نکرد آهیکه بر ما خنجر قاتل نشد
- غزل شمارهٔ ۱۲۶۰ — چون شفق از رنگ خونم هیچکسگلچین نشد
- غزل شمارهٔ ۱۲۶۳ — آهی به هوا چتر زد و چرخ برین شد
- غزل شمارهٔ ۱۲۵۹ — از حوادث خاطر آزاد ما غمگین نشد
- غزل شمارهٔ ۱۲۶۱ — پر هما چه کند بخت اگر دگرگون شد
- غزل شمارهٔ ۱۲۶۸ — نه تنها از قدح مستی و از گل رنگ میجوشد
- غزل شمارهٔ ۱۲۷۰ — حاصلم زین مزرعِ بیبر نمیدانم چه شد
- غزل شمارهٔ ۱۲۷۲ — باغ نیرنگ جنونم نیست آسان بشکفد
- غزل شمارهٔ ۱۲۷۱ — ز وهم متهم ظرف کم نخواهی شد
- غزل شمارهٔ ۱۲۶۵ — زین ساز بم و زیر توقع چه خروشد
- غزل شمارهٔ ۱۲۶۶ — کسی که نیک و بد هوشیار و مست بپوشد
- غزل شمارهٔ ۱۲۶۷ — رضاعت از برم چندانکه گردم پیر میجوشد
- غزل شمارهٔ ۱۲۶۹ — حال دل از دوری دلبر نمیدانم چه شد
- غزل شمارهٔ ۱۲۷۷ — دل باز به جوش یارب آمد
- غزل شمارهٔ ۱۲۷۸ — ز هستی قطعکن گر میل راحت در نمود آمد
- غزل شمارهٔ ۱۲۷۳ — وحشتم گر یک تپش در دشت امکان بشکفد
- غزل شمارهٔ ۱۲۷۵ — سپند بزم تو تا بیقرار گردد و نالد
- غزل شمارهٔ ۱۲۸۰ — عالم همه زین میکده بیهوش برآمد
- غزل شمارهٔ ۱۲۷۴ — به یاد آستانت هرکه سر بر خاک میمالد
- غزل شمارهٔ ۱۲۷۹ — نتوان به تلاش از غم اسباب برآمد
- غزل شمارهٔ ۱۲۷۶ — اگر سور است وگر ماتم دلمایوس مینالد
- غزل شمارهٔ ۱۲۸۱ — تمام شوقیم لیک غافل که دل به راهِ که میخرامد
- غزل شمارهٔ ۱۲۸۳ — شبم آهی ز دل در حسرت قاتل برون آمد
- غزل شمارهٔ ۱۲۸۲ — ز ابرام طلب نومیدیام آخر به چنگ آمد
- غزل شمارهٔ ۱۲۸۶ — ز تخمت چه نشو و نما میدمد
- غزل شمارهٔ ۱۲۸۴ — فالی از داغ زدم دل چمنآیین آمد
- غزل شمارهٔ ۱۲۸۷ — پر مفلسم به من چه نوا میتوان رساند
- غزل شمارهٔ ۱۲۸۵ — گل به سر، جام به کف، آن چمن آیین آمد
- غزل شمارهٔ ۱۲۸۸ — به هرجا باغبان در یاد مستان تاک بنشاند
- غزل شمارهٔ ۱۲۹۲ — موجگل بیتو خار را ماند
- غزل شمارهٔ ۱۲۹۱ — طالعم زلف یار را ماند
- غزل شمارهٔ ۱۲۹۰ — دل به قید جسم از علم یقین بیگانه ماند
- غزل شمارهٔ ۱۲۹۳ — دلدار رفت و دیده به حیرت دچار ماند
- غزل شمارهٔ ۱۲۹۶ — در گلستانی که چشمم محو آن طناز ماند
- غزل شمارهٔ ۱۲۹۵ — از دلمبگذشت و خوندر چشم حیرتساز ماند
- غزل شمارهٔ ۱۲۹۴ — رفتیم و داغ ما به دل روزگار ماند
- غزل شمارهٔ ۱۲۸۹ — اگر درد طلب این گردم از رفتار جوشاند
- غزل شمارهٔ ۱۲۹۹ — رشته بگسیخت نفس زیر و بم ساز نماند
- غزل شمارهٔ ۱۳۰۴ — بسکه بیمارتو بر بستر غم یکرو ماند
- غزل شمارهٔ ۱۳۰۰ — گر آیینهات در مقابل نماند
- غزل شمارهٔ ۱۳۰۳ — دلدار گذشت و نگه بازپسین ماند
- غزل شمارهٔ ۱۲۹۸ — از هجوم کلفت دل ناله بیآهنگ ماند
- غزل شمارهٔ ۱۳۰۱ — دل بال یاس زد نفس مغتنم نماند
- غزل شمارهٔ ۱۲۹۷ — شوق تا محمل به دوش طبع وحشتساز ماند
- غزل شمارهٔ ۱۳۰۲ — کم نیست صحبت دلگر مرد، زن نماند
- غزل شمارهٔ ۱۳۱۱ — در بساطی که دم تیغ ادب آختهاند
- غزل شمارهٔ ۱۳۰۸ — زان نشئه که قلقل به لب شیشه دواند
- غزل شمارهٔ ۱۳۰۹ — گر نالهٔ من پرتو اندیشه دواند
- غزل شمارهٔ ۱۳۱۰ — پی تحقیق کسانی که گرو تاختهاند
- غزل شمارهٔ ۱۳۰۶ — ز بعد ما نه غزل نی قصیده میماند
- غزل شمارهٔ ۱۳۱۲ — صفا فریب فقیهان نفس گداختهاند
- غزل شمارهٔ ۱۳۰۷ — نه غنچه سر به گریبان کشیده میماند
- غزل شمارهٔ ۱۳۰۵ — بهار عمر به صبح دمیده میماند
- غزل شمارهٔ ۱۳۱۴ — نقش دویی بر آینه من نبستهاند
- غزل شمارهٔ ۱۳۱۸ — این حرصها که دامن صد فن شکستهاند
- غزل شمارهٔ ۱۳۱۵ — عمریست رخت حسرتم از سینه بستهاند
- غزل شمارهٔ ۱۳۱۶ — دونان که در تلاش گهر دست شستهاند
- غزل شمارهٔ ۱۳۱۹ — شمعها زین انجمن بیصرفهتازان رفتهاند
- غزل شمارهٔ ۱۳۱۷ — جمعیکه پر به فکر هنر درشکستهاند
- غزل شمارهٔ ۱۳۲۰ — آن سبکروحان که تن در خاکساری دادهاند
- غزل شمارهٔ ۱۳۱۳ — چون برگ گل ز بس پر و بالم شکستهاند
- غزل شمارهٔ ۱۳۲۳ — از شکست رنگم آب روی شاهی دادهاند
- غزل شمارهٔ ۱۳۲۶ — اینکه در دیر غمت دم سرد پیدا کردهاند
- غزل شمارهٔ ۱۳۲۴ — روزگاری شد که از اهل وفا دل بردهاند
- غزل شمارهٔ ۱۳۲۷ — آن سخا کیشان که بر احسان نظر واکردهاند
- غزل شمارهٔ ۱۳۲۸ — فرصت انشایان هستی گر تکلف کردهاند
- غزل شمارهٔ ۱۳۲۱ — ذره تا خورشید امکان جمله حیرت زادهاند
- غزل شمارهٔ ۱۳۲۲ — هرجا صلای محرمی راز دادهاند
- غزل شمارهٔ ۱۳۲۵ — غفلت آهنگان که دل را ساز غوغا کردهاند
- غزل شمارهٔ ۱۳۳۱ — با خزان آرزو حشر بهارم کردهاند
- غزل شمارهٔ ۱۳۳۲ — وعده افسونان طلسم انتظارم کردهاند
- غزل شمارهٔ ۱۳۳۳ — گرد عجزم، خوشخرامان سرفرازم کردهاند
- غزل شمارهٔ ۱۳۳۵ — موج گوهرطینتان، گر شوخی افزون کردهاند
- غزل شمارهٔ ۱۳۲۹ — تا ز گرد انتظارت مستفیدم کردهاند
- غزل شمارهٔ ۱۳۳۴ — همچو گوهر قطرهٔ خشکی عیانم کردهاند
- غزل شمارهٔ ۱۳۳۶ — یاران تمیز هستی بدخو نکردهاند
- غزل شمارهٔ ۱۳۳۰ — آب و رنگ عبرتی صرف بهارم کردهاند
- غزل شمارهٔ ۱۳۳۸ — اهل معنی گر به گفتوگو نفس فرسودهاند
- غزل شمارهٔ ۱۳۴۳ — محرمان کاثار صنع از عشق پر فن دیدهاند
- غزل شمارهٔ ۱۳۴۱ — لاله و گل چشمک رمز خوان فهمیدهاند
- غزل شمارهٔ ۱۳۴۲ — حاضران از دور چون محشر خروشم دیدهاند
- غزل شمارهٔ ۱۳۳۹ — آنها که رنگ خودسری شمع دیدهاند
- غزل شمارهٔ ۱۳۴۴ — در عشق آنکه قابل دردش ندیدهاند
- غزل شمارهٔ ۱۳۳۷ — بر من فسون عجز در ایجاد خواندهاند
- غزل شمارهٔ ۱۳۴۰ — امروز ناقصان به کمالی رسیدهاند
- غزل شمارهٔ ۱۳۵۲ — ای ساز قدس دل به جهان نوا مبند
- غزل شمارهٔ ۱۳۴۹ — معنیسبقانگر همه صد بحر کتابند
- غزل شمارهٔ ۱۳۴۶ — یاران فسانههای تو و من شنیدهاند
- غزل شمارهٔ ۱۳۴۵ — در غبار هستی اسرار فنا پوشیدهاند
- غزل شمارهٔ ۱۳۵۰ — چشم چون آیینه برنیرنگ عرض نازبند
- غزل شمارهٔ ۱۳۴۷ — این ستمکیشان که وهم زندگی را هالهاند
- غزل شمارهٔ ۱۳۴۸ — بیقراران تو کز شوق فنا دیوانهاند
- غزل شمارهٔ ۱۳۵۱ — محرم آهنگ دل شو سرمه بر آواز بند
- غزل شمارهٔ ۱۳۵۳ — ای بهار پرفشان دل برگل و سنبل مبند
- غزل شمارهٔ ۱۳۵۸ — رنگ اطوار ادبسنجان به قانون ریختند
- غزل شمارهٔ ۱۳۵۵ — تا به عالم، رنگ بنیاد تمنا ریختند
- غزل شمارهٔ ۱۳۵۹ — سبکروانکه به وحشت میان جان بستند
- غزل شمارهٔ ۱۳۵۷ — آنکه از بوی بهارش رنگ امکان ریختند
- غزل شمارهٔ ۱۳۵۶ — کار دنیا بس که مهمل گشت عقبا ریختند
- غزل شمارهٔ ۱۳۵۴ — مدعا دل بود اگر نیرنگ امکان ریختند
- غزل شمارهٔ ۱۳۶۰ — گذشتگانکه ز تشویش ما و من رستند
- غزل شمارهٔ ۱۳۶۲ — بینیازان برقربز بحر و بر برخاستند
- غزل شمارهٔ ۱۳۶۳ — زد نفس فال تنآسانی دلی آراستند
- غزل شمارهٔ ۱۳۶۴ — محفل هستی به تحریک دلی آراستند
- غزل شمارهٔ ۱۳۶۱ — مصوران به هزار انفعال پیوستند
- غزل شمارهٔ ۱۳۶۸ — دنیا وتلاش هوس بیخبری چند
- غزل شمارهٔ ۱۳۶۷ — هرجا تپش شمع درین خانه نهفتند
- غزل شمارهٔ ۱۳۶۶ — غافلی چند که نقش حق وباطل بستند
- غزل شمارهٔ ۱۳۶۵ — آرزو سوخت نفس آینهٔ دل بستند
- غزل شمارهٔ ۱۳۷۶ — خوشخرامان اگر اندیشهٔ جولان کردند
- غزل شمارهٔ ۱۳۶۹ — خلقیست پراکندهٔ سعی هوسی چند
- غزل شمارهٔ ۱۳۷۰ — گر آگهی به سیر فنا و بقا بخند
- غزل شمارهٔ ۱۳۷۱ — ای بینصیب عشق به کار هوس بخند
- غزل شمارهٔ ۱۳۷۳ — یاران مزهٔ عبرت از این مائده بردند
- غزل شمارهٔ ۱۳۷۲ — حسرت زلف توام بود شکستم دادند
- غزل شمارهٔ ۱۳۷۵ — حاصل عافیت آنها که به دامنکردند
- غزل شمارهٔ ۱۳۷۴ — تا شدم گرم طلب عجز درایم کردند
- غزل شمارهٔ ۱۳۷۷ — ذره تا مسهر هزار آینه عریان کردند
- غزل شمارهٔ ۱۳۷۸ — ز شرم عشق فلکها به خاک روکردند
- غزل شمارهٔ ۱۳۸۰ — روزگاری که به عشق از هوسم افکندند
- غزل شمارهٔ ۱۳۷۹ — رازداران کز ادب راه لب گویا زدند
- غزل شمارهٔ ۱۳۸۳ — به شوخی زد طرب غم آفریدند
- غزل شمارهٔ ۱۳۸۱ — روزی که هوسها در اقبال گشودند
- غزل شمارهٔ ۱۳۸۴ — ز بسکه منتظران چشم در ره یارند
- غزل شمارهٔ ۱۳۸۲ — برای خاطرم غم آفریدند
- غزل شمارهٔ ۱۳۸۸ — فطرت آخر بر معاد از سعی اکمل میزند
- غزل شمارهٔ ۱۳۸۵ — محرمانی که به آهنگ فنا مسرورند
- غزل شمارهٔ ۱۳۸۶ — مصور نگهت ساغر چه رنگ زند
- غزل شمارهٔ ۱۳۸۹ — محوگریبان ادبکی سر به هر سو میزند
- غزل شمارهٔ ۱۳۹۰ — برق خطی بر سیاهی میزند
- غزل شمارهٔ ۱۳۸۷ — عاقبت شرم امل بر غفلت ما میزند
- غزل شمارهٔ ۱۳۹۱ — عشاق گر از سبحه و زنار نویسند
- غزل شمارهٔ ۱۳۹۲ — تنپرستانکه به این آب و نمک عیاشند
- غزل شمارهٔ ۱۳۹۳ — گر خاک نشینان علم افراخته باشند
- غزل شمارهٔ ۱۳۹۵ — صد ابد عیش طربخانهٔ دنیا بخشند
- غزل شمارهٔ ۱۳۹۶ — زان زر و سیم که این مردم باذل بخشند
- غزل شمارهٔ ۱۳۹۷ — از چه دعوی شمعها گردن به بالا میکشند
- غزل شمارهٔ ۱۳۹۴ — حکم عشق است که تشریف تمنا بخشند
- غزل شمارهٔ ۱۴۰۰ — به گفتگوی کسان مردمی که میلافند
- غزل شمارهٔ ۱۳۹۹ — مبصّران حقیقت که سر به سر هوشند
- غزل شمارهٔ ۱۳۹۸ — جماعتیکه نظرباز آن بر و دوشند
- غزل شمارهٔ ۱۴۰۱ — چه بوربا و چه مخمل حجاب میبافند
- غزل شمارهٔ ۱۴۰۲ — قماش رنگ ز بس بیحجاب میبافند
- غزل شمارهٔ ۱۴۰۸ — شور لیلی کو که باز آزایش سودا کند
- غزل شمارهٔ ۱۴۰۳ — دلها تامل آینهٔ حسن مطلقند
- غزل شمارهٔ ۱۴۰۵ — نشد آنکه شعلهٔ وحشتی به دل فسرده فسونکند
- غزل شمارهٔ ۱۴۰۷ — دل پا شکسته حق طلب، به رهت چگونه ادا کند
- غزل شمارهٔ ۱۴۰۴ — شور اشکم گر چنین راه تپش سر میکند
- غزل شمارهٔ ۱۴۰۶ — باز مخمور است دل تا بیخودی انشا کند
- غزل شمارهٔ ۱۴۱۰ — هر سخن سنجی که خواهد صید معنیها کند
- غزل شمارهٔ ۱۴۱۱ — از قضا بر خوان ممسک گر کسی نان بشکند
- غزل شمارهٔ ۱۴۱۳ — حسنکلاه هوسیگر به تجمل شکند
- غزل شمارهٔ ۱۴۱۲ — هر کجا سعی جنون بر عزم جولان بشکند
- غزل شمارهٔ ۱۴۱۴ — لاغری آن همه زین مرحله دورم افکند
- غزل شمارهٔ ۱۴۰۹ — کو جنون تا عقدهٔ هوش از سر ما واکند
- غزل شمارهٔ ۱۴۱۵ — کلاه هرکه فلک بر سماک میفکند
- غزل شمارهٔ ۱۴۱۶ — اگر از گدازم نمی گل کند
- غزل شمارهٔ ۱۴۱۸ — تقلید از چه علم به لافم علمکند
- غزل شمارهٔ ۱۴۲۰ — لمعهٔ مهرش دمی کاینه تابان کند
- غزل شمارهٔ ۱۴۱۹ — از بسکه به تحصیل غنا حرص توجان کند
- غزل شمارهٔ ۱۴۲۴ — هوس جنونزدهٔ نفس به کدام جلوه کمین کند
- غزل شمارهٔ ۱۴۲۲ — اشک گهر طینت ما راه تپش سر نکند
- غزل شمارهٔ ۱۴۲۳ — طبع دانا الم دهر مکدر نکند
- غزل شمارهٔ ۱۴۱۷ — اگر معنی خامشی گل کند
- غزل شمارهٔ ۱۴۲۱ — هرجا خرام ناز تو تمکین عیان کند
- غزل شمارهٔ ۱۴۳۰ — ساز امکان از شکست آواز پیدا میکند
- غزل شمارهٔ ۱۴۲۵ — وهم بلند وپست جاه چند دلت سیهکند
- غزل شمارهٔ ۱۴۳۲ — گر طمع دست طلب وامیکند
- غزل شمارهٔ ۱۴۳۱ — هر نفس دل صدهزار اندیشه پیدا میکند
- غزل شمارهٔ ۱۴۲۶ — بادهٔ تحقیق را ظرف هوس تنگی کند
- غزل شمارهٔ ۱۴۲۹ — عاقبتدر حلقهٔآن زلف، دل جا میکند
- غزل شمارهٔ ۱۴۲۷ — مشرب عشاق بر وضع هوس تنگیکند
- غزل شمارهٔ ۱۴۲۸ — بسکه بیروپت بهارم کلفت انشا میکند
- غزل شمارهٔ ۱۴۳۳ — میل هوس ز عافیتم فرد میکند
- غزل شمارهٔ ۱۴۳۵ — اول ،در عدم، دهنت باز میکند
- غزل شمارهٔ ۱۴۳۶ — گر جنونم ناله واری نذر بلبل میکند
- غزل شمارهٔ ۱۴۳۷ — هرکجا آیینهٔ حسن جنون گل میکند
- غزل شمارهٔ ۱۴۳۹ — داغ عشقم چارهجوییها کبابم میکند
- غزل شمارهٔ ۱۴۴۰ — حسرت امشب آه بیتأثیر روشن میکند
- غزل شمارهٔ ۱۴۳۸ — بس که زخم کشتهٔ نازش تلاطم میکند
- غزل شمارهٔ ۱۴۳۴ — درگلستانیکه حسنش جلوهای سر میکند
- غزل شمارهٔ ۱۴۴۸ — کارجهان خواه عجز، خواه سری میکند
- غزل شمارهٔ ۱۴۴۱ — عقل اگر صد انجمن تدبیر روشن میکند
- غزل شمارهٔ ۱۴۴۵ — ذوق فقر افسانهٔ اقبالکوته میکند
- غزل شمارهٔ ۱۴۴۶ — با هستیام وداع تو و من چه میکند
- غزل شمارهٔ ۱۴۴۷ — بر اهل فضل دانش و فنگریه میکند
- غزل شمارهٔ ۱۴۴۳ — ناتوانی باز چون شمعم چه افسون میکند
- غزل شمارهٔ ۱۴۴۴ — قامت خمکز حیا سوی زمین رو میکند
- غزل شمارهٔ ۱۴۴۲ — بولهوس از سبک سری حفظ سخن نمیکند
- غزل شمارهٔ ۱۴۵۱ — اینکه طاقتها جوانی میکند
- غزل شمارهٔ ۱۴۵۵ — بلاکشان محبت گل چه نیرنگند
- غزل شمارهٔ ۱۴۵۴ — مفلسی دست تهی بر سودن ارزانی کند
- غزل شمارهٔ ۱۴۵۶ — گردی دگر نشد ز من نارسا بلند
- غزل شمارهٔ ۱۴۵۳ — رفته رفته عافیت همکینهخواهی میکند
- غزل شمارهٔ ۱۴۵۲ — نظم امکانی کجا ضبط روانی میکند
- غزل شمارهٔ ۱۴۴۹ — هر که اینجا میرسد بیاعتدالی میکند
- غزل شمارهٔ ۱۴۵۰ — هرکه در اظهار مطلب هرزهنالی میکند
- غزل شمارهٔ ۱۴۶۱ — عجز نپسندید از ما شکوهٔ قاتل بلند
- غزل شمارهٔ ۱۴۶۳ — عشاق چون فسانهٔ تحقیق سر کنند
- غزل شمارهٔ ۱۴۶۲ — آنها که لاف افسر و اورنگ میزنند
- غزل شمارهٔ ۱۴۵۷ — یارب چهسانکنم به هوای دعا بلند
- غزل شمارهٔ ۱۴۵۹ — غافل شدیم وگشت خروش هوس بلند
- غزل شمارهٔ ۱۴۶۴ — جمعی که با قناعت جاوید خو کنند
- غزل شمارهٔ ۱۴۵۸ — پیری آمد ماند عشرتها ز انداز بلند
- غزل شمارهٔ ۱۴۶۰ — حسرت دلکرد بر ما پنجهٔ قاتل بلند
- غزل شمارهٔ ۱۴۷۰ — هرکه زین انجمن آثار صفا میبیند
- غزل شمارهٔ ۱۴۶۹ — هرکه انجام غرور من و ما میبیند
- غزل شمارهٔ ۱۴۷۱ — بهار رنگ عبرت جز دل روشن نمیبیند
- غزل شمارهٔ ۱۴۶۸ — علویانی که به این عالم دون میآیند
- غزل شمارهٔ ۱۴۶۷ — این غافلان که آینهپرداز میدهند
- غزل شمارهٔ ۱۴۶۶ — روشندلان چو آینه بر هرچه رو کنند
- غزل شمارهٔ ۱۴۷۲ — آفاق جا ندارد همت کجا نشیند
- غزل شمارهٔ ۱۴۶۵ — حقمشربان دمی که به تحقیق رو کنند
- غزل شمارهٔ ۱۴۷۴ — سپند بزم تو گویند هیچ جا ننشیند
- غزل شمارهٔ ۱۴۷۵ — اتفاق است آنکه هردشوار را آسان نمود
- غزل شمارهٔ ۱۴۷۸ — تاآینهروبروی ما بود
- غزل شمارهٔ ۱۴۷۶ — بر در دل حلقه زد غفلت، کنون آهش چه سود
- غزل شمارهٔ ۱۴۷۹ — نیرنگ امل گل بقا بود
- غزل شمارهٔ ۱۴۸۰ — یاد شوقی کز جفاهایت دل ما شاد بود
- غزل شمارهٔ ۱۴۷۷ — ریشهواری عافیت در مزرع امکان نبود
- غزل شمارهٔ ۱۴۷۳ — به روی من ز کجا رنگ اعتبار نشیند
- غزل شمارهٔ ۱۴۸۳ — هرکه را اجزای موهوم نفس دفتر بود
- غزل شمارهٔ ۱۴۸۱ — آنجاکه عجزممتحن چون و چند بود
- غزل شمارهٔ ۱۴۸۵ — برگ و ساز عندلیبان زین چمن گفتار بود
- غزل شمارهٔ ۱۴۸۴ — همچو آتش هرکه را دود طلب در سر بود
- غزل شمارهٔ ۱۴۸۷ — زین باغ بسکه بیثمری آشکار بود
- غزل شمارهٔ ۱۴۸۶ — دیده را مژگان بهم آوردنی درکار بود
- غزل شمارهٔ ۱۴۸۸ — مطلبی گر بود از هستی همین آزار بود
- غزل شمارهٔ ۱۴۸۲ — عیش ما کم نیست گر اشکی به چشم تر بود
- غزل شمارهٔ ۱۴۹۰ — سجدهٔ خاک درت هرکه تمنایش بود
- غزل شمارهٔ ۱۴۸۹ — شب که در بزم ادب قانون حیرتساز بود
- غزل شمارهٔ ۱۴۹۱ — آدمیکاثار تنزیهش رجوع خاک بود
- غزل شمارهٔ ۱۴۹۲ — در ادبگاهی که لب نامحرم تحریک بود
- غزل شمارهٔ ۱۴۹۶ — شبکه از شوق توپروازم بهار آهنگ بود
- غزل شمارهٔ ۱۴۹۵ — شب که از جوش خیالت بزم گلشن تنگ بود
- غزل شمارهٔ ۱۴۹۴ — روزی که بی تو دامن ضعفم به چنگ بود
- غزل شمارهٔ ۱۴۹۳ — امشب غبار نالهٔ دل سرمه رنگ بود
- غزل شمارهٔ ۱۴۹۸ — درشتخو سخنش عافیت ثمر نبود
- غزل شمارهٔ ۱۴۹۷ — ماضی ومستقبل این بزم حیرت حال بود
- غزل شمارهٔ ۱۴۹۹ — نهال وحشت ما خالی از ثمر نبود
- غزل شمارهٔ ۱۵۰۴ — نقش هستی جز غبار وهم نیرنگی نبود
- غزل شمارهٔ ۱۵۰۲ — شب که جز یأس به کام دل مأیوس نبود
- غزل شمارهٔ ۱۵۰۳ — ناله میافشاند پر در باغ ما بلبل نبود
- غزل شمارهٔ ۱۵۰۱ — تا دل از انجمن وصل تو مأیوس نبود
- غزل شمارهٔ ۱۵۰۰ — تا نفس ما ومن غبارنبود
- غزل شمارهٔ ۱۵۱۲ — محوتسلیمیم اما سجده لغزش مایه بود
- غزل شمارهٔ ۱۵۰۷ — روزی که عشق رنگ جهان نقش بسته بود
- غزل شمارهٔ ۱۵۱۱ — شبکه وصل آغوشپرداز دل دیوانه بود
- غزل شمارهٔ ۱۵۰۶ — چون شرر اقبال هستی بسکه فرصتکاه بود
- غزل شمارهٔ ۱۵۰۸ — هرکه را دیدم ز لاف ما و من شرمنده بود
- غزل شمارهٔ ۱۵۰۹ — بسکه در ساز صفاکیشان حیا خوابیده بود
- غزل شمارهٔ ۱۵۱۰ — شب که در یادت سراپایم زبان ناله بود
- غزل شمارهٔ ۱۵۰۵ — یکدو دم هنگامهٔ تشویش مهر و کینه بود
- غزل شمارهٔ ۱۵۱۳ — آنروز که پیدایی ما را اثری بود
- غزل شمارهٔ ۱۵۱۴ — با ما نه نم اشکی ونی چشم تری بود
- غزل شمارهٔ ۱۵۱۵ — این انجمن افسانهٔ راز دهنی بود
- غزل شمارهٔ ۱۵۱۹ — جاییکه سعی حرص جنونآفرین دود
- غزل شمارهٔ ۱۵۱۷ — به نظم عمرکه سر تا سرش روانی بود
- غزل شمارهٔ ۱۵۲۰ — تا مه نوبر فلک بالگشا میرود
- غزل شمارهٔ ۱۵۱۶ — بهکویدوستکه تکلیف بینشانی بود
- غزل شمارهٔ ۱۵۱۸ — چون آب روان پر مگذر بیخبر از خود
- غزل شمارهٔ ۱۵۲۷ — شوق موسی نگهم رام تسلی نشود
- غزل شمارهٔ ۱۵۲۸ — چو دولت درش بر خسان واشود
- غزل شمارهٔ ۱۵۲۲ — با این خرام ناز اگر آن مست میرود
- غزل شمارهٔ ۱۵۲۴ — دل ز پیاش عمرهاست سجده کمین میرود
- غزل شمارهٔ ۱۵۲۵ — بعد ازینت سبزه خط در سیاهی میرود
- غزل شمارهٔ ۱۵۲۶ — گر چنین اشکم ز شرم پرگناهی میرود
- غزل شمارهٔ ۱۵۲۳ — شبنم صبح از چمن آبله دل میرود
- غزل شمارهٔ ۱۵۲۱ — هر که آمد در جان بیکستر از ما میرود
- غزل شمارهٔ ۱۵۳۶ — گرنه مشت خاکم از اشک ندامت تر شود
- غزل شمارهٔ ۱۵۲۹ — آه نومیدم کجا تأثیر من پیدا شود
- غزل شمارهٔ ۱۵۳۵ — گر خیالگردش چشم توام رهبر شود
- غزل شمارهٔ ۱۵۳۲ — در بیابانی که سعی بیخودی رهبر شود
- غزل شمارهٔ ۱۵۳۴ — طبع قناعت اختیار مصدر زیب و فر شود
- غزل شمارهٔ ۱۵۳۰ — گر چنین بخت نگون عبرت کمین پیدا شود
- غزل شمارهٔ ۱۵۳۳ — دل جهان دیگر از مرآت یکدیگر شود
- غزل شمارهٔ ۱۵۳۱ — حسن بیشرم ازهجوم بوالهوس محشر شود
- غزل شمارهٔ ۱۵۴۴ — خودسر هوازده را شرم رهنمون نشود
- غزل شمارهٔ ۱۵۳۸ — بر آستان تو تا جبهه نقش پا نشود
- غزل شمارهٔ ۱۵۳۷ — خواهش از ضبط نفس گر قدمی پیش شود
- غزل شمارهٔ ۱۵۴۳ — جهدکنکه دل ز هوس پایمال شک نشود
- غزل شمارهٔ ۱۵۴۲ — می و نغمه مسلم حوصلهای که قدحکش گردش سر نشود
- غزل شمارهٔ ۱۵۳۹ — دلیل شکوهٔ من سعی نارسا نشود
- غزل شمارهٔ ۱۵۴۰ — غرور ناز تو تهمتکش ادا نشود
- غزل شمارهٔ ۱۵۴۱ — فسون عیش، کدورتزدای ما نشود
- غزل شمارهٔ ۱۵۵۰ — دل جهان دیگر از رفع کدورت میشود
- غزل شمارهٔ ۱۵۵۲ — تا مقابل بر رخ آن شعله پیکر میشود
- غزل شمارهٔ ۱۵۴۶ — کجاست سایه که هستیش دستگاه شود
- غزل شمارهٔ ۱۵۵۱ — شوخی، بهار طبع چمنزاد میشود
- غزل شمارهٔ ۱۵۴۵ — هوش تا عافیت آیینهٔ مستی نشود
- غزل شمارهٔ ۱۵۴۹ — بیقراری در دل آگاه طاقت میشود
- غزل شمارهٔ ۱۵۴۷ — اشک ز بیداد عشق پردهگشا میشود
- غزل شمارهٔ ۱۵۴۸ — حسرت مخمورم آخر مستی انشا میشود
- غزل شمارهٔ ۱۵۵۴ — کی به آسانی دم آبم میسر میشود
- غزل شمارهٔ ۱۵۵۵ — هرکجا عبرت به درس وعظ رهبر میشود
- غزل شمارهٔ ۱۵۵۶ — زندگی در ملک عبرت مرگ مفلس میشود
- غزل شمارهٔ ۱۵۵۷ — ازکجا آیینه با مردم موافق میشود
- غزل شمارهٔ ۱۵۵۳ — دل چو آزاد از تعلق شد منور میشود
- غزل شمارهٔ ۱۵۵۹ — جزو موزون اعتدال جوهر کل میشود
- غزل شمارهٔ ۱۵۶۰ — دل ز هر اندیشه با رجی مقابل میشود
- غزل شمارهٔ ۱۵۵۸ — آخر از جمع هوسها عقده حاصل میشود
- غزل شمارهٔ ۱۵۶۳ — آتش شوق طلب آنجا که روشن میشود
- غزل شمارهٔ ۱۵۶۶ — باد صحرای جنون هرگه گلافشان میشود
- غزل شمارهٔ ۱۵۶۴ — طبع خاموشان به نور شرم روشن میشود
- غزل شمارهٔ ۱۵۶۵ — هر کجا شمع تماشای تو روشن میشود
- غزل شمارهٔ ۱۵۶۸ — اشکم از پیری به چشم تر پریشان میشود
- غزل شمارهٔ ۱۵۶۷ — تا دم تیغت به عرض جلوه عریان میشود
- غزل شمارهٔ ۱۵۶۱ — عرض هستی زنگ بر آیینهٔ دل میشود
- غزل شمارهٔ ۱۵۶۲ — جوهر تمکین مرد از لاف برهم میشود
- غزل شمارهٔ ۱۵۷۱ — یاد تو آتشی است که خامش نمیشود
- غزل شمارهٔ ۱۵۷۲ — علم و عیان خلق به جز شک نمیشود
- غزل شمارهٔ ۱۵۶۹ — طرهٔ او در خیالم گر پریشان میشود
- غزل شمارهٔ ۱۵۷۶ — دل چو شد روشن جهان هم مشرب او میشود
- غزل شمارهٔ ۱۵۷۰ — فرصت ناز کر و فر ضامن کس نمیشود
- غزل شمارهٔ ۱۵۷۳ — موی دماغ جاه و حشم حل نمیشود
- غزل شمارهٔ ۱۵۷۴ — دون طبع قدرش از هوس افزون نمیشود
- غزل شمارهٔ ۱۵۷۵ — خارج ابنای جنس است آنکه موزون میشود
- غزل شمارهٔ ۱۵۷۸ — آفات از هوس به سرت هاله میشود
- غزل شمارهٔ ۱۵۸۰ — بیخودی امشب پر و بال فغانی میشود
- غزل شمارهٔ ۱۵۷۷ — چون رشتهای که ازگهر آگاه میشود
- غزل شمارهٔ ۱۵۸۱ — پیری وداع عمر سبکبال وانمود
- غزل شمارهٔ ۱۵۸۴ — ز هر مو دام بر دوشم گرفتار اینچنین باید
- غزل شمارهٔ ۱۵۷۹ — در هوای او دل هر ذره جانی میشود
- غزل شمارهٔ ۱۵۸۲ — گذشت عمر به لرزیدنم ز بیم و امید
- غزل شمارهٔ ۱۵۸۳ — شدم خاک و نگفتم عاشقم کار اینچنین باید
- غزل شمارهٔ ۱۵۸۸ — دل صبرآزما کمتر ز دار و گیر فرساید
- غزل شمارهٔ ۱۵۹۲ — خیال چشمکه ساغر به چنگ میآید
- غزل شمارهٔ ۱۵۸۹ — دل در جسد شبهه عبارت چه نماید
- غزل شمارهٔ ۱۵۸۷ — ظالم چه خیال است مؤدب بهدر آید
- غزل شمارهٔ ۱۵۹۰ — مگو صبح طرب در ملک هستی دیر میآید
- غزل شمارهٔ ۱۵۸۶ — از حقهٔ دهانش هر گه سخن برآید
- غزل شمارهٔ ۱۵۹۱ — چه شمع امشب در این محفل چمنپرداز میآید
- غزل شمارهٔ ۱۵۸۵ — نشاط این بهارم بیگل رویت چه کار آید
- غزل شمارهٔ ۱۶۰۰ — چمن دلی که به یاد تو آشنا گردید
- غزل شمارهٔ ۱۵۹۶ — جنونی با دل گمگشته از کوی تو میآید
- غزل شمارهٔ ۱۵۹۵ — حریفیهای عشق از هر کس و ناکس نمیآید
- غزل شمارهٔ ۱۵۹۷ — دندان به خنده چون کند آن لعل تر سپید
- غزل شمارهٔ ۱۵۹۸ — پیری آمد، گشت چشم از گریهام کمکم سپید
- غزل شمارهٔ ۱۵۹۹ — دل تا نظر گشود به خویش آفتاب دید
- غزل شمارهٔ ۱۵۹۳ — نفس تا پرفشان است از تو و من برنمیآید
- غزل شمارهٔ ۱۵۹۴ — نفس هم از دل من بیشکستن برنمیآید
- غزل شمارهٔ ۱۶۰۵ — سران ز نسخهٔ تسلیم باب بردارید
- غزل شمارهٔ ۱۶۰۴ — توان اگر همه دور آن آسمان گردید
- غزل شمارهٔ ۱۶۰۸ — چو شمع بر سرت اقبال و جاه میگرید
- غزل شمارهٔ ۱۶۰۷ — تاکی از این باغ و راغ رنج دویدن برید
- غزل شمارهٔ ۱۶۰۱ — چه شدکه قاصد امید لنگ برگردید
- غزل شمارهٔ ۱۶۰۲ — رسید عید و طربها دلیل دل گردید
- غزل شمارهٔ ۱۶۰۳ — به سعی یأس نفس خامشی بیان گردید
- غزل شمارهٔ ۱۶۰۶ — دوستان از منش دعا مبرید
- غزل شمارهٔ ۱۶۱۵ — در غمت آخر به جاییکار بیدادم رسید
- غزل شمارهٔ ۱۶۰۹ — چو سبحه بر سر هم تا به کی قدم شمرید
- غزل شمارهٔ ۱۶۱۶ — منتظران بهار فصل شکفتن رسید
- غزل شمارهٔ ۱۶۱۴ — تا حنا ازکفت بهکام رسید
- غزل شمارهٔ ۱۶۱۰ — سخن ز مشق ادب موج گوهرش گیربد
- غزل شمارهٔ ۱۶۱۲ — صبحی بهگوش عبرتم از دل صدا رسید
- غزل شمارهٔ ۱۶۱۳ — سرکشی میخواستیم از پا نشستن در رسید
- غزل شمارهٔ ۱۶۱۱ — تا دل به ساز زمزمهدرد وا رسید
- غزل شمارهٔ ۱۶۲۴ — خاک شد رنگ تنزه گل آثار دمید
- غزل شمارهٔ ۱۶۱۷ — بنای حرص به معراج مدعا نرسید
- غزل شمارهٔ ۱۶۱۸ — نقشم از ضعف به اندیشهٔ دیدن نرسید
- غزل شمارهٔ ۱۶۲۲ — صبح شد در عرصهٔگردون مگو خندان سفید
- غزل شمارهٔ ۱۶۲۰ — از کشمکش کف تو می لالهگون کشید
- غزل شمارهٔ ۱۶۲۳ — ز زلف و روی توتا دیدهام سیاه و سفید
- غزل شمارهٔ ۱۶۲۱ — پهلو به چرخ میزند امروز جاه عید
- غزل شمارهٔ ۱۶۱۹ — آخر ز سجده ام عرق جبهه سر کشید
- غزل شمارهٔ ۱۶۲۷ — همتی گر هست پایی بر سر دنیا زنید
- غزل شمارهٔ ۱۶۲۹ — شورحاجت تاکی ازحرص دو دل باید شنید
- غزل شمارهٔ ۱۶۳۲ — غافلان چند قبادوزی ادراک کنید
- غزل شمارهٔ ۱۶۳۱ — بیدلان چند خیال گل و شمشاد کنید
- غزل شمارهٔ ۱۶۲۶ — کامجویان اندکی بر مطلب استغنا زنید
- غزل شمارهٔ ۱۶۲۸ — دل شکستی دارد از معموره بر هامون زنید
- غزل شمارهٔ ۱۶۲۵ — زندگی افسرد فال شوخی سودا زنید
- غزل شمارهٔ ۱۶۳۰ — دوستان در گوشهٔ چشم تغافل جا کنید
- غزل شمارهٔ ۱۶۳۴ — یاران به رنگ رفته دو روزم مثل کنید
- غزل شمارهٔ ۱۶۴۰ — ای بیخردان طور تعین نگزینید
- غزل شمارهٔ ۱۶۳۹ — چو فقر دست دهد ترک عز و جاهکنید
- غزل شمارهٔ ۱۶۳۷ — ای هوس آوارگان چند تک و پو کنید
- غزل شمارهٔ ۱۶۳۸ — گر آرزوی رستن از این دامگهکنید
- غزل شمارهٔ ۱۶۳۶ — دوستان افسرد دل چندی به آهش خون کنید
- غزل شمارهٔ ۱۶۳۵ — یاران، چو صبح، قیمت وحشتگران کنید
- غزل شمارهٔ ۱۶۳۳ — شوق تا گردد دو بالا خویش را احول کنید
- غزل شمارهٔ ۱۶۴۲ — کو رنگ، چه بو؟ جلوهٔ یارست ببینید
- غزل شمارهٔ ۱۶۴۱ — دل خلوت اندیشهٔ یار است ببینید
- غزل شمارهٔ ۱۶۴۴ — چه ممکن است که عاشق گل و سمن گوید
- غزل شمارهٔ ۱۶۴۳ — چینی هوسان عبرت مستور ببینید
- غزل شمارهٔ ۱۶۴۵ — خوشخرامان داد طبع سستبنیادم دهید
- غزل شمارهٔ ۱۶۴۸ — ستمکش تو به قاصد اگر دهد کاغذ
- غزل شمارهٔ ۱۶۴۶ — امروز نوبهارست ساغرکشان بیایید
- غزل شمارهٔ ۱۶۴۷ — یاران در این بیابان از ما اثر مجویید
- غزل شمارهٔ ۱۶۴۹ — ای ساز بر و دوش تو پیراهنکاغذ
- غزل شمارهٔ ۱۶۵۰ — ای شعله نهال از قلمت گلشن کاغذ
- غزل شمارهٔ ۱۶۵۶ — دست داری برفشان چون کل در اینکلزار زر
- غزل شمارهٔ ۱۶۵۳ — چه رسد ز نشئهٔ معنوی به دماغ بیحس بیخبر
- غزل شمارهٔ ۱۶۵۱ — از غبار جلوه غیر تو تا بستم نظر
- غزل شمارهٔ ۱۶۵۲ — بر تماشای فنایم دوخت پیریها نظر
- غزل شمارهٔ ۱۶۵۵ — در گلستانی که سرو او نباشد جلوهگر
- غزل شمارهٔ ۱۶۵۴ — در طلسم درد از ما میتوان بردن اثر
- غزل شمارهٔ ۱۶۶۰ — نه جام باده شناسم نه کاسهٔ طنبور
- غزل شمارهٔ ۱۶۶۲ — با همه بیدست و پایی اندکی همتگمار
- غزل شمارهٔ ۱۶۶۱ — هوای تیغ تو افتاد تا مرا در سر
- غزل شمارهٔ ۱۶۶۳ — تا کنم از هر بن مو رنگ هستی آشکار
- غزل شمارهٔ ۱۶۵۷ — زاهد ز دعوت خلق دارد عجب کر و فر
- غزل شمارهٔ ۱۶۶۴ — جسم غافل را به اندوه رم فرصت چهکار
- غزل شمارهٔ ۱۶۵۸ — سعی نفس کفیل توست زحمت جستجو مبر
- غزل شمارهٔ ۱۶۵۹ — شبیکه شعلهٔ یاد تو داشت سیر جگر
- غزل شمارهٔ ۱۶۶۶ — چیست هستی به آنهمه آزار؟
- غزل شمارهٔ ۱۶۶۵ — چشم تعظیم از گرانجانان این محفل مدار
- غزل شمارهٔ ۱۶۶۹ — ای ابر! نی به باغ و نه در لالهزار بار
- غزل شمارهٔ ۱۶۷۲ — ای هوس قطع نفس کن، ساعتی دنگم گذار
- غزل شمارهٔ ۱۶۶۷ — خاک ما نامهها به جانب یار
- غزل شمارهٔ ۱۶۷۰ — ترک دنیا کن غم این سحر باطل برمدار
- غزل شمارهٔ ۱۶۶۸ — در هوسگاه عالم بیکار
- غزل شمارهٔ ۱۶۷۱ — مردی چو شمع در همهجا، جا نگاه دار
- غزل شمارهٔ ۱۶۷۶ — شد نظر واکردنی خواب فراموش شرار
- غزل شمارهٔ ۱۶۷۷ — بر خیالی چیدهایم از دیده تا دل انتظار
- غزل شمارهٔ ۱۶۷۵ — چشم واکردم به خویش، اما ز آغوش شرار
- غزل شمارهٔ ۱۶۷۴ — تا کی خیال هستی موهوم؟ سر برآر
- غزل شمارهٔ ۱۶۸۰ — تا چند حسرت چمن و سایههای ابر
- غزل شمارهٔ ۱۶۷۳ — در این ادبکده جز سر به هیچ جا مگذار
- غزل شمارهٔ ۱۶۷۹ — سیر گلزار که یارب در نظر دارد بهار
- غزل شمارهٔ ۱۶۷۸ — چشم واکن رنگ اسرار دگر دارد بهار
- غزل شمارهٔ ۱۶۸۶ — از بس که زد خیالِ توام آب در نظر
- غزل شمارهٔ ۱۶۸۷ — دام ز سیر گلشن اسباب در نظر
- غزل شمارهٔ ۱۶۸۳ — ناتمام همتی تا عجز سامان نیست سر
- غزل شمارهٔ ۱۶۸۱ — شب زندگی سر آمد به نفسشماری آخر
- غزل شمارهٔ ۱۶۸۸ — ز صبح طلعتش آیینهٔ دل را صفا بنگر
- غزل شمارهٔ ۱۶۸۲ — به ارشاد ادب در دستگاه خودسران مگذر
- غزل شمارهٔ ۱۶۸۴ — در چمن تا قامتش انداز شوخیکرد سر
- غزل شمارهٔ ۱۶۸۵ — تیغ در دست است یار از جیب بیرون آر سر
- غزل شمارهٔ ۱۶۹۵ — به صفحهای که حدیث جنون کنم تحریر
- غزل شمارهٔ ۱۶۹۱ — به خود آنقدر کر و فر مچین که ببنددت پی کین کمر
- غزل شمارهٔ ۱۶۹۶ — زهی ز روی تو آیینه آفتاب میر
- غزل شمارهٔ ۱۶۹۰ — نمیگویم به گردون سیر کن یا بر هوا بنگر
- غزل شمارهٔ ۱۶۹۴ — حکم دل دارد ز همواری سر و روی گهر
- غزل شمارهٔ ۱۶۸۹ — گل عجزی تصور کن بهارکبریا بنگر
- غزل شمارهٔ ۱۶۹۳ — نکرد ضبط نفس راز وحشتم مستور
- غزل شمارهٔ ۱۶۹۲ — قد خمیده ندارد به غیر ناله حضور
- غزل شمارهٔ ۱۶۹۹ — خیال زلف که واکرد راه در زنجیر
- غزل شمارهٔ ۱۶۹۷ — غبار فرصت از این خاکدان وهم مگیر
- غزل شمارهٔ ۱۷۰۲ — ای قاصد تحقیق ز تسلیم مددگیر
- غزل شمارهٔ ۱۷۰۳ — در عشق زپرواز نفس آینه برگیر
- غزل شمارهٔ ۱۷۰۱ — این بحر را یک آینه دشت سراب گیر
- غزل شمارهٔ ۱۷۰۰ — دل از فسون تعلق نگاه در زنجیر
- غزل شمارهٔ ۱۷۰۴ — دل بیضهٔ طاووس خیال است به برگیر
- غزل شمارهٔ ۱۶۹۸ — نه غنچه عافیت افسون، نه گل بقا تأثیر
- غزل شمارهٔ ۱۷۱۰ — درس هستی فکر تکراری ندارد خوانده گیر
- غزل شمارهٔ ۱۷۰۹ — مژگان گشا جهان ته بال نگاه گیر
- غزل شمارهٔ ۱۷۰۵ — زین بحر بیکران کم هر اعتبار گیر
- غزل شمارهٔ ۱۷۱۲ — جراءت پیریم این بس که به چندین تک وتاز
- غزل شمارهٔ ۱۷۱۱ — به کنج زانوی تسلیم طرح امن انداز
- غزل شمارهٔ ۱۷۰۷ — همنشین با من ز تشویش هوسها کین مگیر
- غزل شمارهٔ ۱۷۰۸ — به عجز کوش و تک و تاز دیگر آسان گیر
- غزل شمارهٔ ۱۷۰۶ — هستی چو صبح قابل ضبط نفس مگیر
- غزل شمارهٔ ۱۷۱۳ — از جیب هزار آینه سر بر زدهای باز
- غزل شمارهٔ ۱۷۱۴ — جامی مگر از بزم حیا در زدهای باز
- غزل شمارهٔ ۱۷۱۶ — سودای تک و تاز هوسها ز سر انداز
- غزل شمارهٔ ۱۷۱۷ — کی رود از خاطر آشفتهام سودای ناز
- غزل شمارهٔ ۱۷۱۸ — نرگسش وامیکند طومار استغنای ناز
- غزل شمارهٔ ۱۷۱۵ — چو شمع غره مشو چشم بر حیا انداز
- غزل شمارهٔ ۱۷۱۹ — بس که از شادابی خطت شد این گلزار سبز
- غزل شمارهٔ ۱۷۲۰ — هر کجا آیینهٔ ما گردد از زنگار سبز
- غزل شمارهٔ ۱۷۲۱ — پوچ است سر به سر فلک بیمدار مغز
- غزل شمارهٔ ۱۷۲۴ — فتیلهای به دل بیخبر ز داغ افروز
- غزل شمارهٔ ۱۷۲۳ — خودسریگرد دل تنگ نگردد هرگز
- غزل شمارهٔ ۱۷۲۵ — خون شد دل و ز اشک اثر میکشد هنوز
- غزل شمارهٔ ۱۷۲۲ — عمری خیال پخت سر گیر و دار مغز
- غزل شمارهٔ ۱۷۲۸ — خارخارت کشت و پیش حرص بیکاری هنوز
- غزل شمارهٔ ۱۷۲۷ — بیپرده است و نیست عیان راز من هنوز
- غزل شمارهٔ ۱۷۲۶ — رنگ طاقت سوخت اما وحشت آغازم هنوز
- غزل شمارهٔ ۱۷۳۱ — دل مصفاکن شرر در خرمن اسباب ریز
- غزل شمارهٔ ۱۷۳۶ — نیست بیشور حوادث آمد و رفت نفس
- غزل شمارهٔ ۱۷۲۹ — دارم دلی از داغ تمنای تو لبریز
- غزل شمارهٔ ۱۷۳۳ — به دل ز مقصد موهوم خار خار مریز
- غزل شمارهٔ ۱۷۳۰ — غبار ره شو و سرکوب صد حشم برخیز
- غزل شمارهٔ ۱۷۳۲ — ای بیخودی بر آینهٔ وهم رنگ ریز
- غزل شمارهٔ ۱۷۳۴ — صاحب دل را نزیبد گفتوگو با هیچکس
- غزل شمارهٔ ۱۷۳۵ — کاروان ما نداردگردی از صوت جرس
- غزل شمارهٔ ۱۷۳۷ — از لب خامش زبان واماندهٔ کام است و بس
- غزل شمارهٔ ۱۷۳۹ — چشم وا کن شش جهت یار است و بس
- غزل شمارهٔ ۱۷۴۲ — غم نهتنها بر دلم نالید و بس
- غزل شمارهٔ ۱۷۴۴ — پر تیرهروزم از من بی پا و سر مپرس
- غزل شمارهٔ ۱۷۴۰ — زندگی محروم تکرارست و بس
- غزل شمارهٔ ۱۷۴۱ — خودسر ز عافیت به تکلف برید و بس
- غزل شمارهٔ ۱۷۳۸ — ذوق شهرتها دلیل فطرت خام است و بس
- غزل شمارهٔ ۱۷۴۳ — بیپردگی کسوت هستی ز حیا پرس
- غزل شمارهٔ ۱۷۴۹ — گره چو غنچه نباید زدن به تار نفس
- غزل شمارهٔ ۱۷۴۸ — در این بساط هوس پیش از اعتبار نفس
- غزل شمارهٔ ۱۷۵۱ — ای دلت صیاد راز، از لب مده بیرون نفس
- غزل شمارهٔ ۱۷۵۰ — تب و تاب بیهُده تا کجا به گشاد بال و پر از نفس
- غزل شمارهٔ ۱۷۵۲ — بیتأمل در دم پیری مده بیرون نفس
- غزل شمارهٔ ۱۷۴۶ — غفلت آهنگم ز ساز حیرت ایجادم مپرس
- غزل شمارهٔ ۱۷۴۷ — جز ستم بر دل ناکام نکردهست نفس
- غزل شمارهٔ ۱۷۴۵ — دل قیامت می کند از طبع ناشادم مپرس
- غزل شمارهٔ ۱۷۵۴ — چند نشینی به کلفت دل مأیوس
- غزل شمارهٔ ۱۷۵۶ — نفس ثبات ندارد به شست کار نویس
- غزل شمارهٔ ۱۷۵۷ — شخص معدومی، به پیش وهم خود موجود باش
- غزل شمارهٔ ۱۷۵۵ — گر شود از خواب من خیال تو محبوس
- غزل شمارهٔ ۱۷۵۸ — من نمیگویم زیان کن یا به فکر سود باش
- غزل شمارهٔ ۱۷۵۳ — صبح است و دارد آنگل در سر هوای نرگس
- غزل شمارهٔ ۱۷۵۹ — دل بهکام تست چندی خرمی اظهار باش
- غزل شمارهٔ ۱۷۶۰ — گر نهای عین تماشا حیرت سرشار باش
- غزل شمارهٔ ۱۷۶۴ — خواه در معمورهٔ جان خواه در ویرانه باش
- غزل شمارهٔ ۱۷۶۶ — آیین خود آرایی از روز الست استش
- غزل شمارهٔ ۱۷۶۳ — تاکی افسردن دمی از فکر خود وارسته باش
- غزل شمارهٔ ۱۷۶۷ — من وآن فتنه بالاییکه عالم زیر دست استش
- غزل شمارهٔ ۱۷۶۸ — ز ساز قافله ما که ما و من جرس استش
- غزل شمارهٔ ۱۷۶۵ — جوانی سوخت پیری چند بنشاند به مهتابش
- غزل شمارهٔ ۱۷۶۲ — هوس وداع بهار خیال امکان باش
- غزل شمارهٔ ۱۷۶۱ — چو ابر و بحر ز لاف سخا پشیمان باش
- غزل شمارهٔ ۱۷۶۹ — به لوح جسمکه یکسر نفس خطوط حک استش
- غزل شمارهٔ ۱۷۷۰ — این صبح که جولانها بر چرخ برین هستش
- غزل شمارهٔ ۱۷۷۳ — دلی دارم که غیر از غنچه بودن نیست بهبودش
- غزل شمارهٔ ۱۷۷۲ — فریاد جهان سوخت نفس سعی کمندش
- غزل شمارهٔ ۱۷۷۵ — در آن کشور که پیشانی گشاید حسن جاویدش
- غزل شمارهٔ ۱۷۷۴ — متاع هستیی دارم مپرس از بود و نابودش
- غزل شمارهٔ ۱۷۷۱ — چو تمثالی که بیآیینه معدوم است بنیادش
- غزل شمارهٔ ۱۷۷۶ — بزم امکان بسکه عام افتاده دور ساغرش
- غزل شمارهٔ ۱۷۷۷ — بسکه افتاده است بینم خون صید لاغرش
- غزل شمارهٔ ۱۷۸۴ — چنین تا کی تپد در انتظار زخم نخجیرش
- غزل شمارهٔ ۱۷۷۸ — خط مشکین شد وبال غنچهٔ جان پرورش
- غزل شمارهٔ ۱۷۸۱ — چه لازم است کشد تیغ چشم خونخوارش
- غزل شمارهٔ ۱۷۸۲ — صبح از چه خرابات جنونکرد بهارش
- غزل شمارهٔ ۱۷۷۹ — به ساز نیستی بستهست شور ما و من بارش
- غزل شمارهٔ ۱۷۸۰ — بهار صنع چو دیدیم در سر و کارش
- غزل شمارهٔ ۱۷۸۳ — مکش دردسر شهرت میفکن بر نگین زورش
- غزل شمارهٔ ۱۷۹۰ — سخنسنجیکه مدح خلق نفریبد به وسواسش
- غزل شمارهٔ ۱۷۹۱ — که دارد جوهر تحقیق حسرتگاه ناموسش
- غزل شمارهٔ ۱۷۸۷ — گزند زندگانی در کفن جسم است تدبیرش
- غزل شمارهٔ ۱۷۹۲ — دل بیمدعا رنگی ندارد تا کنم فاشش
- غزل شمارهٔ ۱۷۸۵ — دل دیوانهای دارم به گیسوی گرهگیرش
- غزل شمارهٔ ۱۷۸۹ — دلی که گردش چشم تو بشکند سازش
- غزل شمارهٔ ۱۷۸۸ — نمیدانم چه گل در پرده دارد زخم شمشیرش
- غزل شمارهٔ ۱۷۸۶ — شکست خاطری دارم مپرس از فکر تدبیرش
- غزل شمارهٔ ۱۷۹۷ — کشت عاشق که دهد داد گیاه خشکش
- غزل شمارهٔ ۱۷۹۴ — به رنگیکجکلاه افتاده خم در پیکر تیغش
- غزل شمارهٔ ۱۷۹۵ — به هر بزمی که باشد جلوه فرما جوهرتیغش
- غزل شمارهٔ ۱۸۰۰ — به بر کشید ز بس جوش نازکی تنگش
- غزل شمارهٔ ۱۷۹۸ — شوق آزادی سر از سامان استغنا مکش
- غزل شمارهٔ ۱۷۹۳ — آن را که ز خود برد تمنای سراغش
- غزل شمارهٔ ۱۷۹۹ — به پیری از هوس زندگی خمار مکش
- غزل شمارهٔ ۱۷۹۶ — چه لازم جوهر دیگر نماید پیکر تیغش
- غزل شمارهٔ ۱۸۰۲ — نداشت پروای عرض جوهر، صفای آیینهٔ فرنگش
- غزل شمارهٔ ۱۸۰۳ — من و پرفشانی حسرتی که گم است مقصد بسملش
- غزل شمارهٔ ۱۸۰۴ — جوانی دامن افشان رفت و پیری هم به دنبالش
- غزل شمارهٔ ۱۸۰۵ — دل گمگشتهای دارم چه میپرسی ز احوالش
- غزل شمارهٔ ۱۸۰۶ — مرغی که پر افشاند به گلزار خیالش
- غزل شمارهٔ ۱۸۰۷ — هرگه روم از خویش به سودای وصالش
- غزل شمارهٔ ۱۸۰۸ — چو دریابد کسی رنگ ادای چشم خود کامش
- غزل شمارهٔ ۱۸۰۱ — به تاراج جنون دادم چه هستی و چه فرهنگش
- غزل شمارهٔ ۱۸۱۰ — کلاه نیست تعین که ما ز سر فکنیمش
- غزل شمارهٔ ۱۸۱۲ — دل به هجران صبر کرد اما فزون شد شیونش
- غزل شمارهٔ ۱۸۰۹ — عبارت مختصر تا کی سوال وصل پیغامش
- غزل شمارهٔ ۱۸۱۱ — بینشان حسنی که جز در پرده نتوان دیدنش
- غزل شمارهٔ ۱۸۱۴ — جفا جویی که من دارم هوای تیر مژگانش
- غزل شمارهٔ ۱۸۱۳ — تماشایی که من دارم مقیم چشم حیرانش
- غزل شمارهٔ ۱۸۱۵ — ز برق بینیازی خندهها دارد گلستانش
- غزل شمارهٔ ۱۸۱۶ — ز بس دامان ناز افشاند زلف عنبر افشانش
- غزل شمارهٔ ۱۸۲۳ — مپرسید از نگین شاه و اقبال نفس کاهش
- غزل شمارهٔ ۱۸۱۷ — آب از یاقوت میریزد تکلم کردنش
- غزل شمارهٔ ۱۸۱۹ — عالم از چشم ترم شد میفروش
- غزل شمارهٔ ۱۸۲۰ — عیب همه عالم ز تغافل به هنر پوش
- غزل شمارهٔ ۱۸۱۸ — ای خیال آوارهٔ نیرنگ هوش
- غزل شمارهٔ ۱۸۲۱ — آه از این جلوهٔ نقاب فروش
- غزل شمارهٔ ۱۸۲۲ — ای ز لعلت سخن گلاب فروش
- غزل شمارهٔ ۱۸۲۴ — اگر زین رنگ، تمکین میزند موج از سراپایش
- غزل شمارهٔ ۱۸۲۵ — حیا بیپرده نپسندید راز حسن یکتایش
- غزل شمارهٔ ۱۸۲۶ — رنگ گل تعبیر دمید از کف پایش
- غزل شمارهٔ ۱۸۳۰ — چه سازم تا توانم ریخت رنگ سجده در کویش
- غزل شمارهٔ ۱۸۲۸ — سر تاراج گلشن داشت سرو فتنه بالایش
- غزل شمارهٔ ۱۸۳۱ — دلی را که بخشد گداز آرزویش
- غزل شمارهٔ ۱۸۲۷ — زبان فرسوده نقدی را که شد پا بسته سودایش
- غزل شمارهٔ ۱۸۲۹ — اشکم قدم آبله فرسا ننهد پیش
- غزل شمارهٔ ۱۸۳۲ — صبا ای پیک مشتاقان قدم فهمیده نه سویش
- غزل شمارهٔ ۱۸۳۵ — بی تو مشکل کنم از خلق نهان جوهر خویش
- غزل شمارهٔ ۱۸۳۳ — تپد آینه بسکه در آرزویش
- غزل شمارهٔ ۱۸۳۹ — اگر چو غنچه میسر شود شکستن خویش
- غزل شمارهٔ ۱۸۳۷ — آخر چو شمع سوختم از برگ و ساز خویش
- غزل شمارهٔ ۱۸۳۴ — طرب خواهی درین محفل برون آ گامی آن سویش
- غزل شمارهٔ ۱۸۳۶ — چند پاشی ز جنون خاک هوس برسرخویش
- غزل شمارهٔ ۱۸۴۰ — بیخلل نگذاشت گل را صنعت اجزای خویش
- غزل شمارهٔ ۱۸۳۸ — عمرها شد بینصیب راحتم از چشم خویش
- غزل شمارهٔ ۱۸۴۸ — نبود نقطهای از علم این کتاب غلط
- غزل شمارهٔ ۱۸۴۷ — خلقی است شمعوار در این قحط جای فیض
- غزل شمارهٔ ۱۸۴۱ — پرکوته است دست به هر سو دراز حرص
- غزل شمارهٔ ۱۸۴۲ — از قناعت خاک باید کرد در انبان حرص
- غزل شمارهٔ ۱۸۴۴ — مگشا جریدهٔ حاجتت بر دوستان ز کف غرض
- غزل شمارهٔ ۱۸۴۵ — مباد دامن کس گیرم از فسون غرض
- غزل شمارهٔ ۱۸۴۳ — گرفته اشک مرا دیده تا به دامان رقص
- غزل شمارهٔ ۱۸۴۶ — ای بی خبر مسوز نفس در هوای فیض
- غزل شمارهٔ ۱۸۵۲ — نشکسته ساغر عاریت ز حصول آب بقا چه حظ
- غزل شمارهٔ ۱۸۵۳ — دارد از ضبط نفس طبع هوس پرور چه حظ
- غزل شمارهٔ ۱۸۵۵ — غبار تفرقه هر جا بود مقابل جمع
- غزل شمارهٔ ۱۸۵۴ — نمیشود کس ازین عبرت انجمن محظوظ
- غزل شمارهٔ ۱۸۵۶ — ای هستی تو وضع درنگ و شتاب شمع
- غزل شمارهٔ ۱۸۵۱ — گشتم از بیدست و پاییها به خشک و تر محیط
- غزل شمارهٔ ۱۸۴۹ — شده فهم مقصد عالمی زتلاش هرزه قدم غلط
- غزل شمارهٔ ۱۸۵۰ — بر جنون نتوان شد از عقل ادبپرور محیط
- غزل شمارهٔ ۱۸۵۹ — از عدم مشکل نه آسان سیر امکان کرد شمع
- غزل شمارهٔ ۱۸۵۷ — باز امشب نفس شعله فشان دارد شمع
- غزل شمارهٔ ۱۸۵۸ — هر چه در دل گذرد وقف زبان دارد شمع
- غزل شمارهٔ ۱۸۶۲ — بی نم خجلت نمیباشد سر و کار طمع
- غزل شمارهٔ ۱۸۶۴ — اثر خجالت مدعا اگر این الم دمد از طمع
- غزل شمارهٔ ۱۸۶۱ — سوختن یک نغمه است از ساز شمع
- غزل شمارهٔ ۱۸۶۳ — هوس جنون زده ناکجا همه سو قدم زند از طمع
- غزل شمارهٔ ۱۸۶۰ — نی در پرواز زد، نی سعی جولان کرد شمع
- غزل شمارهٔ ۱۸۶۶ — نشستهای ز دل تنگ بر در تصدیع
- غزل شمارهٔ ۱۸۷۰ — نشئهٔ عجزم چو شبنم داد بر طیب دماغ
- غزل شمارهٔ ۱۸۶۹ — نازد به عشق غازهٔ حسن جنون دماغ
- غزل شمارهٔ ۱۸۶۵ — هرکجاکردم به یاد سجدهات ساز رکوع
- غزل شمارهٔ ۱۸۷۲ — نه صورت بویی و نه رنگیست درین باغ
- غزل شمارهٔ ۱۸۶۸ — کنون که میگذرد عیش چون نسیم ز باغ
- غزل شمارهٔ ۱۸۶۷ — به ذوق گرد رهت میدوم سراسر باغ
- غزل شمارهٔ ۱۸۷۱ — یارب از سرمنزل مقصد چه سان یابم سراغ
- غزل شمارهٔ ۱۸۷۶ — نیست پروانهٔ من قابل پهلوی چراغ
- غزل شمارهٔ ۱۸۷۴ — کو شعلهٔ دردیکه به ذوق اثر داغ
- غزل شمارهٔ ۱۸۷۵ — شمع من گرم حیا کرد مگر سوی چراغ
- غزل شمارهٔ ۱۸۷۸ — فقر ما را مشمارید کم از عالم تیغ
- غزل شمارهٔ ۱۸۷۳ — عالم همه داغست و ندارد اثر داغ
- غزل شمارهٔ ۱۸۸۰ — تحقیق را به ما و من افتاده اختلاف
- غزل شمارهٔ ۱۸۷۷ — ما شهیدان را وضویی دادهاند از آب تیغ
- غزل شمارهٔ ۱۸۷۹ — ساز تبختر است اگر مایهٔ شرف
- غزل شمارهٔ ۱۸۸۱ — رستن چه ممکنست ز قید جهان لاف
- غزل شمارهٔ ۱۸۸۲ — جای آن استکه بالد گهر شان صدف
- غزل شمارهٔ ۱۸۸۳ — نسبت لعل که داد این همه سامان صدف
- غزل شمارهٔ ۱۸۸۸ — ای ز عکس نرگست آیینه جام مل به کف
- غزل شمارهٔ ۱۸۸۴ — بحث و جدل به افت جان میکند طرف
- غزل شمارهٔ ۱۸۸۷ — چه دهد تردد هرزهات ز حضور سیر و سفر بهکف
- غزل شمارهٔ ۱۸۸۶ — عقل را مپسند با عشق جنونپرور طرف
- غزل شمارهٔ ۱۸۸۵ — تا نمیگردد تب و تاب نفس ها برطرف
- غزل شمارهٔ ۱۸۹۴ — گهر محیط تقدسی مکن آبروی حیا سبک
- غزل شمارهٔ ۱۸۹۶ — این دم از شرم طلب نیست زبان ما خشک
- غزل شمارهٔ ۱۸۹۵ — ای مژدهٔ دیدار تو چون عید مبارک
- غزل شمارهٔ ۱۸۸۹ — گاه به رنگ مایلی گاه به بوی بی نسق
- غزل شمارهٔ ۱۸۹۱ — غیر از حیا چه پیش توان برد در عرق
- غزل شمارهٔ ۱۸۹۲ — ما سجدهٔ حضوریم محو جناب مطلق
- غزل شمارهٔ ۱۸۹۳ — بر خود از ساز شکفتنکیگمان دارد عقیق
- غزل شمارهٔ ۱۸۹۰ — رخ شرمگین توهیچگه به خیال ما نکند عرق
- غزل شمارهٔ ۱۸۹۸ — نشد از حسرت داغت جگرم تنها خشک
- غزل شمارهٔ ۱۸۹۹ — بسکه بیلعل تو رفت از بزم عیش ما نمک
- غزل شمارهٔ ۱۹۰۱ — شرع هر دین بهرهٔ او نیست جز رفع شکوک
- غزل شمارهٔ ۱۹۰۰ — غیر خاموشی نداردگفتگوی ما نمک
- غزل شمارهٔ ۱۹۰۴ — رساندهایم درین عرصهٔ خیال آهنگ
- غزل شمارهٔ ۱۸۹۷ — مغز شد در سر پر شور من از سودا خشک
- غزل شمارهٔ ۱۹۰۲ — چو غنچه بسکه تپیدم ز وحشت دل تنگ
- غزل شمارهٔ ۱۹۰۳ — در نظرها معنیام گل میکند غیرت به چنگ
- غزل شمارهٔ ۱۹۰۹ — گرم نوید کیست سروش شکست رنگ
- غزل شمارهٔ ۱۹۱۰ — مگو پیام وفا جستهجسته دارد رنگ
- غزل شمارهٔ ۱۹۰۷ — نام شاهان کز نگین گل کرده کر و فر به چنگ
- غزل شمارهٔ ۱۹۰۸ — تاکجا با طبع سرکش سرکند تدبیر جنگ
- غزل شمارهٔ ۱۹۱۲ — یک برک گل نکرده ز روبت بهار رنگ
- غزل شمارهٔ ۱۹۱۱ — در یاد جلوهٔ توکه دارد هزار رنگ
- غزل شمارهٔ ۱۹۰۵ — رفت مرآت دل از کلفت آفاق به زنگ
- غزل شمارهٔ ۱۹۰۶ — ز خودفروشی پرواز بسکه دارم ننگ
- غزل شمارهٔ ۱۹۱۶ — بلبل الم غنچه کشد بیشتر از گل
- غزل شمارهٔ ۱۹۱۴ — کعبهٔ دل گرچه دارد تنگ ارکانش ز سنگ
- غزل شمارهٔ ۱۹۱۳ — گر جنون جوشد به این تأثیر احسانش ز سنگ
- غزل شمارهٔ ۱۹۲۰ — زخم تیغی ز تو برداشتهام همچو هلال
- غزل شمارهٔ ۱۹۱۷ — سنگی چو گوهر، بستیم بر دل
- غزل شمارهٔ ۱۹۱۸ — سعی روزیکاهش است ای بیخبر چشمی بمال
- غزل شمارهٔ ۱۹۱۵ — ای خانهٔ آیینه ز دیدار تو پرگل
- غزل شمارهٔ ۱۹۱۹ — عشرت سالگره تا کیات ای غفلت فال
- غزل شمارهٔ ۱۹۲۵ — گر چنین جوشاند آثار دویی ننگش ز دل
- غزل شمارهٔ ۱۹۲۶ — به پیری گشته حاصل از برای من فراغ دل
- غزل شمارهٔ ۱۹۲۷ — از شوخی فضولی ما داشت عار وصل
- غزل شمارهٔ ۱۹۲۴ — بازآکه بیجمالت توفان شکسته بر دل
- غزل شمارهٔ ۱۹۲۳ — گاه موج اشک و گاهی گرد افغانست دل
- غزل شمارهٔ ۱۹۲۸ — چیست درین فتنهزار غیر ستم در بغل
- غزل شمارهٔ ۱۹۲۱ — به رنگی یأس جوشیدهست با دل
- غزل شمارهٔ ۱۹۲۲ — ز من عمریست میگردد جدا دل
- غزل شمارهٔ ۱۹۳۳ — تا چشم تو شد ساغر دوران تغافل
- غزل شمارهٔ ۱۹۳۵ — ای جوش بهارت چمنآرای تغافل
- غزل شمارهٔ ۱۹۳۶ — خواندم خط هر نسخه به ایمای تغافل
- غزل شمارهٔ ۱۹۳۴ — زین باغ گذشتیم به احسان تغافل
- غزل شمارهٔ ۱۹۳۲ — میآید از دشت جنون گردم بیابان در بغل
- غزل شمارهٔ ۱۹۲۹ — ای از خرامت نقش پا خورشید تابان در بغل
- غزل شمارهٔ ۱۹۳۰ — عمریست چون گل میروم زین باغ حرمان در بغل
- غزل شمارهٔ ۱۹۳۱ — محو جنون ساکنم شور بیابان در بغل
- غزل شمارهٔ ۱۹۳۷ — ای فرش خرامت همهجا چون سر ما گل
- غزل شمارهٔ ۱۹۳۸ — بسکه افتادهست باغ آبرو نایاب گل
- غزل شمارهٔ ۱۹۴۳ — میتوان در باغ دید از سینهٔ افگار گل
- غزل شمارهٔ ۱۹۳۹ — گر کند طاووس حیرتخانهٔ اسباب گل
- غزل شمارهٔ ۱۹۴۲ — در چمن گر جلوهات آرد به روی کار گل
- غزل شمارهٔ ۱۹۴۱ — با چنین شوخی نشیند تا بهکی بیکار گل
- غزل شمارهٔ ۱۹۴۴ — میکند درس رمی از رنگ و بو تکرار گل
- غزل شمارهٔ ۱۹۴۰ — ای بهار جلوهات را شش جهت دربار گل
- غزل شمارهٔ ۱۹۴۷ — دل آرمیده به خون مکش ز فسون رنگ وهوای گل
- غزل شمارهٔ ۱۹۴۸ — تا بست ادب نامهٔ من در پر بسمل
- غزل شمارهٔ ۱۹۴۶ — اگر آن نازنین رود به تماشای رنگگل
- غزل شمارهٔ ۱۹۵۱ — به هر زمین که خبر گیری از سواد عدم
- غزل شمارهٔ ۱۹۵۲ — داغم از کیفت آگاهی و اوهام هم
- غزل شمارهٔ ۱۹۵۰ — بس که چون سایهام از روز ازل تیره رقم
- غزل شمارهٔ ۱۹۴۹ — وفور مال به تأکید خسّت است دلیل
- غزل شمارهٔ ۱۹۴۵ — نوبهار آرد به امداد من بیمارگل
- غزل شمارهٔ ۱۹۵۳ — رفت فرصت ز کف اما من حیرتزده هم
- غزل شمارهٔ ۱۹۵۹ — دست و پا گم کردهٔ شوق تماشای توام
- غزل شمارهٔ ۱۹۶۰ — صورت خود ز تو نشناختهام
- غزل شمارهٔ ۱۹۵۴ — موج ما را شرم دریای کرم
- غزل شمارهٔ ۱۹۵۵ — بسکه دارد سوختن چون مجمرم در دل مقام
- غزل شمارهٔ ۱۹۵۸ — گهی حجاب وگه آیینهٔ جمال توام
- غزل شمارهٔ ۱۹۵۷ — عمرها شد نقد دل بر چشم حیران است وام
- غزل شمارهٔ ۱۹۵۶ — سنگ راهم میخورد حرصی که دارد احتشام
- غزل شمارهٔ ۱۹۶۴ — با هیچکس حدیث نگفتن نگفتهام
- غزل شمارهٔ ۱۹۶۵ — در راه عشق توشهٔ امنی نبردهام
- غزل شمارهٔ ۱۹۶۶ — هستی نیاز دیده نمناک کردهام
- غزل شمارهٔ ۱۹۶۷ — شمعی از وحشت نگاهی انجمن گم کردهام
- غزل شمارهٔ ۱۹۶۲ — نیرنگ جلوهایکه به دل نقش بستهام
- غزل شمارهٔ ۱۹۶۱ — بیدست و پا به خاک ادب نقش بستهام
- غزل شمارهٔ ۱۹۶۳ — باز بر خود تهمت عیشی چو بلبل بستهام
- غزل شمارهٔ ۱۹۶۸ — نورِ جان در ظلمتآبادِ بدن گم کردهام
- غزل شمارهٔ ۱۹۷۲ — پاکم از رنگ هوس تا به سجود آمدهام
- غزل شمارهٔ ۱۹۷۰ — دیدهٔ مشتاقی از هر مو به بار آوردهام
- غزل شمارهٔ ۱۹۷۱ — به صد غبار درین دشت مبتلا شدهام
- غزل شمارهٔ ۱۹۷۳ — ازکتاب آرزو بابی دگر نگشودهام
- غزل شمارهٔ ۱۹۷۴ — بسکه بی روی تو لبریز ندامت بودهام
- غزل شمارهٔ ۱۹۷۵ — بی تو در هر جا جنون جوش ندامت بودهام
- غزل شمارهٔ ۱۹۶۹ — زان بهار ناز حیرانم چه سامان کردهام
- غزل شمارهٔ ۱۹۷۶ — برق حسنی در نظر دارم به خود پیچیدهام
- غزل شمارهٔ ۱۹۸۳ — بیخودی ننهفت اسرار دل غم پیشهام
- غزل شمارهٔ ۱۹۸۴ — از جراحتزار دل چیدهست دامان نالهام
- غزل شمارهٔ ۱۹۸۱ — سر اگر بر آسمان یا بر زمین مالیدهام
- غزل شمارهٔ ۱۹۷۷ — چون تپش در دل نفس دزدیدهام
- غزل شمارهٔ ۱۹۸۰ — سینه چاک یک جهان گرد هوس بالیدهام
- غزل شمارهٔ ۱۹۸۲ — بسکه نیرنگت قدح چیدهست در اندیشهام
- غزل شمارهٔ ۱۹۷۸ — حرف داغی لالهسان زبر زبان دزدیدهام
- غزل شمارهٔ ۱۹۷۹ — عافیتها در مزاج پرفشان دزدیدهام
- غزل شمارهٔ ۱۹۸۶ — دوش چون نی سطر دردی میچکید از خامهام
- غزل شمارهٔ ۱۹۸۷ — قصهٔ دیوانگان دارد سراسر نامهام
- غزل شمارهٔ ۱۹۸۸ — از خیالت وحشتاندوز دل بیکینهام
- غزل شمارهٔ ۱۹۹۰ — برگ خودداری مجویید از دل دیوانهام
- غزل شمارهٔ ۱۹۸۵ — در جنون گر نگسلد پیمان فرمان نالهام
- غزل شمارهٔ ۱۹۹۱ — تا دچار نازکرد آن نرگس مستانهام
- غزل شمارهٔ ۱۹۹۲ — شور آفاق است جوشی از دل دیوانهام
- غزل شمارهٔ ۱۹۸۹ — اشک شمعی بود یک عمر آبیار دانهام
- غزل شمارهٔ ۱۹۹۸ — یاد من کردی به سامانگشت ناز هستیام
- غزل شمارهٔ ۱۹۹۹ — با همه سرسبزی از سامان قدرت عاریام
- غزل شمارهٔ ۱۹۹۶ — سر خط نازیست امشب زخمهای سینهام
- غزل شمارهٔ ۱۹۹۷ — مردهام اما همان خجلت طراز هستیام
- غزل شمارهٔ ۲۰۰۰ — رفتم ز خویش و یاد نگاهیست حالیام
- غزل شمارهٔ ۱۹۹۵ — میدهد زیب عمارت از خرابی خانهام
- غزل شمارهٔ ۱۹۹۴ — فهم حقیقت من و ما را بهانهام
- غزل شمارهٔ ۱۹۹۳ — عمریست چون نفس به تپیدن فسانهام