نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۱۰۶ بیدل دهلوی

بیدل دهلوی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

عمر ارذل ای خدا مگمار بر نیروی مرد

رعشهٔ پیری مبادا ریزد آب‌روی مرد

تا نگردد عجز طاقت شبنم ایجاد عرق

صبح نومیدی مخندان از کمین موی مرد

گر طبیعت غیرت اندیشد ز وضع انفعال

سرنگونی‌ کم وبالی نیست در ابروی مرد

بند بند آخر به رنگ مو دوتا خواهد شدن

در جوانی ننگ اگر دارد ز خم زانوی مرد

هرچه از آثار غیرت می‌تراود غیرتست

جوهر شمشیر دارد موج ز آب جوی مرد

بهر این نقش نگین گر خاتمی پیدا کنی

لافتی ا‌لا علی بنویس بر بازوی مرد

شعلهٔ همت نگون شد کز تصاعد بازماند

خوی شود هرگه تنزل برد ره در خوی مرد

از ازل موقع‌شناسان ربط الفت داده‌اند

آینه با زانوی زن تیغ بر پهلوی مرد

آلت او خصیه‌ای خواهد تصور کرد و بس

در دماغ حیز اگر افتاده باشد بوی مرد

هیچکس ‌نگسیخت ‌بیدل ‌بند اوهامی که نیست

آسمان ‌عمری‌ست ‌می‌گردد به‌جست‌وجوی مرد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به موضوعات مختلفی چون پیری، قدرت، غیرت و هویت مردانه می‌پردازد. شاعر درباره‌ی نگرانی‌های ناشی از پیری و ضعف‌های جسمی سخن می‌گوید و تأکید می‌کند که این مشکلات نباید بر روی اراده و همت مرد تأثیر بگذارد. او همچنین به انتظارات اجتماعی از مردان و فشارهایی که بر آن‌ها وجود دارد اشاره می‌کند. در نهایت، شاعر به این نتیجه می‌رسد که مردان باید با وجود چالش‌ها و مشکلات، شجاعت و غیرت خود را حفظ کنند و به هویت خود وفادار بمانند.