نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۱۱۴ بیدل دهلوی

بیدل دهلوی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

تا ساز نفسها کم مضراب نگیرد

آهنگ جنون دامن آداب نگیرد

عاشق‌ که بنایش همه بر دوش خرابی‌ ست

چون دیده چرا خانه به سیلاب نگیرد

بر پای توگر باز شود دیده مخمل

چون آینه هرگز خبر از خواب نگیرد

چون ریگ روان در سفر دشت توکل

باید قدح آبله هم آب نگیرد

بی‌کینه‌ام از خلق به رنگی‌که چو یاقوت

مو از اثر آتش من تاب نگیرد

درویشی‌ من سرخوش صهبای تسلی است

ساحل قدح از گردن‌ گرداب نگیرد

زین خواب گمان وا نشود چشم یقینت

ازتیغ اجل تا به‌گلو آب نگیرد

غفلت به‌کمین دم پیری‌ست حذرکن

کزپرتو صحبت به شکر خواب نگیرد

آخربه‌گهر محو شود پیچ وخم موج

تا چند دل از عالم اسباب نگیرد

بیدل به عبادتکدهٔ عجزپرستی

جز نقش‌کف پای تو محراب نگیرد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به تحلیل عشق و حالت‌هایی می‌پردازد که در آن عاشق با مشکلات و چالش‌ها مواجه است. به نظر می‌رسد عشق حقیقی و احساسات عمیق نمی‌توانند تحت تأثیر موانع دنیوی قرار گیرند. او به مخالفت با غفلت و گذر زمان اشاره می‌کند و بر اهمیت آگاهی و حضور در لحظه تأکید می‌کند. شاعر در نهایت، به نوعی عبادت و نیکوکاری اشاره می‌کند که تنها به داشتن نگاهی به معشوق واقعی و حقیقت منتهی می‌شود. این شعر سرشار از استعارات و احساسات عمیق عاشقانه و نگرانی از غفلت و فراموشی است.