غزل شمارهٔ ۱۱۹۸ بیدل دهلوی
بیدل دهلوی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
بپرهیز از حسد تا فضل یزدانت قرین باشد
که مرحوم است آدم هرقدر شیطان لعین باشد
مگو در جوش خط افزونی حسناست خوبان را
زبانکفر هرجا شد دراز از نقص دین باشد
محبت محوکرد از دل غبار وهم اسبابم
بهپیش شعلهکی از چهرهٔ خاشاک چین باشد
نمایانم به رنگ سایه از جیب سیهروزی
چه باشد رنگ من یارب اگر آیینه ین باشد
به صد مژگان فشاندن گرد اشکی رفتهام از دل
من و نقدی که بیرون راندهٔ صد آستین باشد
به لوح حیرتم ثبت است رمز پردهٔ امکان
مثال خوب و زشت آبینه را نقش نگین باشد
در آن مزرعکه حسنت خرمنآرای عرقگردد
به پروین میرساند ریشه هر کس خوشهچین باشد
نسیم از خاککویتگر غباری بر سرم ریزد
بهکام آرزویم حاصل روی زمین باشد
ندارد دامن دشت جنون از گرد پروایی
دل عاشق چرا از طعنهٔ مردم حزین باشد
دو روزی از هوس تاریکی دنیا گواراکن
چراغ خانهٔ زنبور ذوق انگبین باشد
کف دست توانایی به سودنها نمیارزد
مکن کاری که انجامش ندامتآفرین باشد
ز سیر آف و رنگ این چمن دل جمع کن بیدل
که هر جا غنچه گردیدی گلت در آستین باشد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر به اهمیت پرهیز از حسد و آثار مثبت آن اشاره شده است. شاعر تأکید میکند که حسد مانع از دریافت نعمتها و فضل الهی میشود و انسان را به ورطه افت میکشاند. همچنین، محبت میتواند غبار منفی را از دل برطرف کند و باعث روشنایی و روشنی در زندگی گردد. شاعر با تصاویر زیبا به توصیف حالات عاشقانه و عشق میپردازد و میگوید که عشق و زیبایی میتواند انسان را به سوی بالا بکشاند و دل را شاد کند. او از حوادث و مسائلی که موجب رنج و اندوه میشود، سخن میگوید و یادآور میشود که نباید به امور زودگذر دنیوی دل بست. در نهایت، شاعر به این نکته میرسد که هر کسی میتواند با کارهای شایسته خود به خوشبختی نزدیک شود و باید از کارهایی که سبب پشیمانی میشود، دوری کند. همچنین، در زندگی باید هوشیار بود و از زیباییها و غنای مذهبی بهرهبرداری کرد.