غزل شمارهٔ ۱۲۵۹ بیدل دهلوی
بیدل دهلوی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
از حوادث خاطر آزاد ما غمگین نشد
جبههٔ این بحر از سعی هوا پرچین نشد
با لباس فقرم از آلایش دنیا چه باک
این نمد هرگز به آب آینه سنگین نشد
از قبول خلق نتوان زحمت منت کشید
ای خوش آنسازی که قابل نغمهٔ تحسین نشد
سفله را بیدستگاهی خضر ره راستیست
این پیاده کجروی نگرفت تا فرزین نشد
سینه صافی هم نمیگردد علاج بدگهر
تیغ قاتل را وداع زنگ رفعکین نشد
دست بردارید از رنگ نشاط این چمن
شبنمی را پشت ناخن زین حنا رنگین نشد
صبح تیغش تا نکرد ابرو بلند از خواب ناز
همچو شمعم تلخی جان باختن شیرین نشد
در بهار صنعتآباد معانی رنگ و بو
چون زبان من به یک انگشت کس گلچین نشد
شوخی باد خزان سرمایهٔ اکسیر داشت
نیست زین گلشن پر کاهی که او زرین نشد
خواب راحت بود وقف بیخودی اما چه سود
رنگ ما پرها شکست و قابل بالین نشد
بسکه آزاد است بیدل از عبارات دویی
ناله هم این مصرع برجسته را تضمین نشد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر با بیانی عمیق و فلسفی به موضوعات مختلفی چون رنج، فقر، تلاش و ناکامی میپردازد. شاعر به وقایعی اشاره میکند که باعث غم و اندوه او نشدهاند، و به این نکته میپردازد که با وجود چالشها و فقر، به پاکی و سادگی خود افتخار میکند. او همچنین به ناتوانی در جلب توجه دیگران و عدم تایید جامعه اشاره دارد. شاعر به دگرگونیهای زندگی و ناپایداریها، از جمله شادیهای زودگذر و ناامیدیهای عمیق میپردازد. بهطوریکه در نهایت تأکید میکند که با تمام تلاشها و آزادیهای احساسیش، نمیتواند به کمال و موفقیت حقیقی دست یابد. این شعر به نوعی انعکاس روح یک فرد جستجوگر و آزاداندیش است که در پی معنا و حقیقت میباشد.