نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۲۶۸ بیدل دهلوی

بیدل دهلوی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

نه تنها از قدح مستی و از گل رنگ می‌جوشد

نوای محفل قدرت به صد آهنگ می‌جوشد

بجا واماندنت زیر قدم صد دشت گم دارد

اگر در گردش آیی خانه با فرسنگ می‌جوشد

جهان را بی‌تأمّل کرده‌ای نظاره زین غافل

که این حیرت‌فزا از سینه‌های تنگ می جوشد

در این‌ صحرا که یکسر بال‌ طاووس است اجزایش

غباری گر به خود بالد همان نیرنگ میجوشد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به توصیف حالاتی از زندگی و جهان می‌پردازد. او می‌گوید که در مستی و زیبایی گل، صدای قدرت و هنر همواره به گوش می‌رسد. شاعر به وضعیت فردی اشاره می‌کند که هرچند در دشت‌های وسیع گم شده، اما باز هم جستجو و شناخت در انتظار اوست. او هشدار می‌دهد که تأمل و تفکر در جهان ضروری است، زیرا گاهی نشانه‌های حیرت‌انگیز از دل‌های تنگ و محدود می‌جوشند. همچنین در صحرا که پر از زیبایی و نیرنگ است، حتی گرد و غباری که به خود گرفته می‌تواند نشانه‌ای از ارتقاء و پیشرفت باشد.