نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۳۷۷ بیدل دهلوی

بیدل دهلوی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

ذره تا مسهر هزار آینه عریان‌ کردند

ما نگشتیم عیان هر چه نمایان ‌کردند

بیخودی حیرت حسن عرق ‌آلود که داشت

که دل و دیده یک آیینه چراغان کردند

حسن بیرنگی او را ز که یابیم سراغ

بوی گل آینه‌ای بود که پنهان کردند

دل هر ذره چمنزار پر طاووس است

گر‌د ما را به هوای که پریشان کردند

سرو برگ طلبی ‌کو که نفس‌ِ سوختگان

نیم لغزش به هزار آبله سامان‌کردند

سعی جوهر همه صرف عرض‌آرایی‌هاست

سوخت نظاره به این رنگ‌که مژگان‌کردند

وضع تسلیم جنون عافیت‌آباد دل است

این گهر را صدف از چاک گریبان کردند

عشق از خجلت تغییر وفا غافل نیست

آب شد آتش ‌گبری که مسلمان ‌کردند

بیدماغی چه‌گریبان‌که نداده‌ست به چاک

تنگ شد گوشهٔ دل عرصهٔ امکان‌کردند

بیدل ازکلفت افسرده‌دلیها چو سپند

مشکلی داشتم از سوختن آسان‌کردند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بررسی مضامین عشق، زیبایی و حیرت از دیدگاه شاعر می‌پردازد. شاعر از تجلیات زیبایی در جهان و عشق سخن می‌گوید که انسان را به خود حیران کرده است. او به این نکته اشاره می‌کند که زیبایی و عشق، مانند آینه‌ای هستند که دل و دیده را روشن می‌کنند. همچنین، شاعر از درد و رنج عشق و تاثیر آن بر دل می‌گوید و به ضعف انسان در برابر عشق و زیبایی اشاره دارد. در نهایت، شاعر به انتظارات ناشی از عشق و ناتوانی‌های انسانی در این راستا می‌پردازد و به تلاش‌های بی‌ثمر در فهم این حس عمیق اشاره می‌کند.