غزل شمارهٔ ۱۴۰۳ بیدل دهلوی
بیدل دهلوی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
دلها تامل آینهٔ حسن مطلقند
چندانکه میزنند نفس شاهد حقند
طبعت مباد منکر موهومی مثال
کاین نقشها به خانهٔ آیینه رونقند
چون گردباد فاختههای ریاض انس
هرچند میپرند به گردون مطوقند
در مکتب ادب رقمان رموز عشق
کام و زبان بهم چو قلمهای بیشقند
جز مکر در طبیعت زهاد شهر نیست
این گربهطینتان همه یک چشم ازرقند
در جنتیکه وعدهٔ نعمت شنیدهای
آدم کجاست اکثر سکانش احمقند
این هرزه فطرتان به هر علم و فن دخیل
در نسخهٔ قدیم عبارات ملحقند
شرم طلب هم آینهدار هدایتی است
پلها بر این محیط نگون گشته زورقند
بیدل کباب سوختگانم که چون سپند
درآتشند وگرم شلنگ معلقند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به تامل و بررسی زیباییها و حقیقتها میپردازد و دلها را به مانند آینههای زیبایی میبیند که حقیقت را منعکس میکنند. او به نقد طبیعت و رفتار انسانها میپردازد و نشان میدهد که بسیاری از آنها در پی امور فانی و ظاهری هستند. شاعر همچنین به علم و دانش اشاره میکند که در دنیای امروز تحت تأثیر فریب و گمراهی قرار دارد و به نوعی از اخلاق و حقیقت دور شده است. در نهایت، او به وضعیت ناگوار برخی انسانها که در جستجوی حقیقت هستند، اشاره میکند و حالت سوختن و درد درونی آنها را به تصویر میکشد.