غزل شمارهٔ ۱۴۳۳ بیدل دهلوی
بیدل دهلوی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
میل هوس ز عافیتم فرد میکند
گر بشکنمکلاه، دلم درد میکند
تسلیم تحفهایست که طبعم بر اهل ذوق
چو میوهٔ رسیده رهآورد میکند
خال زباد تختهٔ خاک اختراع کیست
دل را خیال مهرهٔ این نرد میکند
پر در تلاش خرمی این چمن مباش
افراط آب چهرهٔ گل زرد میکند
رم میخورد ز سایهٔ غیرت فسردگی
تمثال مرد آینه را مرد میکند
از می حذر کنید که این دشمن حیا
کاری که از ادب نتوان کرد میکند
چینی علاج تشنگی حرص جاه نیست
آب سفال دل ز هوس سرد میکند
زنگار اگرنه پردهٔ ناموس راز اوست
آیینه را خیال که شبگرد میکند
عزم فنا به شیشهٔ ساعت نهفتهایم
بیدل به پرده رفتن ماگرد میکند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بررسی درونیات انسان و تضادهای روحی او میپردازد. شاعر از میل و هوس که موجب درد و رنج است سخن میگوید و به تسلیم در برابر نعمتها اشاره میکند که برای اهل ذوق لذتبخش است. او به انتقاد از افراط در طلب شادی و زیبایی میپردازد و خطراتی که میتواند از این نظرات ناشی شود را یادآور میشود. همچنین، ارزیابی میکند که چگونه احساسات و هوسها میتوانند انسان را به انحراف بکشند، و در نهایت اشاره میکند که در زندگی، عزم به فنا و گذرا بودن وقت، از واقعیات زندگی است که باید به آن توجه کرد.