نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۵۰۹ بیدل دهلوی

بیدل دهلوی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

بسکه در ساز صفاکیشان حیا خوابیده بود

موی چینی رشته بست اما صدا خوابیده بود

کس به مقصد چشم نگشود از هجوم ما و من

کاروان در گرد آواز درا خوابیده بود

ای مکافات عمل پر بیخبر طی‌گشت عمر

در وداع هر نفس صبح جزا خوابید‌ه بود

با همه عبرت زتوفیق طلب ماندیم دور

چشم مالیدیم اما پای ما خوابیده بود

ما گمان آگهی بردیم ازبن بی‌دانشان

ورنه عالم یک قلم مژگان‌گشا خوابیده بود

عمرها شد انفعال غفلت از دل می‌کشیم

این ستمگر ساعتی از ما جدا خوابیده بود

سرکشی‌ کردیم از این غافل که آثار قبول

در تواضع خانهٔ قد دوتا خوابیده بود

زندگی افسانهٔ نیرنگ مژگان ‌که داشت

هرکه را دیدم درین ‌غفلت سرا خوابیده بود

فتنه‌خویی از تکلف‌ کرد بیدارم به پا

چون منی در سایهٔ برگ حنا خوابیده بود

همت قانع فریب راحت از مخمل نخورد

لاغری از پهلویم بر بوریا خوابیده بود

سخت بیدردانه جستیم از حضور آبله

هر قدم چشم تری در زبر پا خوابیده بود

آگهی توفان غفلت ریخت بیدل بر جهان

عالمی بیدار بود این فتنه تا خوابید‌ه بود

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بررسی غفلت و بیداری در زندگی انسان‌ها می‌پردازد. شاعر به خواب بودن حیا، آگاهی و تجربه انسان‌ها اشاره می‌کند و نشان می‌دهد که بسیاری از افراد در غفلت و بی‌خیالی به سر می‌برند. او به زیبایی و فریبندگی زندگی اشاره می‌کند و می‌گوید که زندگی شبیه به افسانه‌ای است که انسان‌ها در آن گرفتار شده‌اند. همچنین چندین مصراع به ناکامی‌ها و رنج‌هایی که انسان‌ها در اثر این غفلت دچار می‌شوند، اشاره دارد و به ضرورت بیداری و آگاهی از عواقب اعمال خود پرداخته است. در نهایت، شاعر به این نکته می‌رسد که در زندگی یک عالم بیدار وجود دارد که با غفلت و قصور دیگران مواجه است.