غزل شمارهٔ ۱۵۵۲ بیدل دهلوی
بیدل دهلوی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
تا مقابل بر رخ آن شعله پیکر میشود
جوهر آیینهها بال سمندر میشود
گر چنین دارد اثر نیرنگ سودای خطش
صفحهٔ خورشید هم محتاج مسطر میشود
حسن و عشق آنجا که با هم جوش الفت میزند
نور شمع آیینه و پروانه جوهر میشود
در محبت نیز رنگ زرد دارد اعتبار
هرکسی را شمع عزت روشن از زر میشود
مژدهای کوشش که از توفان عالمگیر شوق
خاک ساحل مرده ما هم شناور میشود
در هوایت نامهٔ آهی گر انشا میکنم
رنگم از بیطاقتی بال کبوتر میشود
میفزاید رونق قدر من از طعن خسان
تیغ تمکین مرا زنگار جوهر میشود
بینصیبان را هدایت مایهٔ گمراهیست
سایه رنگش در فروغ مه سیهتر میشود
سعی پیری کم بسازد دستگاه مستیام
از خمیدن پیکر من خط ساغر میشود
در بساط پاکبازان خجلت آلودگیست
گر به آب دیده طرف دامنی تر میشود
نسخهٔ ما را ورق گرداندنی در کار نیست
دفتر گل رنگ اگر گرداند ابتر میشود
بیندامت نیست بیدل وحشت اهل حیا
اشک را از ترک تمکین خاک بر سر میشود
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر با مضامین عشق، زیبایی و تلاش به تصویر میکشد. شاعر در این اشعار به رابطه عمیق عشق و زیبایی اشاره میکند و بیان میکند که در جایی که عشق و زیبایی به یکدیگر میپیوندند، هر چیزی رنگ و جوهر جدیدی میگیرد. اشارهای به نقش کوشش و تلاش در زندگی و تأثیرات مثبت آن بر وضعیت روحی و معنوی انسان نیز وجود دارد. همچنین، شاعر به تفاوت بین افراد با کمال و بیکمال میپردازد و به نوعی از باریکیها و چالشهای زندگی حقیقی در عشق و محبت نیز میگوید. به طور کلی، این اشعار نمایشی از زیبایی، تلاش و پیچیدگیهای عاشقانه انسانها هستند.