غزل شمارهٔ ۱۵۹۵ بیدل دهلوی
بیدل دهلوی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
حریفیهای عشق از هر کس و ناکس نمیآید
شنای قلزم آتش ز خار و خس نمیآید
تلاش حرص دونطینت ندارد چاره از دنیا
به غیر از رغبت مردار ازین کرکس نمیآید
ز بس سعی تقدم برده است از خود طبایع را
جهانی رفته است از پیش و کس از پس نمیآید
به بویی قانعم از سیر رنگآمیزی امکان
عبارتهای به کار طبع معنیرس نمیآید
سلیمانی رها کن مور هم کر و فری دارد
همه گر کوه باشد با صدایی بس نمیآید
غرور سرکشی افکنده است این خودپرستان را
به آن پستی که پیش یا به چشم کس نمیآید
عروج نشئهٔ همت درین خمخانهها بیدل
برون جوشیست اما از می نارس نمیآید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر واقعیتهای عمیق عشق و تلاشهای انسانی است. شاعر میگوید که عشق واقعی به سادگی از هر کسی به دست نمیآید و برای رسیدن به آن باید تلاش و کوشش خاصی انجام داد. او اشاره میکند که حرص و رقابتهای دنیوی راهی به عشق واقعی نخواهد برد و تلاشهای بیثمر، انسان را از هدف اصلی دور میکند. همچنین، شاعر بر آثار خودپرستی و غرور در انسانها تأکید کرده و میگوید که عروج و پیشرفت در شرایط نامناسب ممکن نیست. به طور کلی، شعر به تأمل در ارزشهای واقعی و تلاشهای معنوی برای دستیابی به عشق و کمال دعوت میکند.