نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۶۲۵ بیدل دهلوی

بیدل دهلوی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

زندگی افسرد فال شوخی سودا زنید

انتخاب عالم‌آشوبی ازین اجزا زنید

چند چون‌ گرداب باید بود محو پیچ و تاب

بر امید ساحلی چون موج دست و پا زنید

بر فروغ شمع بیداد نفس تیغ است و بس

چند چون زنگار بر آیینهٔ دلها زنید

شور توفان حوادث بر محیط افتاده است

بعد ازین چون موج می بر کشتی صهبا زنید

باز آغوش دم تیغی مهیا کرده‌ایم

خنده‌‌ای از بخیه می‌باید به زخم ما زنید

جلوه در کار است غفلت چند ای بی‌حاصلان

چشم خواب‌آلود خود را یک دو مژگان پا زنید

راحتی ‌گر هست در آغوش ترک مدعاست

احتیاج آشوبها دارد به استغنا زنید

سیر نیرنگ جهان وقف تغافل خوشتر است

نعل واژونی به پای دیدهٔ بینا زنید

شعله‌سان چند از رگ گردن علم افراشتن

سکهٔ افتادگی یک ره چو تقش پا زنید

بستن مژگان به چندین شمع دامن می‌زند

یک شبیخون برصف اندیشهٔ دنیا زنید

از پر عنقا صدایی می‌رسد کای غافلان

موج بسیار است اگر بیرون این در پا زنید

معنی آرام بیدل می‌توان معلوم کرد

گر به رنگ موج بر قلب ‌تپیدن‌ها زنید

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف چالش‌ها و تناقض‌های زندگی می‌پردازد. شاعر به تلاطم‌های درونی و بیرونی انسان اشاره می‌کند و از fragility و عدم ثبات زندگی سخن می‌گوید. او به ما توصیه می‌کند که در مواجهه با مشکلات و فراز و نشیب‌های زندگی، باید بر امید و تلاش متمرکز شویم. همچنین به غفلت‌ها و اهمیت آگاهی اشاره می‌کند و می‌گوید که حوادث و نیرنگ‌های جهان باید ما را برانگیزد تا بیشتر هوشیار باشیم. در نهایت، شاعر به جستجوی معنای عمیق زندگی و رسیدن به آرامش واقعی دعوت می‌کند.