غزل شمارهٔ ۱۶۳۲ بیدل دهلوی
بیدل دهلوی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
غافلان چند قبادوزی ادراک کنید
به گریبانی اگر دست رسد چاک کنید
صد نفس بالفشان سوخت به زنگدانه خاک
یک سحر، سیر پریخانهٔ افلاککنید
چند باید دهن از خبث بانبارد کس
یک دو روزی نفس سوخته مسواککنید
صید خلق از نفس سوخته، پر بیخردی است
ا-نقدر رشته متابید که فتراککنید
دید معنی نشود مایل تحقیق کسان
بینش آن استکه در چشم حسد خاککنید
چشمهٔخضر در ایندشت سراب هوس است
تشنهکامان، طلب دیدهٔ نمناک کنید
تلخی حادثه قند است به خرسندی طبع
نام افیون گوارا شده، تریاک کنید
ساغر آبلهٔ ما ز ادب سرشار است
جادهٔ وادی تسلیم رگ تاک کنید
هیچکس منفعل طینت بیدرد مباد
مژهای را به نم آرید و عرق پاککنید
تا نگردید در این عرصهٔ تشویش هلاک
همچو بیدل حذر ازکوشش بی باک کنید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به غفلت انسانها اشاره میکند و از آنها میخواهد که به درک واقعیات بپردازند. او به این موضوع تاکید دارد که نباید به ظواهر و امور بیارزش دل بسپاریم و باید به جستجوی حقیقت و معانی عمیقتر پرداخت. شاعر همچنین بر اهمیت ادراک و آگاهی تأکید میکند و میگوید باید حوادث تلخ زندگی را به عنوان فرصتی برای رشد و تغییر در نظر گرفت. او به تلاش و کوشش در مسیر درست دعوت میکند و هشدار میدهد که نباید از موانع و مشکلات بترسیم. در نهایت، شاعر بر اهمیت تسلیم و فروتنی در برابر حقیقت تأکید میکند.