غزل شمارهٔ ۱۶۳۵ بیدل دهلوی
بیدل دهلوی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
یاران، چو صبح، قیمت وحشتگران کنید
دامان چیده را به تصنع دکان کنید
جهد دگر به قوت ترک طلب کجاست
کاری کز آرزو نگشاید همان کنید
معراج سعی مرد همین استقامت است
لنگی است هر قدر هوس نردبانکنید
بیحرف و صوت، معنی تحقیق روشن است
آیینهٔ خود از نظر خود نهانکنید
توفیق فکر خویش به هرکس نمیدهند
گر جیب نیست رو بسوی آسمان کنید
نقص وکمال و، پست و بلند جهان یکی است
نقش جبین و نفس قدم امتحان کنید
مزد تلاش علم و عمل خجلت است و بس
از عالم کرم طلب رایگان کنید
عالم همه به نیک و بد خود مقابل است
آیینه را ز حسن ادب مهربان کنید
چون شمع گر به معنی راحت رسیدن است
درس نشستن پی زانو روان کنید
پهلوی لاغریکه قناعت نشان دهد
در نقش بوریای تجرد نهان کنید
از شیشهٔ دل آنچه تراود غنیمت است
قلقل اگر نماند ترنگی عیان کنید
خورشید در تلافی سودای همت است
گر یک دو دم چو صبح ز هستی زیانکنید
روزی دو از نم عرق شرم زندگی
خاکی که باد میبرد آخرگران کنید
در زبر پاست خاک مراد غرور عجز
ای غافلان تلاش همین آستانکنید
هنگامهٔ دل است چه دنیا چه آخرت
بیدل شوید و ترک غم این و آن کنید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این اشعار به اهمیت تلاش و استقامت در زندگی اشاره دارند. شاعر میگوید که ترس و وحشت نباید مانع پیشرفت ما شود و باید با همت و اراده، خواستههای خود را دنبال کنیم. همچنین بر این نکته تأکید میکند که نباید به جستجوی تصنع و ظاهرسازی پرداخته و باید به عمق وجود خود نگریسته و سعی کنیم تا نواقص و کمالات را در یک بستر واحد ببینیم. تلاش و علم به خودی خود ارزشی ندارد مگر آنکه با خجالت و تواضع همراه باشد. در نهایت، شاعر به اهمیت قناعت و دلسوزی به دیگران و همچنین ترک غمهای بیمعنا اشاره کرده و دعوت به بیخیالی و تلاش برای بهبود حال خود و دیگران میکند.