نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۶۵ بیدل دهلوی

بیدل دهلوی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

گه ازموی میان شهرت دهد نازک خیالی را

گهی از چین ابرو سکته خواند بیت‌عالی را

زبان حال خط دارد حدیث شکر لعلش

ازین‌طوطی توان‌آموختن شیرین‌مقالی را

ز نیرنگ حجابش غافلم لیک اینقدر دانم

که‌برق جلوه خواهد ساخت‌فانوس خیالی را

نسیم دامن اوگر وزد گاه خرامیدن

سحر بی‌پرده‌گردد غنچهٔ تصویر قالی را

خیالی از دهان او نشانم می‌دهد اما

همان حکم عدم باشد اثرهای خیالی را

به‌هر نظاره حسنش شوخی رنگ دگردارد

تصور چون توان‌کردن جمال بی‌مثالی را

دل از خود می‌رود بگذارتا مست فغان باشد

جرس آخر به منزل می‌کندکم هرزه نالی را

قناعت پیشه‌ای هشدارکاین حرص غنادشمن

کمینگاه هوسها کرده وضع بی‌سؤالی را

حباب باد پیمای تو وهمی در قفس دارد

توشمع هستی اندیشیده‌ای‌فانوس خالی را

همه‌گر عکس آفاق است در آیینه جا دارد

بنازم دستگاه عالم بی‌انفعالی را

نیابی غیر شک از پرده‌های چشم ما بیدل

حریر ما به دل دارد هوای برشکالی را

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی و جذابیت معشوق و همچنین به پیچیدگی احساسات عاشقانه می‌پردازد. شاعر در آن به توصیف ویژگی‌های ظاهری و باطنی معشوق می‌پردازد، از قبیل زیبایی موها، ابروها و لب‌هایش. او از زوایا و جلوه‌های مختلف عشق و حسرت سخن می‌گوید و به تأثیرات عمیق عشق و زیبایی بر روح و روان اشاره می‌کند. در این شعر، شاعر به contrast میان زیبایی بیرونی و درونی نیز اشاره می‌کند و به تأثیرات خیال و وهم در تصور معشوق می‌نگرد. به طور کلی، این شعر بیان‌کنندهٔ عشق عمیق و پیچیده‌ای است که در عین حال، به فریبندگی و ناپایداری زیبایی‌های ظاهری نیز توجه دارد.