غزل شمارهٔ ۱۶۶ بیدل دهلوی
بیدل دهلوی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
مآلکار نقصانهاست هر صاحبکمالی را
اگر ماهتکنند از دست نگذاری هلالی را
رمیدنها ز اوضاع جهان طرز دگر دارد
بهوحشت پیش باید برد ازین صحرا غزالی را
بهبقش نیک وبد روشندلان رادست رد نبود
کف آیینه میچیندگل بیانفعالی را
بساط گفتگو طی کن که در انجام کار آخر
به حکم خامشی پیچیدن است این فرش قالی را
وبال رنج پیری برنتابد صاحب جوهر
چنار آتش زند ناچار دلق کهنهسالی را
درین وادیکهخاک است اعتبار جهل و دانشها
غباری بر هوادان قصر فطرتهای عالی را
به وحدتخانهٔ دل غیر دل چیزی نمیگنجد
براین آیینه جز تهمت مدان نقش مثالی را
اگر خرسندی دل آبیار مزرعت باشد
چوتخم آبله نشو ونماکن پایمالی را
به چنگ اغنیا دامان فقر آسان نمیافتد
که چینی خاکگردد تا شود قابل سفالی را
چه امکان است بیدل منعم از غفلت برون آید
هجوم خواب خرگوش است یکسر شیر قالی را
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بررسی نقصانها و محدودیتهای انسانها و همچنین فلسفه زندگی میپردازد. شاعر میگوید که هر صاحب کمالی ممکن است با نقصانهایی مواجه شود و در نهایت کارها به نقص ختم میشود. او به تغییرات و پیچیدگیهای دنیای مادی اشاره میکند و بیان میکند که برای درک بهتر زندگی و پیشرفت در آن، باید از خاموشی و توجه به باطن خود بهرهبرد. همچنین، شاعر از رنج پیری و ناتوانی در برابر چالشهای زندگی صحبت میکند و بر این نکته تاکید میکند که در دنیای مادی، دانش و جهل در نهایت به یک سطح میرسند و ارزش واقعی فقط در درون انسانها و اعتقاداتشان است. او به فقر و ثروت اشاره کرده و میگوید که ثروتمندان نمیتوانند به راحتی از دامن فقر رها شوند و در نهایت بیان میکند که غفلت میتواند انسان را از حقیقت دور کند.