غزل شمارهٔ ۱۷۲۸ بیدل دهلوی
بیدل دهلوی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خارخارت کشت و پیش حرص بیکاری هنوز
در تردد ناخنت فرسود و سر خاری هنوز
میشماریگام و راهی میکنی قطع از هوس
کعبه پر دور است در تسبیح و زناری هنوز
زینبیابانآنچهطیگردید جزکاهشکه داشت
همچو شمع از خامسوزی داغ رفتاری هنوز
ریشهات بگسیخت ساز اندیشهٔ مضراب چند
شد نفس بیبال و در پرواز منقاری هنوز
صبح جزشبنمگلی زین باغ نومیدی نچید
گریه یکسر حاصل است وخنده میکاری هنوز
عبرت آفات دهر از خواب بیدارت نکرد
بیخبر در سایهٔ این کهنه دیواری هنوز
جان پاکی، تاکیافسردن بهکلفتگاه جسم
یوسفت در چاه مرد و برنمیآری هنوز
چشمبندی بیتمیزی را نمیباشد علاج
درکف است آیینه و محروم دیداری هنوز
غنچه تاکی در عدم بفریبد افسون گلش
سر به بادت رفته و در بند دستاری هنوز
همسری با ذرهات آب حیا در خاک ریخت
زین هوس هم اندکی کم شو که بسیاری هنوز
بر در هر سفله میمالی جبین احتیاج
خاک بر فرق توهم آبروداری هنوز
نیست بیدل هرکسی شایستهٔ خواب عدم
از تو تا افسانهای باقیست بیداری هنوز
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان حال و روز انسان در جستجوی معنا و حقیقت میپردازد. شاعر از ناکامیها و کجراهههایی که انسان در مسیر زندگی با آنها مواجه است سخن میگوید. او به بیفایده بودن تلاشها و سرگردانی در دنیای مادی اشاره میکند و از عواطفی چون ناامیدی و دلتنگی صحبت میکند. در این دلنوشته، رویای حقیقت و معنویت از بین رفته و انسان همچنان در پی ارتباط با خود و جهان بیرون است. از بغض و گریهی بینتیجه تا تمناهای بیسرانجام، همه نشانی از گرفتاریهای روح انسان است. در نهایت، شاعر تأکید میکند که تا زمانیکه انسان درک درست و عمیقی از خود نداشته باشد، به خواب و توهم خواهد ماند و باید بیدار شود تا بتواند به زندگی واقعی و معنادار دست یابد.