نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۸۰۹ بیدل دهلوی

بیدل دهلوی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

عبارت مختصر تا کی سوال وصل پیغامش

مباد ای دشمن تحقیق از من بشنوی نامش

برهمن‌ گو ببر زنار و زاهد سبحه آتش‌زن

غرور ناز دارد بی‌نیاز از کفر و اسلامش

نگردانده‌ست اوراق تمنا انتظار من

هنوز این چشم قربانی مقشّر نیست بادامش

رهایی نیست مضمونی که ‌گرد خاطرم ‌گردد

ز خود غیر از گرفتاری برون افکندم از دامش

هوای جستجوی وصل برد اندیشهٔ ما را

به آن عالم‌ که می‌باید شنید از خویش پیغامش

ندانم شوق احرام چه گلشن در نظر دارد

بهار از رنگ و بو عمریست ‌گم ‌کرده‌ست آرامش

به زیر چرخ منشین‌ گر تنزه مدعا باشد

عرقها بر چکیدن مایل است از سقف حمامش

ز دور آسمان گر سعد و نحسی در گمان داری

اثر وا می‌کند از کیفیت برجیس و بهرامش

دو عالم عیش و یک دم ‌کلفت مردن نمی‌ارزد

حذر از الفت صبحی ‌که باشد در نظر شامش

سماجت پیشه یکسر منع را ترغیب می‌داند

مگس هنگام راندن بیشتر می‌گردد ابرامش

تلاش جاه بیدل انحراف وضع می‌خواهد

کشد لنگی سر از پایی که پیش آید ره بامش

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به مشکلات و چالش‌های عشق و تلاش برای رسیدن به وصل محبوب می‌پردازد. شاعر از علاقه و شوقی سخن می‌گوید که در جستجوی ارتباط با معشوق دارد، اما در عین حال از دشواری‌های این مسیر و تاثیرات منفی آن بر خود آگاه است. او به ناپایداری دنیا و عیش و لذت‌های زودگذر اشاره می‌کند و بیان می‌کند که تمام این تلاش‌ها و خواسته‌ها گاه به نتیجه نمی‌رسند. شاعر همچنین به اهمیت صبر و عدم وابستگی به ظواهر دنیوی تاکید می‌کند و مفهومی عمیق از عرفان و انسانیت را در دل شعر خود گنجانده است.