نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۸۴۸ بیدل دهلوی

بیدل دهلوی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

نبود نقطه‌ای از علم این‌ کتاب غلط

شعور ناقص ما کرد انتخاب غلط

فریب زندگی از شوخی نفس نخوری

که تیغ‌ را نکند کس به موج آب غلط

شکست شیشه به چشمت بساط عشرت چید

ز رنگ باخته ‌کردی به ‌ماهتاب غلط

رموز وضع جهان را کسی چه دریابد

که خلق ‌کور سوادست و این ‌کتاب غلط

رجوع اصل خطا می‌برد ز طینت فرع

گرفتن است ز سر چون شود حساب غلط

جهان ز جوش غبار من آنقدر آشفت

که راه خانهٔ خود کرد آفتاب غلط

نداشت آینه‌ای موج آب غیر محیط

به جلوه خوردم از اندیشهٔ نقاب غلط

برون دایره مرکز چه آبرو دارد

نبست عشق سرم را به ‌آن رکاب غلط

به فرق حاصل این دشت خاک می‌بایست

عرق ز آینهٔ سعی ریخت آب غلط

به خواب دیدمت امشب ‌که در کنار منی

اگر غلط نکنی نیست حکم خواب غلط

ز قطره‌، قطره عیان دید و از محیط‌، محیط

نکرد فطرت بیدل به هیچ باب غلط

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بررسی عمیق و انتقادی انسان و علم می‌پردازد. شاعر به وجود غلط‌ها و نواقص در تصورات و انتخاب‌های بشر اشاره می‌کند و درمی‌یابد که بسیاری از مشکلات ناشی از ناتوانی در درک درست حقیقت هستند. او به تضاد میان علم و حقیقت، و همچنین تأثیرات فریبنده زندگی و احساسات اشاره می‌کند. شاعر هشدار می‌دهد که در زندگی و تحلیل جهان، گاهی واقعیت‌ها ممکن است غلط تفهیم شوند. او به جستجوی حقیقت در میان ظواهر و اهمیت درک درست اشاره می‌کند و بر این نکته تأکید می‌کند که شناخت صحیح دنیا نیازمند بینش و آگاهی عمیق‌تری است. در نهایت، او به ناتوانی بشر در شناخت صحیح خود و محیطش اشاره دارد و این سوال را مطرح می‌کند که آیا می‌توان به حقیقتی دست یافت یا خیر.