نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۸۹۵ بیدل دهلوی

بیدل دهلوی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ای مژدهٔ دیدار تو چون عید مبارک

فردوس به چشمی‌ که ترا دید مبارک

جان دادم و خاک سرکوی تو نگشتم

بخت اینقدر از من نپسندید مبارک

در نرد وفا برد همین باختنی بود

منحوس حریفی‌که نفهمید مبارک

هر سایه‌که‌گم‌گشت رساندند به نورش

گردیدن رنگی که نگردید مبارک

ای بیخردان غرهٔ اقبال مباشید

دولت نبود بر همه جاوید مبارک

صبح طرب باغ محبت دم تیغ است

بسم‌الله اگر زخم توان چید مبارک

ژولیدگی موی سرم چتر فراغیست

مجنون مرا سایه این بید مبارک

بربام هلال ابروی من قبله‌نما شد

کز هر طرف آمد خبر عید مبارک

دل قانع شوقیست به هر رنگ‌که باشد

داغ تو به ما، جام به جمشید مبارک

در عشق یکی بود غم و شادی بیدل

بگریست سعادت شد و خندید مبارک

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره شوق و شادی دیدار معشوق و زیبایی‌های عشق بیان شده است. شاعر با تشبیهات و تصاویری زیبا از احساسات خود صحبت می‌کند و خوشحالی و جشن را در عید دیدار معشوق توصیف می‌کند. او از ناکامی‌ها و غم‌هایی که در عشق تجربه کرده، یاد می‌کند و به قدرت و ارزش عشق اشاره می‌کند که در آن غم و شادی یکی می‌شوند. در نهایت، شاعر پی به قناعت و شکرگذاری در برابر این احساسات می‌برد و هر وضعیتی را در عشق مبارک می‌خواند.