نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۹۳۷ بیدل دهلوی

بیدل دهلوی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ای فرش خرامت همه‌جا چون سر ما گل

در راه تو صد رنگ جبین ریخته تا گل

گلشن چقدر حیرت دیدار تو دارد

در شیشهٔ هر رنگ شکسته‌ست صدا گل

شبنم صفت از عجز نظر هیچ نچیدیم

غیر از عرقی چند درین باغ حیا گل

ای بیخبران غرهٔ اقبال مباشید

از خاک چه مقدار کشد سر به هوا گل

نعل همه در آتش تحصیل نشاط است

دریاب‌ که از رنگ چه دارد ته پا گل

عالم همه یک بست و گشاد مژه دارد

ای باغ هوس غنچه چه رنگ است و کجا گل

آشفتگی وضع جنون بی‌چمنی نیست

گر ذوق تماشاست به این رنگ برآ گل

دلدار سر نامه و پیغام که دارد

آیینه تو آنجا ببر از حیرت ما گل

سیر چمن بیخودی آرایش ناز است

گر می‌روی از خویش برو رنگ و بیا گل

بیدل سر احرام تماشای که دارد

آیینه‌ گرفته‌ست به صد دست دعا گل

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف زیبایی و شکوه گل و باغ اختصاص دارد. شاعر به اهمیت و زیبایی گل اشاره می‌کند و از هر رنگ و جلوه‌ای که در باغ وجود دارد، سخن می‌گوید. او به عظمت دیدار معشوق و حس دلنشین عشق اشاره می‌کند و تشبیهاتی زیبا از حال و هوای باغ و گل‌ها می‌آورد. همچنین، شاعر به بی‌خبری و نادانی افرادی که از زیبایی‌ها غافل‌اند، انتقاد می‌کند و در نهایت به عشق و شوقی اشاره می‌کند که انسان را به سوی زیبایی‌ها می‌کشاند. شعر به طرز کنایه‌آمیزی از عمق احساسات انسانی و جستجوی زیبایی در زندگی سخن می‌گوید.