غزل شمارهٔ ۱۹۴ بیدل دهلوی
بیدل دهلوی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
سخت موهوم است نقش پردهٔ اظهار ما
حیرت است آیینهدار پشت و روی کار ما
چون نگه در خانهٔ چشم خیال افتادهایم
سایهٔ مژگان تصور کن در و دیوار ما
ریزش خون تمنا، گلفروشیهای رنگ
پرفشانیهای حیرت بلبل گلزار ما
ناله در پرواز دارد کوشش ما چون سپند
کز گداز بال و پر وا میشود منقار ما
چون شرر وحشت قماشان دکان فرصتیم
چیدن دامان رواج گرمی بازار ما
شمع محفل در گشاد چشم دارد سوختن
فرق حیران است در اقبال تا ادبار ما
با همه یأس اعتماد عافیت بر بیخودیست
ناکجا در خواب غلتد دیدهٔ بیدار ما
قطره سامانیم اما موج دریای کرم
دارد آغوشی که آسان میکند دشوار ما
غربت هستی گوارا بر امید نیستیست
آه ازآن روزی که آنجا هم نباشد بار ما
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بررسی زیبایی و پیچیدگیهای زندگی و وجود انسان میپردازد. شاعر به تصویرسازی از حالتهای مختلف وجودی و احساسات بشری میپردازد و با به کار بردن تعابیر زیبا، حس حیرت و ناامیدی را منتقل میکند. او از درونگرایی، آرزوها، تلاشها، و ظلمتهای زندگی صحبت میکند و به نوعی روابط بین فرد و جهان را به تصویر میکشد. احساس غم و غربت در زندگی و مشکل بودن روند وجود را نیز به خوبی توصیف میکند و در نهایت، حس نگرانی از آینده و عدم وجود در شرایط مطلوب را بیان مینماید.