نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۰۹۶ بیدل دهلوی

بیدل دهلوی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

خاک بودم آب گشتم‌ گِل شدم

عالَمی گُل کردم آخر دل شدم

غیرتِ حسن اقتضای شرم داشت

لیلیِ بی‌پردهٔ محمل شدم

تشنه ‌کامِ امن بودم زین محیط

خاک مالیدم به لب ساحل شدم

جوهرِ تیغش پرِ طاووس داشت

رنگها گل ‌کرد تا بسمل شدم

نغمه‌ها دارد مقاماتِ ظهور

او غنا ورزید و من سایل شدم

بس که کردم عقدهٔ اوهام جمع

خوشهٔ این کشتِ بی‌حاصل شدم

در من و او غیرِ حق چیزی نبود

فرقی اندیشیدم و باطل شدم

همچو اشکم لغزشی آمد به پیش

گامِ اول محرمِ منزل شدم

ناخنِ تدبیر پیدا کرد وهم

بیدل اکنون عقدهٔ مشکل شدم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از مراحل تحول و دگرگونی خود سخن می‌گوید. او ابتدا خاک است، سپس آب می‌شود و در نهایت به گل تبدیل می‌شود. این نمادهای طبیعت نشان‌دهنده‌ی رشد و تغییر و سپس رسیدن به حالت دل‌خواه است. شاعر به جاذبه‌ها و زیبایی‌های عشق اشاره می‌کند و به تفسیر موضوعاتی چون غم، شوق و جستجوی حقیقت می‌پردازد. او همچنین به پائیداری و چالش‌هایی که طی این تبدیل‌ها با آن‌ها روبرو بوده، اشاره دارد و در نهایت به این نتیجه می‌رسد که در درون او و معشوقش، تنها حقیقت وجود دارد و هر چیز دیگری باطل است. در نهایت، او خود را در تلاش برای رسیدن به مقام و آگاهی بیشتر حس می‌کند.