نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۱۵۰ بیدل دهلوی

بیدل دهلوی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

سرشک بیخودم عیش می ناب دگر دارم

ز مژگان تا چکیدن سیر مهتاب دگر دارم

به تاراج تحیر داده‌ام آیینه و شادم

که در جوش صفای خانه سیلاب دگر دارم

گهی خاکم‌،‌ گهی بادم‌،‌ گهی آبم‌،‌ گهی آتش

چو هستی در عدم یک عالم اسباب دگر دارم

درین ‌گلشن من و سیر سجود ناتوانیها

که چون بید از خم هر برگ محراب دگر دارم

نگاهم در نقاب حیرت آیینه می‌بالد

چراغ بزم حسنم برق آداب دگر دارم

دماغ عرض بیتابی ندارد سرخوش حیرت

وگرنه در دل آیینه سیماب دگر دارم

ز خون آرزو صدرنگ می‌بالد بهار من

نهال باغ یأسم ریشه در آب دگر دارم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به表达 احساسات عمیق و متنوع انسانی پرداخته است. شاعر از شادی و شگفتی در زندگی خود سخن می‌گوید و تأکید می‌کند که تجربه‌های جدید و زیبایی‌هایی دارد که باعث سرخوشی‌اش شده‌اند. او به تغییر حالات خود اشاره می‌کند و از وجود عناصر مختلف در روانش مانند خاک، باد، آب و آتش صحبت می‌کند. همچنین، او از سیر و سجود در یک گلشن یاد می‌کند و بیان می‌کند که در دلش آرزوها و احساسات جدیدی وجود دارد که به او سرزندگی می‌بخشند. به طور کلی، شعر به تضادها و تناقض‌های زندگی و احساسات انسانی می‌پردازد.