غزل شمارهٔ ۲۲۰۷ بیدل دهلوی
بیدل دهلوی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
تا جلوهات پر افشاند از آشیانهٔ چشم
روشن حباب دارد بنیاد خانهٔ چشم
آیینهها ز جوهر بال نگه شکستند
از حیرت جمالت در آشیانهٔ چشم
خاک در فنا شو با جلوه آشنا شو
بی سرمه نیست ممکن تعمیر خانهٔ چشم
در عالم تماشا ایمن نمیتوان بود
زین برق عافیت سوز یعنی زبانهٔ چشم
مژگان یار دارد مضراب صد قیامت
در سرمه هم نهان نیست شور ترانهٔ چشم
در جلوگاه نازش بار نگه محالست
دیگر چه وا نماید حیرت بهانهٔ چشم
خلوتگه تحیر بر بوالهوس نشد باز
مژگان چه دارد اینجا غیر از کرانهٔ چشم
سرمایهٔ نشاطم زبن بحر قطره اشکیست
بالیدهام چوگوهر از آب و دانهٔ چشم
شاید به سرفشانمگرد ره نگاهی
افتادهام چو مژگان بر آستانهٔ چشم
بر هر چه وارسیدم جز داغ دل ندیدیم
نظاره سوخت ما را آتش به خانهٔ چشم
در پردهٔ تحیر شور قیامتی هست
نشنیده است بیدل گوشت فسانهٔ چشم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی و جذابیت چشم و تأثیر آن بر دل و جان اشاره دارد. شاعر از ویژگیهای خاص چشم میگوید و اینکه چگونه شگفتی و حیرت در آن نهفته است. او به ارتباط عمیق بین زیبایی و رنگینکمانی از احساسات نظیر عشق و عاطفه اشاره میکند. در این شعر، چشم به عنوان منبع نور و زیبایی مطرح میشود که میتواند حالتهای مختلفی از شادی تا غم را انتقال دهد. شاعر همچنین به تنهایی و دردناک بودن نگاه به زیبایی نمیپردازد و بر تأثیر عاطفی نگاه و مژگان محبوب تأکید دارد. به طور کلی، این شعر تجلی زیبایی شناختی و احساسی از مفهوم چشم و تأثیر آن بر زندگی و احساسات فردی است.