نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۳۶۳ بیدل دهلوی

بیدل دهلوی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

صد شکرکه جز عجز گیاهی ندمیدیم

فری ندمیدیم و کلاهی ندمیدیم

تا آبله پایی نکشد رنج خراشی

خاری نشدیم از سر راهی ندمیدیم

حسرت چه اثر واکشد از حاصل مطلب

بر هیچکس افسون نگاهی ندمیدیم

چون آه هوس هرزه دوی ریشهٔ ما سوخت

اما ز دل سوخته ‌گاهی ندمیدیم

صد رنگ‌ گل افشاند نفس لیک چه حاصل

یک ریشه به کیفیت آهی ندمیدیم

سرتا قدم ما به هوس سرمه شد اما

در سایهٔ مژگان سیاهی ندمیدیم

بر ابرکرم تهمت خشکی نتوان بست

کو قابل عفو تو گناهی ندمیدیم

فریاد کزین مزرعهٔ سوخته حاصل

آخر مژه بستیم و نگاهی ندمیدیم

گلخن چمنی داشت که گلزار ندارد

از ناکسی آخر پر کاهی ندمیدیم

بر باد ندادیم درین عرصه غباری

زان رنگ فسردیم‌ که گاهی ندمیدیم

بیدل تو برون تاز که ما وهم‌پرستان

چندانکه نشستیم به راهی ندمیدیم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به بیان حسرت‌ها و ناکامی‌های خود می‌پردازد. او به این نکته اشاره می‌کند که از عجز و ناتوانی گیاهی فراتر نرفته‌اند و در زندگی خود فریادی نکشیده و از هیچ منفعتی بی‌بهره نمانده‌اند. با وجود دردها و رنج‌های مختلف، آنها از نگاهی به چیزهای بهتر غافل مانده و در افسوس و حسرت باقی مانده‌اند. شاعر همچنین بر این نکته تأکید می‌کند که اگرچه زندگی زیبایی‌هایی دارد، اما عملاً از آن چیزی به دست نیاورده‌اند و همواره در سایه هوس و آرزوها مانده‌اند. او از بی‌توجهی به فرصت‌ها و نتایج تلاش‌های خود سخن می‌گوید و به این نتیجه می‌رسد که در نهایت هیچ‌گاه گامی به جلو برنداشته‌اند.