نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۴۹۰ بیدل دهلوی

بیدل دهلوی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

هوس ها می‌دمد زین باغ جوش گل تماشا کن

امل آشفته است آرایش سنبل تماشا کن

تعلقهاست یکسر حلقهٔ زنجیر سودایت

دو روزی گر هوس دیوانه‌ای غلغل تماشا کن

گر آگاهی ز زخم دل مباش از ناله هم غافل

به عرض خندهٔ گل شیون بلبل تماشا کن

سواد نسخهٔ تحقیق اگر چشمت کند روشن

ز هر جزو محقر انتخاب گل تماشا کن

به جیب هر بن مو جلوهٔ خاصی‌ست خوبی را

اگر چشم است وگر رخسار وگر کاکل تماشا کن

ز بال و پر چه حاصل گر ندیدی عرض پروازی

در آب و رنگ این‌گلزار بوی گل تماشا کن

تپیدنهای دل صد رنگ شور بیخودی دارد

دهان شیشه‌ای واکرده‌ای قلقل تماشا کن

کهن شد سیر گل در عالم نیرنگ خودداری

کنون از خود برآ، آشفتن سنبل تماشاکن

چه حسرت‌ها که دارد نردبان قامت پیری

عروج موج سیلاب از سر این پل تماشا کن

به هشیاری ندارد هیچکس آسودگی بیدل

دمی بیخود شو و کیفیت این مل تماشا کن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف زیبایی‌ها و زشتی‌های زندگی می‌پردازد و هنرمندانه احساسات عاشقانه و دردهای درونی را به تصویر می‌کشد. شاعر با اشاره به گل‌ها و سنبل‌ها، نمادهای عشق و زیبایی را معرفی می‌کند و از مخاطب می‌خواهد به تماشای این زیبایی‌ها بپردازد. او همچنین به زنجیرهای تعلق و دردهای قلبی اشاره کرده و به اهمیت گرما و شوق زندگی تأکید می‌کند. در نهایت، با تأکید بر لحظه‌های بی‌خودی و تماشای زیبایی‌ها، زندگی را دعوت به لذت‌بردن از هر آنچه که در اطراف است، می‌داند.