نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۵۱۳ بیدل دهلوی

بیدل دهلوی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

ز شوخی تا قدح می‌گیرد آن بیدار مست من

به چینی خانهٔ افلاک می‌خندد شکست من

خیالش نقش امکان محو کرد از صفحهٔ شوقم

به صورت‌ پی نبرد آیینهٔ معنی‌پرست من

چو آن آتش که دود خویش داغ حسرتش دارد

نگردید از ضعیفی سایهٔ من زیر دست من

به نظم عافیت در فتنه‌زار کشور هستی

لب و چشمی‌ست‌ گر مقدور باشد بند و بست من

به تحقیق عدم افتادم و در خود نظر کردم

گرفت آیینه نیز از امتیاز نیست هست من

به هر جا پا بیفشردم ز وحشت صرفه‌ کم بردم

نگین نقشم‌،‌ گشاد بال و پر دارد نشست من

به رنگ غنچه لبریز بهار آفتم بیدل

نفس‌ گر می‌کشم می‌آید آواز شکست من

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره احساسات عمیق و پیچیده شاعر است که به تأمل در مورد زندگی و وجود خود می‌پردازد. شاعر از حالتی میان شادابی و ناامیدی صحبت می‌کند، جایی که در عین شادی و شور، حسرت و ضعف را نیز تجربه می‌کند. او به تصویرسازی‌های شاعرانگی و بیدار شدن از خواب غفلت اشاره دارد و از تأثیرات محیط اطرافش بر روی احساساتش می‌گوید. در نهایت، شعر به تضادها و کشمکش‌های درونی شاعر در جستجوی حقیقت و معنا می‌پردازد.