نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۵۶۲ بیدل دهلوی

بیدل دهلوی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

فلک چه نقش‌کشد صرف بند و بست جبین

مگرزمین فکند طرحی ازنشست جبین

به سجده نیز ز بار قبول نومیدیم

زمین معبد ما بود پشت دست جبین

نگین عبرتی از سرنوشت هیچ مپرس

دمیده‌گیر خطی چند از شکست جبین

ز صد هزار جنون و فنون نخواهی یافت

به غیر سجدهٔ عجز از بلند و پست جبین

به پیش خلق دنی عرض احتیاج مبر

به خاک جرعه نریزد قدح پرست جبین

بلند و پست جهان زیردست همواری‌ست

ز عضوهاست سرافرازتر نشست جبین

به هیچ سوز حیا گرم ننگری بیدل

عرق اگر دهد آیینه‌ات به‌دست جبین

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بررسی مفاهیم تواضع، قدرت و سرنوشت می‌پردازد. شاعر با استفاده از تمثیل‌هایی همچون "جبین" (پیشانی یا جبین) و "زمین" نشان می‌دهد که در برابر خالق و سرنوشت، همه ما در اصل به سجده و عبادت نیاز داریم. او بیان می‌کند که هیچ نیازی به نمایش قدرت و احتیاج به دیگران نیست و همه چیز در زندگی ممکن است زیر سایه همین سجده ساده باشد. در نهایت، تأکید بر بی‌احترامی به خود در برابر دیگران و نمایش ظاهری، بدون توجه به عمق واقعی نیاز و تواضع، مهم‌ترین مضامین این شعر هستند.