نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۶۰۴ بیدل دهلوی

بیدل دهلوی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

بسکه ما را بر آن لقاست نگاه

عالمی را به چشم ماست نگاه

حیرت امروز بی بلایی نیست

از مژه دست بر قفاست نگاه

مایهٔ بینش است ضبط نفس

گر به شبنم تند هواست نگاه

بی‌صفا زنگ برنمی‌خیزد

مژهٔ‌ بسته را عصاست نگاه

حرص معنی شکار عبرت نیست

دیدهٔ دام را کجاست نگاه

فکر رحلت خجالتی دارد

دم رفت‌ن به پیش پاست نگاه

غنچه شو چشم ازین و آن بربند

که درین باغ خونبهاست نگاه

بال شوق رسا تری نکشد

همچو شبنم سرشک ماست نگاه

بزم ما بسکه محو جلوهٔ اوست

شیشه‌ گر بشکنی صداست نگاه

حسرت حسن نو خطی داریم

طالب جنس توتیاست نگاه

مژده دستی بلند خواهد کرد

چشم وا می‌کنم دعاست نگاه

بیدل افسانهٔ دگر متراش

با همین رنگ آشناست نگاه

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به عمق و زیبایی نگاه و توجه به عالم و وجود اشاره می‌کند. او به احساس حیرت و شگفتی ناشی از تماشای زیبایی‌ها و لطافت‌های زندگی می‌پردازد. تأکید بر این است که درک و بینش در لحظات خاص، به خصوص در مواقعی که در جست‌وجوی معانی عمیق‌تر هستیم، از اهمیت بالایی برخوردار است. شاعر به دنبال آگاهی و روشنی در زندگی است و می‌گوید که نگاه به زیبایی‌ها، درک بهتر و عمیق‌تری از هستی به ما می‌دهد. همچنین، از حسرت و آرزوها برای یافتن زیبایی‌های معنوی و رهایی از محدودیت‌ها و نامرئی‌ها سخن می‌گوید. در نهایت، نگاه به زندگی و عشق، به مثابه دعا و آرزوی دستی بلند تعبیر می‌شود.