غزل شمارهٔ ۲۶۷۸ بیدل دهلوی
بیدل دهلوی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
برخود مشکن تا همه تن رنگ نگردی
ای شیشه نجوشیده عبث سنگ نگردی
دور است تلاشت ز ره کعبهٔ تحقیق
ترسمکه به گرد قدم لنگ نگردی
تا راه سلامت سپری ضبط نفس کن
قانون تو سازست گر آهنگ نگردی
چون خاک هواگیر درین عرصه محالست
کز خود روی و صاحب اورنگ نگردی
در آینهٔ شوخی این جلوه شکستی است
بر روی جهان بیهده چون رنگ نگردی
پیداست خراشی که ز نقش است نگین را
از نام جراحتکدهٔ ننگ نگردی
این جلوه نیرزد به غبار مژه بستن
آیینه مشو تا قفس زنگ نگردی
در عالم اضداد چه اندیشهٔ صلحست
با خود نتوان ساخت اگر جنگ نگردی
صیاد کمینگاه امل قامت پیریست
هشدار که چون حلقه شوی چنگ نگردی
بیگانگی وضع جهان حوصله خواه است
از خویش برون آی اگر تنگ نگردی
آیینهٔ نازت همه دم جلوه بهارست
ای رنگ نگردانده تو بیرنگ نگردی
بیدل به ادای مژه کجدار و مریزی
پر شیفتهٔ محفل نیرنگ نگردی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر از شاعری به نام "بیدل" بیانگر مضامین فلسفی و عرفانی است. شاعر به انسان هشدار میدهد که اگر خود را با دنیا و ظواهر آن درگیر کند، به بیهویتی و رنگ باختن دچار خواهد شد. او به جستجوگران حقیقت توصیه میکند که در پی کعبه حقیقت برآیند و از خودپرستی و خودکامگی بپرهیزند. شاعر میگوید که در این عرصه، تلاش و جستجو باید با کنترل نفس و ضبط خود همراه باشد وگرنه انسان به سرنوشت ناگوار و بیمعنایی دچار میشود. او همچنین در مورد تضادها و مشکلات دنیای مادی و لزوم خروج از این شرایط تاکید میکند تا روح و هویت واقعی خود را حفظ کند. در نهایت، بیدل به زیبایی و حقیقت اشاره میکند و از خواننده میخواهد که به عمق خود برود و فریب ظاهر دنیا را نخورد.